In touch with Diverse Iranian Community

اختلال خلقی دو قطبی چیست و چگونه درمان میشود – بخش ۲

0 48

آیا عوامل محيطى و یا فشار روانى موجب اختلال دوقطبى مى‌شود؟

مدتى خودتان را به دقت زير نظر بگيريد و ببينيد كه آيا فشار روانى موجب عود دوره‌هاى بيمارى مى‌شود؟

مطالعات تأييد كرده‌اند كه فشار روانى مى‌تواند باعث بروز عودهاى شيدايى و افسردگى شوند. عدم تعادل مواد بيوشيميايى فرد را در برابر عوامل ايجاد فشارهاى روانى جسمى و هيجانى همانند بى‌خوابى، افزايش تحريك‌پذيرى، ناسازگارى‌ها و كشمكش‌هاى زناشويى، و يا ديگر تجربه‌هاى ناراحت‌كننده و تلخ زندگى آسيب‌پذير مى‌سازد. در مواقع فشار روحى، مغز فاقد ساز و كارهاى عصبى براى عملكرد صحيح در مقابل حمله و يا عود ناخواسته اختلال مى‌باشد. عليرغم چنين تأثيرى فشار روحى بخودى خود موجب اختلال نيست.

شيدايى (Mania)

حالت شيدايى مى‌تواند فوق‌العاده مخرب باشد و موجب آسيب قابل ملاحظه‌اى در روابط اجتماعى و شغلى گردد. افراد هنگامى كه افسردگى ملايمى دارند بيشتر احتمال دارد كه در جستجوى گرفتن كمك از ديگران باشند تا زمانى كه دچار عود وضعيت شيدايى مى‌شوند.

نشانه اصلى شيدايى اين است كه سرخوشى و نشاط در اين افراد عمومآ بر مبناى ناراحتى استوار است. هر كسى احساساتى نظير مسرت، خوشبختى و شادى دارد، اما خُلق فردى كه به اختلال شيدايى دچار است طيفى از عدم اعتماد به نفس و نداشتن قدرت داورى تا روان‌پريشى در تفكر و رفتار را دربر مى‌گيرد و نشانه‌هاى بيمارى مى‌تواند در هيجان‌ها، تفكر و رفتار نمود يابد.

عدم درمان شيدايى متوسط تا شديد مى‌تواند فوق‌العاده مخرب باشد و موجب اختلال زياد در عملكرد اجتماعى فرد شود. افراد به هنگام شيدايى، احتمالا تمايلى به طلب استمداد از ديگران ندارند و ممكن است وجود هر مشكلى را در خود انكار كنند. اين امر ممكن است به بسترى شدن اجبارى آنان در بيمارستان بينجامد.

برخى از علائم شيدايى اينها هستند:

حساسيت تحريك‌پذيرى، اختلال در اشتها، كاهش نياز به خواب، افزايش فعاليت، ازدياد تمايلات جنسى، تند تند حرف زدن و يا كلمات هم‌قافيه را به كار بردن، پَرش افكار، نداشتن خويشتن‌دارى، به پايان نرساندن كارها، ولخرجى كردن، اعتماد به نفس كاذب و نمايشى، بزرگ‌نمايى، رفتارهاى تابع اميال آنى، خنده‌هاى غيرمتعارف، تفكر خلاق و باورنكردنى، اقدام و مشاركت در فعاليت‌هاى پرخطر و افزايش و يا كاهش افكار و تجربه‌هاى مذهبى.

شيدايى خفيف (Hypomania)

وضعيت اين اختلال مانند شيدايى مى‌باشد ولى خفيف‌تر. نشاط در خُلق، افزايش فعاليت و كاهش نياز به خواب و استراحت از علائم آن است. به هر حال تغيير در نوسانات آن طورى نيست كه مشكلات جدى‌اى كه در شيدايى مشاهده مى‌شود به وجود آيد.

افسردگى (Depression)

همه افراد داراى احساس‌هاى اندوه و يأس هستند. نشانه‌هاى اصلى اختلال افسردگى، احساس‌هاى شديد، فراگير و مزمن اندوه و درماندگى است كه موجب آسيب شديد بر عملكردهاى اجتماعى و شغلى مى‌گردد. چنانچه كسانى كه به افسردگى متوسط تا شديد مبتلا هستند درمان نشوند، اين امر مى‌تواند به تلاش براى خودكشى و يا به تفكرات و رفتار روان‌پريشى منجر شود. برخى از علائم معمولى افسردگى عبارت‌اند از : اشتهاى كم و كاهش وزن يا برعكس افزايش اشتها و همراه آن افزايش وزن. ساير علائم شامل اختلال در خواب، فقدان انرژى، خستگى يا كوفتگى مفرط، حركات و تكلّم كُند، تغيير ميزان فعاليت، فقدان علاقه و يا لذت در فعاليت‌هاى معمول، كاهش فعاليت جنسى، تضعيف توانايى تفكر و تمركز، دودلى و در خود فرورفتگى و گوشه‌گيرى از فاميل، افت كاركرد حافظه و عدم تمركز، آشفتگى، انتقاد و سرزنش شديد خود، عزت نفس پايين، احساس بى‌ارزشى يا گناه مفرط كه ممكن است برسد به توهم، يا تكرار مداوم افكار مرگ، و يا تفكر در مورد آسيب به خود يا تلاش جهت خودكشى و برداشت حد اکثری از موضوعات و تمایل به ایجاد تغییرات در آنها.

طبقه‌بندى‌هاى اختلال دوقطبى

دوقطبى نوع يك (Bipolar type I)

افرادى كه تشخيص داده مى‌شود داراى اختلال دوقطبى نوع يك مى‌باشند، غالبآ با افسردگى مواجه بوده و حداقل يك بار عود شيدايى را نيز تحمل كرده‌اند. آنها طى بازگشت يك دوره به شيدايى و يا افسردگى، نشانه‌هاى روان‌پريشى (هذيان و توهم) را تجربه كرده‌اند.

دوقطبى نوع دو(Bipolar type II)

 در حادترين شرايط افرادى كه داراى اختلال دوقطبى نوع دو هستند به شيدايى خفيف دچار مى‌شوند، ولى علائم روان‌پريشى (هذيان و توهم) را در يك دوره شيدايى يا افسردگى ندارند.

 اختلال تندچرخى (Rapid Cycling )

 دكتر رونالد فى‌يو(Ronald Fieve) و دكتر ديويد دونر(David Duner)براى اولين بار اصطلاح تندچرخى را براى افرادى به كار بردند كه در يك سال چهار بار و يا بيشتر دوره‌هاى شيدايى و يا شيدايى خفيف مخلوط با افسردگى را تجربه مى‌كنند. تقريبآ 5 الى 15 درصد از افراد داراى اختلال دوقطبى دچار تندچرخى مى‌شوند. تصور مى‌شود كه برخى از داروهاى ضدافسردگى مى‌توانند در بروز تندچرخى مؤثر باشند. به طور كلى اين‌گونه اختلال دوقطبى به درمان با داروهاى ضدتشنج بهتر جواب مى‌دهند تا به درمان با ليتيم. الكتروشوك‌درمانى، گزينه ديگرى براى درمان افراد مبتلا به اين نوع اختلال مى‌باشد.

خلق تركيبى(Mixed States)

درصد اندكى از بيماران كه به نظر مى‌رسد در مرحله انتقالى كه در آن شيدايى به افسردگى تغيير وضعيت مى‌دهد، گير مى‌افتند و در نتيجه به طور همزمان علائم هر دو اختلال افسردگى و شيدايى را از خود بروز مى‌دهند. به اين افراد گفته مى‌شود كه در خلق تركيبى قرار دارند. گرچه تعداد اين نوع اختلال از نظر آمارى اندك است ولى يكى از معمول‌ترين مشكلات ديده شده در بيمارستان‌هاست.

اختلال خُلقى ادوارى(Cyclothymia)

اختلال خُلقى ادوارى نوع ملايم و خفيف‌تر اختلال دوقطبى است. دوره‌هاى افسردگى و شيدايى در اين نوع اختلال كوتاه‌تر، نامنظم‌تر و داراى شدت كمترى است. حالت‌هاى خلق مى‌تواند به سرعت تغيير يابد به طورى كه فرد تغيير خلق بارز و مشخصى را روز به روز تجربه مى‌كند.

اختلال دوگانه(Dual Diagnosis)

اختلال دوگانه اين‌گونه تعريف شده است : داشتن يك بيمارى روانى شديد همراه با اعتياد به الكل و يا ديگر مواد مخدر. دو زيرگروه از بيماران وجود دارند؛ يكى آنان كه اعتياد به سوءمصرف شديد الكل و يا ساير مواد مخدر همراه با اختلال روانى شديد دارند، و ديگرى آنهايى كه اعتياد به مصرف الكل و يا ديگر مواد بر روال درمان اختلال روانى آنها اثرگذار است.

تحقيقات نشان داده است كه يك سوم مبتلايان به اين بيمارى، سوءمصرف الكل دارند و يا به آن معتاد هستند و يك سوم از كسانى كه از سوءمصرف مواد رنج مى‌برند، علاوه بر آن داراى علائم يك اختلال روانى نيز مى‌باشند. 50 درصد افرادى كه غير از الكل به ديگر مواد مخدر معتاد ند، داراى علائم اختلال دوگانه هستند.

افرادى كه دچار شيدايى هستند، در طول زندگى نسبت به كل جمعيت بيشتر در خطر ابتلا به اعتياد به الكل قرار مى‌گيرند؛ درحالى كه در مورد افسردگى اساسى (شديد) يك خطر وجود دارد. بهبودى افرادى كه داراى اختلال دوگانه هستند نسبت به كسانى كه اعتياد شديد به مواد ندارند كندتر صورت مى‌پذيرد.

گرچه در حال حاضر چند برنامه فراگير و گسترده براى درمان اين افراد وجود دارد ولى تحقيقات در اين زمينه ادامه دارد. داشتن سبك زندگى متعادل در كنترل اين بيمارى مفيد است.

اختلال‌يك‌ قطبى يا اختلال افسردگى اساسى یک مشكل حاد پزشكى است كه قابل درمان مى‌باشد

اختلال خُلقى يك‌قطبى نوسان‌هاى غيرعادى در خلق است كه در آن جايگزينى خلق پايين (افسردگى) با دوره‌هايى از ثبات صورت مى‌پذيرد. برعكس اختلال دوقطبى، افراد مبتلا به اختلال يك‌قطبى، طيف شيدايى را تجربه نمى‌كنند. گرچه اختلال يك‌قطبى معمولا در افراد بالغ ديده مى‌شود، نوجوانان و كهن‌سالان نيز مى‌توانند به آن مبتلا شوند، ولى شناخت و تشخيص در اين گروه‌هاى سنى دشوارتر است.

علائم اختلال‌هاى يك‌قطبى همان علائم بيماران دوقطبى در مرحله افسردگى است، با اين زيرگونه‌ها: ماليخوليا(Melancholia)، افسردگى روان‌پريشانه و اختلال افسرده‌خويى

 اختلال روان‌پريشانه (Psychotic Depression)

اين اختلال نيز يك نوع بسيار شديد افسردگى است كه علاوه بر علائم ماليخوليا، همچنين داراى علائم روان‌پريشى نظير وهم و هذيان نيز مى‌باشد.

اختلال افسرده‌خويى (Dysthymic Disorder)

اين اختلال يك افسردگى ملايم طولانى‌مدت است كه حداقل دو سال دوام دارد. مى‌تواند چند دهه را به طور چرخشى در برگيرد و فرساينده باشد و تأثير نامطلوبى بر شخصيت فرد باقى گذارد.

اختلال خُلقى فصلى(Seasonal Affective Disorder)

علائم اين اختلال با تغييرات فصلى مشاهده مى‌شود كه آن را از ديگر انواع اختلال‌هاى خُلقى متمايز مى‌سازد. افراد مبتلا به اين اختلال مجموعه‌اى از علائم را همان موقع از سال، ولى نه لزومآ در هر سال بروز مى‌دهند.

اكثر افراد در ماه‌هاى طولانى زمستان كه ساعات تاريكى طولانى‌تر از روشنايى است به اين عارضه دچار مى‌شوند. به اين گونه افراد گفته مى‌شود كه افسردگى و غمگينى زمستانى دارند.

احساسات و علائم در اينگونه افراد ممكن است نامحسوس باشد و يا بسيار آشكار. علائم شامل ماهها افسردگى، خستگى و اضافه‌وزن مى‌باشد.

درمان براى اين اختلال خُلقى ويژه، مى‌تواند شامل درمان دارويى ضدافسردگى و يا نوردرمانى باشد كه به تحفيف حالت غمگينى كمك مى‌نمايد و موجب تسكين آن مى‌شود. در نوردرمانى از نور استفاده مى‌شود كه نور خورشيد را در دوره‌هاى طولانى همانندسازى مى‌كند.

در برخى از افراد داراى اختلال دوقطبى، نوردرمانى مى‌تواند منجر به تندچرخى و حالت‌هاى شيدايى شود.

 اختلال‌هاى اضطراب و ترس(Anxiety and Panic Disorder)

بسيارى از افراد داراى اختلال خُلقى از اضطراب نيز در رنج هستند. گرچه اختلال اضطراب قربانيان خود را عملا ناتوان مى‌سازد، ولى اين موارد عمومى‌ترين اَشكال از اختلال‌هاى روانى هستند كه قابل درمان مى‌باشند. درصورتى كه شما مختصر اضطرابى را در زمان تنش‌زاى ويژه‌اى نظير سخنرانى در جمع تجربه مى‌نماييد، داراى اختلال دوقطبى نيستيد. اين امر را اضطراب واكنشى مى‌نامند.

علائم فيزيكى (جسمى) اختلال ترس:

ـ لرزش

ـ درد عضلانى

ـ تعريق

ـ دستهاى سرد و مرطوب

ـ دلهره

ـ عصبانيت

ـ سرگيجه

ـ خستگى

ـ تپش قلب

ـ خشكى دهان

ـ كج‌خُلقى

ـ احساس از دست دادن كنترل

 انواع مختلف اختلال اضطراب به شرح زير هستند:

ترس‌هاى بى‌مورد همراه با حمله‌هاى وحشت . بسيارى از ترس‌ها برايمان آشنا هستند نظير ترس از مار، ترس در فضاهاى بسته و محصور، ترس از هواپيما و ارتفاع. ساير هراس‌ها مشهور نيستند همانند ترس از مكان‌هاى شلوغ يعنى ترس در زمانى كه فرد در يك مكان عمومى مثل مراكز خريد و يا كنسرت قرار مى‌گيرد كه هيچگونه خيابانى براى فرار در آنها وجود ندارد. ترس از مكان‌هاى شلوغ فرد را ناتوان و او را در خانه خود در انزوا قرار مى‌دهد.

 اختلال ترس (Panic)

مشخصه اين اختلال، ترس زياد است كه هيچگونه نشانه ظاهرى ندارد؛ اغلب ترس همراه با علائم جسمى نظير تپش قلب، تعريق، گرگرفتگى و يا سرد شدن و احساس خفگى و خفقان از روبرو شدن با واقعيت مى‌باشد. چنانچه علائم شديد باشند فرد به اين عقيده مى‌رسد كه در معرض حمله قلبى است و يا حتى در حال مرگ. حملات از نظر زمانى كوتاه بوده و حدود يك ساعت دوام دارد. در عين حال اين حملات مى‌توانند متعدد و مكرّر نيز باشند.

اختلال فشار بعد از سانحه (Post-Traumatic Stress Disorder)

ين اختلال مى‌تواند بر روى افرادى كه از يك حادثه فيزيكى و يا هيجانى شديد نجات يافته‌اند تأثير داشته باشد. اين اختلال در قربانيان تجاوز، نجات‌يافتگان در جنگ و قربانيان جنايت ممكن است گسترده‌تر باشد. برخى افراد سانحه را در كابوس‌هاى شبانه، و مرور گذشته تجربه مى‌كنند. برخى ديگر احساس بى‌تفاوتى دارند.

چه كسى رنج مى‌برد؟

اختلال اضطراب در زنان بيشتر از مردان عموميت دارد. به نظر مى‌آيد كه اختلال وسواس غيرارادى در هر دو جنسيت عموميت يكسانى دارد. اغلب، اولين علائم در سنين بلوغ و يا اوايل بزرگسالى بروز مى‌نمايد. مورد استثنا، هراس (فوبيا) است كه در زمان كودكى شروع مى‌شود و با رشد كودك از بين مى‌رود.

درمان اختلال‌هاى اضطراب

اين اختلال مى‌تواند با تركيبى از دارودرمانى و رفتاردرمانى، با موفقيت مداوا شود. درمان شامل آشكار كردن محرّك‌هاى ترس و مداخله‌شناختى مى‌باشد.

با توجه به نوع اختلال، داروهايى از خانواده بنزوديازاپين (Benzodiazepine) نظير ريوُتريل (Rivotril) و آتيوان (Ativan)از اولين گزينه‌هاى مورد استفاده مى‌باشند.

– ادامه دارد –

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال