Monday , 29 May 2017

Home » ادبیات » یک شعر از ایمان عباس‌پی

یک شعر از ایمان عباس‌پی

|| May 16, 2017

این مطلب تاکنون 33510 بار مورد مطالعه قرار گرفت

ایمان عباس پی

از ازدحامِ یک منِ تو در تو، تا خلسه‌هایِ یک تنِ مستهجن

انسانِ چندوجهیِ مغلوبی درمانده لای آدمی و آهن

انسانِ چندوجهیِ مغلوبی پشت جنونِ وحشیِ این شب هاست

هر تکّه تکهّ تکّه به سمتی رفت؛ خود مانده پشتِ حسرتِ یک «رفتن»

انسانِ چندوجهی مغلوبم، در چنگلاخِ شهوتِ آدمخوار

یک سر میانِ باغِ جنونم رُست، صد سر به خنده زاریِ اهریمن

پایی به سمتِ سبزِ خیالِ تو؛ پایی به وهمِ تَنگِ مجالِ تو

صد پای مانده پشتِ محالِ تو، تا خرخره فرو شده در ماندن

یک دست جامِ باده به سر دارد؛ یک دست زلفِ یار، خیالاتش

یک دست داشت خاک به سر می ریخت؛ یک دست پاره پاره به پیراهن

دستی به  خوابِ خوبِ «تو» می بردم؛ صد دست، دست های مرا بُردند

از خوابِ خنده های تو افتادم، بر شوره زارِ این تنِ مستهجن

این مطلب تاکنون 33510 بار مورد مطالعه قرار گرفت

یک شعر از ایمان عباس‌پی Reviewed by on . [caption id="attachment_55362" align="aligncenter" width="510"] ایمان عباس پی[/caption] [clear] از ازدحامِ یک منِ تو در تو، تا خلسه‌هایِ یک تنِ مستهجن انسانِ چن [caption id="attachment_55362" align="aligncenter" width="510"] ایمان عباس پی[/caption] [clear] از ازدحامِ یک منِ تو در تو، تا خلسه‌هایِ یک تنِ مستهجن انسانِ چن Rating: 0

About ایمان عباس پی

Leave a Comment

728x90-AccounTech
scroll to top