Wednesday , 26 April 2017

Home » ادبیات » دو شعر از لیلا صادقی

دو شعر از لیلا صادقی

|| March 9, 2017

این مطلب تاکنون 22770 بار مورد مطالعه قرار گرفت

سندروم رویا

بگو نیست مگر نیست به جز خدا
که کوک می‌کنی‌ خواب را برای روز مبادا
چه تنگ گرفته‌ای به تن
حبس شده‌ای در روده‌های خاک
بی‌شباهت به دود در سینه‌ی مادر مبتلا به کفن!
بی‌دلیل مرده‌ای در پیله‌ی کرم ابریشم
بگو نیست به جز خدا در این دیار مگر کس
که خاک برده است تکه‌ای از تو از ما
لعنت ‏كند خدا و لعنت‏ كنندگان نیز کنند لعنت را
آتش نشانی به زبان این مردم چه می‌شود؟
روزنامه‌ها منتشر می‌کنند و پر تیراژ آه می‌کشند
سندروم مرگ ناگهانی کودکان در ارتفاع بالای هشت هزار متر
سندروم مرگ خاموش در نرده‌های حفاظ پنجره
سندروم بمباران شیمیایی
سندروم رویاها
مردم هم پر تیراژ ویراژ می‌دهند توی خیابان‌ و با شمع‌ها ها ها
با هربار خرید بلیت هواپیما
یک بلیت استخر و بدنسازی وی آی پی رایگان دریافت نمایید
هشتاد و هشت
نود و چهار
نه هزار و ششصد و یک نوزاد
زاد و نزاد
بگو نیست مگر به جز خدا نیست
خوابی كه می شود پرز قالی و
هیچ شباهتی ندارد به شب‌هایی كه موش‌ها
به صورت آزمایشگاهی
منفجر می‌شوند
از بیداری پی در پی
نه از بی‌خوابی در پی
و سندروم
نام زنی است كه در نسبت خونی‌اش با خاک
چشم‌های بسته را از در می‌گیرد و باز می‌ماند
دانشمندان تنها می‌دانند كه
مرگ رویاها منجر به مرگ انسان می‌شود
بگو مگر نیست هیچ کس
که نیست هیچ مگر نیست کس

جاده ابریشم

می‌گذرد، می‌گذرد، نمی‌گذرم
کشتی از بالا و پائین موج‌ها می‌زند به باد
می‌نشیند به خاکیم و از خاکیم
بلند می‌شود
لیلی از بریدن ساقه‌های گندم
در روزگاری که عشق هم سیاسی است
دمای خاک باید مناسب باشد
جهت باد باید مساعد باشد
که نان برسد به دست مردمی که دیوانه‌وار زنده‌اند
و شمعی روشن کرده‌اند به یاد آنانکه دیوانه‌وار مرده‌اند
می‌رسد، می‌رسد، نمی‌رسم
خاکی که به دل می‌گیرد آب را
خاک خوبی است برای رسیدن به نان
و این نان چقدر سیاسی است
که تنی می‌شود ناتنی
وطنی می‌شود شکمی
و دنیا می‌شود عین مغزهایی که دو شقه‌اند
تن‌ها، تنش‌ها، تنهایی‌ آدم‌هایی که دو‌ شقه‌اند
از فرط دوری آنقدر نزدیکند
که یکی می‌رود درون دیگری
یکی می‌شود تکه‌ای از آن یکی
و دیگر هیچ صدایی روشن نیست
مگر کودکی شقه شقه که از فرط گریه‌های سیاسی
در تمام عکس‌ها بزرگ
می‌شود
کشتی و از بالا و پائین موج ها می‌زند به باد
می‌نشیند به خاکیم و از خاکیم
دیگر بلند نمی‌شود و نمی‌گذرد، نمی‌گذرد
دمای خاک باید مناسب باشد
جهت باد باید مساعد باشد
برای کودکی که به دنیا آمده و دیوانه‌وار
لیلی هم دیگر سیاسی است

[برگرفته از وبسایت لیلا صادقی]

این مطلب تاکنون 22770 بار مورد مطالعه قرار گرفت

دو شعر از لیلا صادقی Reviewed by on . سندروم رویا [clear] بگو نیست مگر نیست به جز خدا که کوک می‌کنی‌ خواب را برای روز مبادا چه تنگ گرفته‌ای به تن حبس شده‌ای در روده‌های خاک بی‌شباهت به دود در سینه‌ی سندروم رویا [clear] بگو نیست مگر نیست به جز خدا که کوک می‌کنی‌ خواب را برای روز مبادا چه تنگ گرفته‌ای به تن حبس شده‌ای در روده‌های خاک بی‌شباهت به دود در سینه‌ی Rating: 0

About لیلا صادقی

Leave a Comment

728x90-AccounTech
scroll to top