Wednesday , 26 April 2017

Category: ادبیات

Feed Subscription

ادبیات

  • یک شعر از مزدک موسوی

    یک شعر از مزدک موسوی

    "بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر بار دگر روزگار چون شکر آید دیو چو بیرون رود فرشته در آید..." و خط قرمزشان روسری تو شده بود، که گیسوان تو در شهر عطر آگین است به شانه های غزلخیز من پ ...

  • چند شعر از ملینا علیپور

    چند شعر از ملینا علیپور

    ملينا عليپور؛ متولد ٦ مرداد  ١٣٦٥ - تهران: معمار، نقاش، طراح لباس و شاعر است. علیپور كارشناسی ارشد معمارى را از دانشگاه آزاد اسلامى و مدرک بين‌المللى دکوراسیون داخلی را از وزارت عل ...

  • چند شعر از محمدرضا طاهرنسب

    چند شعر از محمدرضا طاهرنسب

    ۱ مربع های غمگین ذوزنقه اند مربع های شاد خود مربع اند. اگر به خطوط دیوانه رسیدید صدایی شبیه تیز کردن چاقو در آورید اگر از شما پرسیدند: رییس جمهور برزیل دایره است یا مثلث و اگر از ق ...

  • چند شعر از هلیا توکلی

    چند شعر از هلیا توکلی

    شهرگان: هلیا توکلی شاعر و مترجم زبان فارسی است. او لیسانس مترجمی زبان فرانسه را از دانشگاه تهران مرکز و سپس فوق لیسانس ادبیات فرانسه را از دانشگاه‌های تهران مرکز و سوربون فرانسه در ...

یک شعر از مزدک موسوی

یک شعر از مزدک موسوی

"بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر بار دگر روزگار چون شکر آید دیو چو بیرون رود فرشته در آید..." و خط قرمزشان روسری تو شده بود، که گیسوان تو در شهر عطر آگین است به شانه های غزلخیز من ...

Read More »
چند شعر از ملینا علیپور

چند شعر از ملینا علیپور

ملينا عليپور؛ متولد ٦ مرداد  ١٣٦٥ - تهران: معمار، نقاش، طراح لباس و شاعر است. علیپور كارشناسی ارشد معمارى را از دانشگاه آزاد اسلامى و مدرک بين‌المللى دکوراسیون داخلی را از وزارت ع ...

Read More »
چند شعر از محمدرضا طاهرنسب

چند شعر از محمدرضا طاهرنسب

۱ مربع های غمگین ذوزنقه اند مربع های شاد خود مربع اند. اگر به خطوط دیوانه رسیدید صدایی شبیه تیز کردن چاقو در آورید اگر از شما پرسیدند: رییس جمهور برزیل دایره است یا مثلث و اگر از ...

Read More »
چند شعر از هلیا توکلی

چند شعر از هلیا توکلی

شهرگان: هلیا توکلی شاعر و مترجم زبان فارسی است. او لیسانس مترجمی زبان فرانسه را از دانشگاه تهران مرکز و سپس فوق لیسانس ادبیات فرانسه را از دانشگاه‌های تهران مرکز و سوربون فرانسه د ...

Read More »
دو شعر از سریا داودی حموله

دو شعر از سریا داودی حموله

۱ کفش ام به پای بادها بخورد به پیامبری مبعوث می شوم شاید نیمه ی کسی باشم که با یک کاما جلو نیل را گرفت! ۲ من آفتابم تو آفتاب گردان كودكاني كه نام ترا دارند به چشم هاي من هم عادت م ...

Read More »
دو شعر از لیلا صادقی

دو شعر از لیلا صادقی

سندروم رویا بگو نیست مگر نیست به جز خدا که کوک می‌کنی‌ خواب را برای روز مبادا چه تنگ گرفته‌ای به تن حبس شده‌ای در روده‌های خاک بی‌شباهت به دود در سینه‌ی مادر مبتلا به کفن! بی‌دلیل ...

Read More »
لباس قرمز

لباس قرمز

شهرگان: با شیطنت لباسش را درآورد و به سرعت از پنجره ی اتاقش پرت کرد بیرون. دو تایی تا کمر از پنجره خم شده بودیم و به پیراهن قرمزش نگاه می کردیم که طبقه ی ۱۸ را رد کرده بود و باد ت ...

Read More »
۲ شعر از سید مهدی موسوی

۲ شعر از سید مهدی موسوی

سید مهدی موسوی (زاده ۱۳۵۵ در تهران) دکتر داروساز، شاعر ایرانی و پژوهشگر ادبیات است.  بسیاری از منتقدین او را پدر غزل پست مدرن می‌دانند. از فعالیت‌های مهم او ایجاد کارگاه‌های شعر و ...

Read More »
زن که باشی…

زن که باشی…

*** باد خنک اول صبح توی آشپزخانه پیچید. لرزم گرفت. پرده‌ چهارخانه‌ کلفتی که افشین به پنجره‌ آشپزخانه زده بود، کنار رفت. افشین می‌گفت: «پرده کلفت نگاه‌های مزاحم رو دور نگه می‌داره! ...

Read More »
چند شعر و و چند ترجمه از سمیرا نیک‌نوروزی

چند شعر و و چند ترجمه از سمیرا نیک‌نوروزی

سمیرا نیک‌نوروزی فارغ‌التحصیل ادبیات انگلیسی، شاعر، مترجم و منتقد فیلم و تئاتر است. تاکنون کتاب شعر «شهریورمَرد در مرداد»؛ نشر چشمه،  و «از توتستان لذت ببر» ترجمه مجموعه گزیده های ...

Read More »
سه شعر از محمد آشور

سه شعر از محمد آشور

خصوصی بگویم گوش‌ات کجاست؟... بیاور! این سطرها فقط برای تو تنهاست: «این مرگ را ببین! در ذاتِ طناب است چه سیاه... چه سفید و مارگزیده‌ای که من‌ام مار را بر هر ریسمانِ ساکتی ترجیح می‌ ...

Read More »
سه شعر از غزال مرادی

سه شعر از غزال مرادی

۱ چشمه  هنوز       قرصی نشده که بیندازمش بالا دریا هنوز قاصدکی که فوتش کنی طرف من همین که نبضت می‌زند در گوشه‌ای از دنیا کافی‌ست نگرانت باشم مبادا       نگاه‌های فلاسفه را بدزدی و ...

Read More »
شعری از سریا داودی حموله

شعری از سریا داودی حموله

جنگ جان می دهد اسبی در دور دست شیهه می کشد کدام رود دکمه های پیراهنش را نبسته؟ شاید آخرین سربازی که از جنگ برنگردد برادر من باشد! ...

Read More »
با تراشۀ صابون

با تراشۀ صابون

۱ با تراشه‌ی صابون یک خط کوتاه روی آستین کت مشتری کشید، درست بالای شست، و آنرا تا کرد. آنوقت سنجاق ته گرد را روی تا فرو برد . سپس زانو زد و قد شلوار را هم تا کرد و از آقای جانسون ...

Read More »
تیغ ها

تیغ ها

یکی از دلایل این شعر چیزی است که در آن گوشه‌ی خیابان می بینم * به من حق ندادند که اگر این آدم هایی که در این خیابان ها می آیند و می روند ، تیغ نیستند پس من چرا تکه تکه به خانه بر ...

Read More »
دو شعر از نادر احمدی

دو شعر از نادر احمدی

شعر اول شب در خیابان تاین آرام تر شده است خواب عمیق خاکستری اش روی برگ ها و چمن ها دیده می شود دلتنگی اش را می شود لمس کرد دیوار سفیدی است که مورچه ی کوچکی را لو می دهد خانه ی رو ...

Read More »
پژواک سبز

پژواک سبز

هر وقت این پوتین‌های لعنتی را می‌پوشم، صدای پای صد سرباز را از پشت سرم می‌شنوم. می‌دوم، آن‌ها هم می‌دوند. می‌ایستم، پشت سرم را نگاه می‌کنم، باز هم هیچ کس نیست. بر خلاف بقیه آدم‌ها ...

Read More »
چهار شعر از هدی قاسمی

چهار شعر از هدی قاسمی

  از سر دلتنگی … شاید هم از سر دلتنگی‌ست که رشک می‌برم به تمام ستاره‌هایی که در خواب تو سقوط می‌کنند و در تمام دل دله‌های بی‌هلهله مدام منتظرم پایان بگیرد این آتش بازی شبانه … حال ...

Read More »
شعری از سریا داودی حموله

شعری از سریا داودی حموله

اگر به شکل شب درآمدم ترجیح می دهم معاصر کسی باشم که در من عبور تاریکی داشت به شکل روز در آمدم ترجیح می دهم ادامه ی درختی باشم که تصمیم ماه بود به شکل باد در آمدم تا سایه ای نداشته ...

Read More »
گلوله‌ها و استخوان

گلوله‌ها و استخوان

اگر داوود نگفته بود ما هم نمی رفتیم. می ماندیم. هوایی مان کرد که برویم از بس که بی نفس گفت، بریده گفت دست ها دست ها و دست ها و ما مانده بودیم که دست ها چه داوود آخر؟ که نمی گفت با ...

Read More »
دو شعر از الهام حیدری

دو شعر از الهام حیدری

۱. زن قدیمی بود و روی چانه اش زنخدان دلو را به داخل خوابها می انداخت و از آب چاه می کشید که ماه توی چاه توی چاله روی چانه می کشید و کشیدن را می کشید روی خوابهایش مثل پتو مثل اخلاق ...

Read More »
کبود کرده است طناب دار

کبود کرده است طناب دار

۱ باد بُردگی در حجم توست نگاه تو طوفان میان شلتوک های برنج می وزی و من می وزی و من هزار دانه می شوم هوایت را  حمله کن ! ذاتم  باد بُردگی در حجم توست ۲ کبود کرده است طناب دار کبود ...

Read More »
در آوردن جوش و شکستن ناخن

در آوردن جوش و شکستن ناخن

درست همان روز که گفتم نه! من آدم این رابطه‌ها نیستم، یک جوش بزرگ در آوردم. جوش دردناکی بود. آن قدر که دردش چند باری ازخواب بیدارم کرد. نمی‌دانم یک مرتبه از کجا پیدایش شد. مثل یک و ...

Read More »
هفت شعر از فرهاد کریمی

هفت شعر از فرهاد کریمی

در متن: حتا من بودم ناشناس در شناسنامه­‌ی وقتی سَر به احوال تو می­گذارم وَ توضیح دارد البته اگر در عبور اسم اعظمِ تو ایستاده‌­ام حالا درد می­‌کِشم نمی­‌مانی در توضیح داردِ اعظمِ خ ...

Read More »
خاور میانه بیدار شو

خاور میانه بیدار شو

مهین میلانی mmearthback@gmail.com کسی جیغ بکشد باید اتفاقی بیافتد کسی بگوید بیدار شو یک سیلی محکم یک سطل آب یخ بیرون بیا بریز بیرون، به آن زباله دان تاریخ تاریخ و خانه وخاطره و بی ...

Read More »
جمعه‌ها

جمعه‌ها

داداش دیر کرده بود. شهرزاد نگاه کرد به ساعت بزرگ،‌ بالای سر خانم سرهنگ. با هر تیک تاک، یک چشم با مژه‌‌ی مصنوعی، کنار صفحه، گوشه‌ی بالای ساعت، چشمک می‌زد. یک دهان سرخ، با لب های بز ...

Read More »
شعری از شهین خسروی نژاد

شعری از شهین خسروی نژاد

شهین خسروی نژاد (اُرا ) در کرمان بدنیا آمده ارشد زبان‌شناسی خوانده تا کنون چند مجموعه شعر به چاپ رسانده و به جوایزی همچون جایزه شعر کارنامه و جایزه شعر خورشید دست یافته است. "روم ...

Read More »
شش شعر از ماندانا زندیان

شش شعر از ماندانا زندیان

برگرفته از کتاب جدید او، «ما خورشید سایه‌های خویشیم» (انتشارات اچ اند اس/ لندن) این کتاب را می‌توانید با مراجعه به لینک زیر از انتشارات اچ اند اس تهیه کنید: http://www.hands.media ...

Read More »
آرایشگر من

آرایشگر من

آرایشگر من یک زن زیبا و جوانست. از وقتی که برای اصلاح سرم پیش او می روم ، فهمیده ام که او پروندۀ طلاق و جدائی بسیاری از زن ها و مردهای ایرانی را درذهن و قلب خود ضبط کرده است. خودش ...

Read More »
پنج شعر از اعظم بهرامی

پنج شعر از اعظم بهرامی

«پرنده‌ای بر روی شاهرگ» چاپ اول: اچ اند اس مدیا، لندن، 1395 طرح جلد: شبنم میری برای تهیه‌ی این کتاب به اینجا مراجعه کنید: http://www.hands.media/books/?book=the-bird-on-the-nervur ...

Read More »
عفریته

عفریته

اشاره: محمد حشمتی‌فر در 22 اسفند 1366 با معلولیت دیستروفی، در یکی از روستاهای مشهد متولد شد. کودک بود که همراه خانواده به مشهد آمد. ابتدایی را در مدرسه معلولین به پایان رساند و دب ...

Read More »
فصلی از رمان “قطار مردم” نوشته‌ی حجت بداغی

فصلی از رمان “قطار مردم” نوشته‌ی حجت بداغی

فصلی از رمان "قطار مردم" نوشته‌ی حجت بداغی تهران، نشر کتاب کسرا چاپ اول: ۱۳۹۴ طرح جلد: مهسا رهنما   آیا استاد می‏دانست قرار است شب چهارشنبه‌سوری بمیرد که چیزی بیشتر از آتش، یک‌جور ...

Read More »
سه شعر از نادر چگینی

سه شعر از نادر چگینی

  ۱  من همانم که دربادها می ایستم دربرگ بیدها تمام می شوم ومدام خود رادرشطرنج ماه می بازم با اعتقادی به این اتاق واین مبل که وقتی می نشینم ساعتها برآن باران می بارد می دانم لبخند ...

Read More »
چند شعر از عبدالقادر سعید

چند شعر از عبدالقادر سعید

  1- سنگ! تاریخ روی هم گذاشتن سکوت است 2- نمی دانم: چندازکبوتررنگین ام پرمی گشاید؟ اما همیشه عادت کرده ام درگه قفس دل را بازبگذارم 3- رمزیافتن کلیدزندان غریبی تنهاغربت نشینان می د ...

Read More »
عرایض یک سایه

عرایض یک سایه

سلام، حالتون چطوره؟ اون بابایی رو که توی دبی برای خرید پلاک خودروی شماره (5) 33 میلیون درهم، یعنی 9 میلیون دلار آمریکایی داد دیدین!؟ اینا این پولارو از کجا میارن؟ میگن طرف بازرگان ...

Read More »
728x90-AccounTech
scroll to top