In touch with Diverse Iranian Community

ادبیات تعهد

0 16

در ميان طوفان، هم‌پيمان با قايقران‌ها

گذشته از جان، بايد بگذشت از طوفان‌ها.

به تيره شب‌ها، با يارم دارم پيمان‌ها

كه برفروزم آتش‌ها، در كوهستان‌ها.

دکتر رقابی: ترانه مرا ببوس

این ترانه نمونه شعر تعهد است که در فرهنگ ایرانی ماناست. پس از کودتای تابستانی و قلع و قمع سیاسی، این ترانه سروده شد. ظرف نیم قرن بعد به ضمیر فرهنگی ایرانیان تصعید کرد. در این مفصل 5 عنصر مبارزه در هزوارشی با استعاره شاعرانه پیچیده شده: کوهستان = مردم، یار = سازمان، آتش = آگاهی، پیمان = تعهد، طوفان = قهر دولت.

در ميان طوفان، هم‌پيمان با قايقران‌ها

گذشته از جان، بايد بگذشت از طوفان‌ها.

به تيره شب‌ها، با يارم دارم پيمان‌ها

كه برفروزم آتش‌ها، در كوهستان‌ها.

دکتر رقابی: ترانه مرا ببوس

این ترانه نمونه شعر تعهد است که در فرهنگ ایرانی ماناست. پس از کودتای تابستانی و قلع و قمع سیاسی، این ترانه سروده شد. ظرف نیم قرن بعد به ضمیر فرهنگی ایرانیان تصعید کرد. در این مفصل 5 عنصر مبارزه در هزوارشی با استعاره شاعرانه پیچیده شده: کوهستان = مردم، یار = سازمان، آتش = آگاهی، پیمان = تعهد، طوفان = قهر دولت.

خلاصه. ادبیات مقوله کلامی در فرهنگ یک جامعه است که برای ارتباط با خواننده با روادید دولت تکثیر می شود.  چون ادبیات با نیروهای پویای جامعه رابطه ارگانیک/ تنگاتنگ دارد؛ لذا در اشکال گوناگون متناظر با مرحله انکشاف و پویش اقشار جامعه تبلور می یابد. ادبیات تعهد بایاترین بخش ادبیات جهان است. نامآورترین نویسندگان/ شاعران در اردوی ادبیات تعهد قرار دارند: فردوسی، خیام، حافظ، مولانا، داستایوسکی، شاو، دیکنز، لورکا، نرودا، تواین، پاسترناک، هاینه، شللی، شکسپیر، اکو، مارکز، شاملو، نیما، فروغ..

ادبیات تعهد شامل 2 بخش عمده اعتراض و انقلابی است.  بخشهای دیگر ادبیات مانند مطالب روزنامه ها برای تفریح، سرگرمی، اظهار فضل، حاشیه نویسی اند که مانا نبوده؛ خیلی زود بدور انداخته می شوند. در سده 20م در هر فرهنگی 1000ها شاعر، نویسنده، روزنامه نگار آمده و رفته اند. آنها گاهی با نزدیکی به دولت در رسانه ها برای خود تبلیغات کرده؛ ولی با افول دولت حامی یا فترت در کیابیای خود در رسانه نفس آثار ادبی آنها بشماره می افتد؛ سپس بتاریکی و سکوت فرو می روند.

ادبیات اعتراض بخشی از ادبیات تعهد است که در جهت رفع/ تقلیل ستم در جامعه است. ادبیات تعهد جهانی بوده؛ در تاریخ هر کشوری هم وجود دارد.  قدمت آن به 3 هزار سال می رسد. ادبیات تعهد بخشی از مبارزات مردم در تقابل با حاکمیت و در جهت پویش تاریخ است. در این مبارزات مصلحین اجتماعی مانند گاندی، مصدق، لوتر کینگ، ماندلا در سطوح مختلف مستمر کنشهایی در تقابل با حکومت حافظ وضع موجود انجام می دهند.

ادبیات تعهد برای مولف و گاهی خواننده هزینه مانند زندان، اعدام، تبعید، آزار دارد. ادبیات تعهد در عین حال به دمکراتیزه کردن جامعه کمک می کند؛ در نهایت جامعه را بسوی دمکراسی پرسرعت می کند. از اینرو در نشریات کاغذی یا مجازی سیاسی/ خبری بخشی مختص به ادبیات است. زیرا شعارها و تحلیلهای تجریدی در این نشریات با ادبیات تکمیل می شوند.

ادبیات انقلابی بخش دیگری از ادبیات تعهد است که در برهه ای از تاریخ یک ملت در جهت سرنگونی رژیم جبار حاکم پدیدار می شود. ادبیات انقلابی ضربآهنگ سریعتر برای تغییر جامعه دارد. گاهی در ادبیات انقلابی ادیب و انقلابی، شاعر و رهبر، در یک فرد کنشگر پیدا می شوند. نمونه های این شخصیتها در تاریخ مائو تسه دون در چین، هوچی مین در ویتنام، چه گوارا در کوبا، می باشند. روشن است که بسیاری انقلابات شکست می خورند؛ لذا بیشتر ادیبان انقلابی اعدام می شوند. نمونه ها: رزالوکزامبورگ در آلمان، سلطانپور در ایران.

ادبیات تعهد با وجدان فرد – چه مولف چه خواننده- رابطه دارد. بزرگترین جایزه ادبی جهانی نوبل روی تعهد نویسنده بامری فرای خویش مانند افشای ستم، اختناق، خشونت تاکید می کند. ادبیات مانا در جهان ادبیات تعهد است که با ترابری عینیت مبارزه افراد، اقشار، طبقات، اقوام بضد ستمگران به ذهنیت/ بیان نویسنده پدید می آید.

تعریف. سارتر در بیانات 1945 خود گفت: مولفان خطر {از سوی آپارات خشن دولت برای} عنصر اخلاق و سیاست را در نوشته ها فراموش می کنند. او اصطلاح ادبیات تعهد – بعربی ادبیات التزام و الادب الملتزم– committed / Literature Engagee را برای نویسنده کنشگر باوجدان اجتماعی بکار برد. در مرگ سارتر 1905- 1980  عنوان روزنامه های پاریس این شد: فرانسه وجدان اش را از دست داد. منظور سارتر این است که ادبیات در برابر واقعیات نباید قرص خواب آور یا نسیانگر باشد؛ نیز منقدان مرفه نباید از خطر خشونت دولت نسبت به ادبیات تعهد غافل باشند که سانسور پله اول این پلگان ضمخت منتهی به تاریکخانه های حبس و آزار است.

ادبیات برای تفریح با ادبیات اعتراض متفاوت است. بهترین استعدادهای ادبی بشر برای آگاهی /بیداری عامه به بیعدالتی محلی یا جهانی در طول تاریخ بتولید ادبیات اعتراض پرداخته اند. ادبیات/ هنر نه فقط برای تفریح مردم، بلکه بخش مهمی در روند دمکراتیک کردن یک جامعه است. برعکس حاکمیت که اعتراض داخل را به انگولک دول خارجی نسبت میدهد؛ اعتراض میهن دوستی/ پاتریوتیک است. زیرا برعکس حاکمیت خواهان حفظ وضع موجود، در جهت تکامل جامعه است. در سده 20م شعارهای دیگری مطرح شدند: فراوطنی/ ملل گرایی/ انترناسیونالیزم، جهان میهنی/ کسموپولیتزم، ملی گرایی/ ناسیونالیزم، ملیت پرستی/ شوونیزم، میهن دوستی/ پاترویتیزم.

ادبیات در رابطه با مقطع تاریخی هر قوم به انقلابی، اعتراض، تعهد تفکیک می شود. ادبیات انقلابی در مقطع فروپاشی نظام قدیمی و پیدایش نظام نوین آفریده می شود. نمونه: سیمون بولیوار در آمریکای لاتین بضد استعمار اسپانیا، خوزه مارتی در کوبا، جفرسون در آمریکای شمالی بضد استعمار انگلیس، مایاکوفسکی و گورکی در روسیه اوایل سده 20م. در ایران رساترین صدای شاعر انقلابی فرخی یزدی در انقلاب مشروطه 1906 و سلطانپور در انقلاب جمهوری 1357 می باشد. بخشهای دیگر، انبوه عظیمی از ادبیات بازاری و حاشیه اند که بدور انداخته می شوند. نمونه کتب حسین قلی مستعان دهه 40 ش ایران.

اعتراض می تواند مترقی برای شکوفانی روبه پیش جامعه؛ یا ارتجاعی برای بازگشت به سنن گذشته بنیادگرایی راست باشد. این گذشته گرایی ارجاع به دوران طلایی ایده آلیزه شده ایست که در آن نظم و اتوریته/ جباریت حاکم تام بود.  ادبیات اعتراض امید را در جامعه می کارد؛ ثابت می کند که کلمه مهم است؛ قلم در مصاف چماق پیروز می شود.

انواع. ادبیات تعهد شامل ادبیات اعتراض، ادبیات انقلاب، ادبیات تبعید می شود. ادبیات تبعید گاهی بزبان مادری مولف، گاهی بزبان موطن دوم او منتشر می شود. ادبیات اعتراض با مبارزات خیابانی در شرف تکوین رابطه دارد. ادبیات اعتراض اجزای شعار، پلاکارد، سخنرانی، شبنامه، مصاحبه، طومار، فراخوان، نامه سرگشاده، سرود و اشکال متنوع خیابانی دارد. سرودهایی مانند “سرآمد زمستان، یار دبستانی، ای ایران” و دهها سرود بزبانهای فلات در تحکیم سازمانی و وحدت معترضان بسیار اثر گذار اند. در هر خیزش عمومی/ خیابانی شعارها مورد بررسی سیاسیون قرار گرفته تا به مطالبات جنبش پی برده شود.

ادبیات اعتراض ادیب را به مبارزه قلمی و قدمی تحریض می کند. ادبیات اعتراض سریعترین وسیله برای پیشبرد قانونی برای رفاه عامه است. با پیدایش رسانه های گروهی در نیمه دوم سده 20م و رسانه های جهانی در نیمه اول سده 21م میتوان این را بوضوح بطور روزانه دید، شنید، خواند – اخبار هر جای جهان بهمه جای جهان با ماهواره و اینترنت ترابری می شوند.

ادبیات تبعید با آثار برشت، کوندرا، نابوکوف، مولر غنایی چشمگیر دارد. ادبیات انقلابی در مقطع فروپاشی نظام قدیمی و پیدایش نظام نوین آفریده می شود. نمونه: سیمون بولیوار در آمریکای لاتین بضد استعمار اسپانیا در سده 18، خوزه مارتی در کوبا، جفرسون در آمریکای شمالی بضد استعمار انگلیس در سده 18، مایاکوفسکی و گورکی در روسیه اوایل سده 20م. در ایران رساترین صدای شاعر انقلابی فرخی یزدی در انقلاب مشروطه 1906 و سلطانپور در انقلاب جمهوری 1358 می باشد.  بخشهای دیگر، ادبیات بازاری و حاشیه اند.

شعارهای پیشرو در هر انقلابی توده ها را بسیج می کند؛ پس از پیروزی، این شعارهای ارزنده توسط مجریان فرهنگ منحط گذشته به لجن کشیده می شوند. از عشق انسانی مسیح تفتیش عقاید/ انکوزاسیون Inquisition، از برادری/ برابری انقلاب کبیر فرانسه گیوتین برای گردن زدن مخالفان جناح در قدرت، از نان و مسکن و کار برای همه در انقلاب اکتبر به گولاکها و تصفیه های خونین استالینی می رسد. البته شهروندان با انقلاب اکتبر به نان، مسکن، کار و فرهنگ رسیدند. اصولن محافظه گران از گردش قدرت/ حاکمیت ادواری، انتخابی، تخصصی گریزانند؛ آنها حاکمیت مدام العمری یا حتی موروثی در خانواده خود را می خواهند. نمونه: کره شمالی، کوبا، سوریه، مصر، عربستان، امارات.

ادبیات بخشهای مختلفی دارد: بازاری برای تفریح خوانندگان معاصرش، هنری برای خواص/ متخصصان ادبی، متعهد برای آگاهی جامعه و تاریخ، اعتراض برای تسریع پویایی فرهنگ و قانون. خوانندگان ادبیات گروههای گوناگونی اند: معاصران و اخلاف برای تفریح/ لذت، نقادان با حفاری بدایع / الگوها در آثار ادبی، تاریخنویسان برای آوردن شواهدی عینی در حمایت از تجریدات کلامی خود، مترجمان به زبانهای دیگر، مدرسان برای گنجاندن در دروس تحصیلی نسل جوان، هنرمندان در ترابری به اشکال دیگر هنری مانند نمایش، فیلم، کلیپ، انیمیشن/ پویانمایی، کتابخانه های آجری/ مجازی، موزه ها/ آرشیوها در نگهداری از اقلام عتیق ادبی.  ادبیات زنده ترین الگوهای فرهنگی زندگی گذشتگان، معاصران، آیندگان است؛ البته با هنرهای سینمایی گسترش یافته.

ادبیات تخیلی یا غیرتخیلی ژانرهای 6 گانه داستان، شعر، نقد، نمایش، سناریو، روزنامه نگاری را شامل می شود. ادبیات میتواند برای تفریح، تعهد یا اعتراض باشد. ادبیات مانا ادبیات تعهد و اعتراض است. تعهد می تواند ایجابی در باره دفاع از ستمدیگان، آزادی، استقلال، ترقی باشد؛ می تواند سلبی به ضد ارتجاع، استبداد، استعمار، تهاجم بیگانگان باشد. در گروه اول در ایران اعتصامی در همنوایی با محرومین، بهار برای آزادی، عشقی برای استقلال- قلم خود را بکار بردند. در گروه دوم فرخی یزدی در افشای ارتجاع، سیف فرغانی در نکوهش حمله مغول، لاهوتی در حمله لفظی به ارتجاع، دهخدا در مبارزه قلمی با تاریکی و استبداد را میتوان نام برد

دولت. سرکوب اعتراض در هر کشوری از آلمان، یونان، آمریکا، شیلی، ترکیه، روسیه گرفته تا چین، کوبا، کره، دیگران طومار خونینی دارد. یک نمونه: در جنگ داخلی 1936- 1939 اسپانیا تا 114 هزار نفر کشته/ مفقود شدند. دیکتاتوری 4 دهه فرانکو در 1975 بپایان رسید؛ در 190 گورستان گروهی، 5500 جنازه تاکنون شمرده شده.  اسپانیا، پس از کامبوج، مقام 2م را در تعداد مفقودین در جهان دارد.  لورکا در اوت 1936 بسن 38 سالگی اعدام شد؛ گورش نامشخص است.

در کودتای 1974 شیلی خبرنگاری با دوربین از سوی باند پینوشه تیر خورد. هرم دید دوربین او، در اثر پیچش و افتش خبرنگار، به دَوَران افتاده؛ در حالیکه دوربین روشن بود؛ نوار فیلم در 2 قرقره می گردید. این دوربین بدست مبارزی افتاد؛ در جهان پخش شد. در این فیلم مرگ خبرنگار در دَوَران صحنه ها و سپس بیحرکتی/ مکث روی نقطه ای در آسمان ضبط شد. این مستندی شد که خبرنگار در حال مرگ از مرگ خودش تهیه کرد؛ تا پس از مرگش، جنایت کودتاگران شیلی را افشاء کند.

علل. وجود وجدان اجتماعی در فرد بنا به استعداد و موقعیتش در جامعه او را به “شک شرافتمندانه” بقول امرسون در مورد حاکمیت وا میدارد.  بنا به فرمول زرتشت “پندار، گفتار، کردار” انسان باوجدان تابع این شک می شود؛ او را به کنش اعتراضی می کشاند. نمونه های آغازین در هزاره 1 ق.م. گریختن زرتشت به نواحی امنتر برای تبلیغ گاهان اصلاحات اجتماعی، تبعید تائو و محکومیت شوکران سقراط است که در جهان تکرار شده و می شود. ادبا بخشی از جامعه اند که استعداد کلامی داشته؛ آنرا در خدمت حقیقت گویی برای احقاق حق محرومین قرار می دهند. جوردانو در ایتالیا نمونه رشادت حقیقت گویی و رزا لوکزامبورگ در آلمان نمونه مبارزه برای حقوق ستمکشان اند.

همانگونه که مصلحین اجتماعی در خیابانها برای اعاده حقوق فرودستان بپا میخیزند؛ ادبا هم با قلم برای حقوق ستمدیدگان در اجتماع می نویسند؛ در کنشهای اجتماعی شرکت می کنند.  نمونه های عالی این فعالیتها سارتر و راسل در دهه 60 سده 20م با شرکت در تظاهرات ضد جنگ در اروپا بودند. در  سده گذشته دکتر ارانی، فرخی یزدی، لاهوتی، عشقی، دهخدا، سلطانپور، مختاری، سیرجانی- در اعتراض به وجود استعمار و ستم در ایران، شرکت قلمی و قدمی داشته اند که منجر به زندان، تبعید، قتل، اعدام آنها شد.

روشنفکران بطور عمده بکارهای ذهنی مشغولند. آنها شامل ادیبان، هنرمندان، مصلحین مذهبی/ سیاسی، کنشگران، دانشمندان اند که وجدان بیدار دارند. آنها در طیف تعهد قرار می گیرند که برای پویش جامعه با اقشار، گروهها، سازمانها تعامل دارند.

در هر جامعه تعداد نوع شخصیت، اختلالات، عواطف، کارکردهای مغز محدود بوده؛ لذا رویهمرفته از 200 تا کمتر است: 16شخصیت مانند برونگرا و درونگرا + 24 اختلال شخصیتی و روحی مانند خودشیفتگی و افسردگی + 40 عاطفه مانند شادی و خشم + 100 کارکرد مغز مانند اعتقادات، وجدان، حافظه، خلاقیت، یادگیری، زبان، منطق، ادراک، حرکت.  این کارکردهای مغز در شاعران و خوانندگان آثارشان مشترک اند؛ ولی نسبتهای فعالیت آنها متفاوت اند. پس تعهد و اعتراض بخشی از کارکرد مغز و شخصیت است. همانطور که در عوام و سیاسیون وجود دارد؛ در نویسندگان و هنرمندان هم وجود دارد. نکته دوم: بنا بر 200 کارکرد مغزی، خوانندگان و نویسندگان دلخواهشان ذهنیات مشابه دارند. بنا به ضرب المثل فارسی/ سعدی: کبوتر با کبوتر باز با باز/ کند همجنس با همجنس پرواز.

پس تعهد به درجات در همه مردم منجمله نویسندگان وجود دارد. البته منافع فرد را هم در موضعگیری اجتماعی/ سیاسی او باید در نظر گرفت. از اینرو ادبای متعهد هم قطاران خود را در کنشگران معترض در هر جامعه دارند. نیما، شاعر متعهد، برادرش لادبن را داشت که بخاطر عقاید مساوات خواهی در کشور شمالی ناپدید شد. دهخدا، زمانی شاعر/ نویسنده، زمانی دیگر کنشگر سیاسی بود. کیوان، روزبه، وارطان، دکتر فاطمی، قندچی، دکتر قاسملو، دکتر اعظمی، زوج مقتول فروهر در خانه، شهدای این مبارزه اند – همه اینها از یک گوهرند؛ هر کدام ابزار مبارزه ویژه ای را برگزیده بمصاف تاریکی رفتند.

ادبیات اعتراض وجدان تاریخ است. ادبیات اعتراض در کنترل مراکز وجدان، اعتقادات، منطق، جسارت/ اراده شخصیت قرار دارد. ادبیات، هنر کلامی است که 3 هدف عمده در جامعه دارد: تفریح، آموزش، تهییج. ادبیات تعهد/ اعتراض مانا بوده؛ برای آموزش و تهییج می باشد. ادبیات اعتراض پنجره ایست باز برای تاریخ.  صدای انتقاد، پرخروش یا نرم، صدای لایه های فرودست، زیر خشونت نظام سیاسی- فرهنگی حاکم است که نوشته میشود؛ در جامعه پخش می شود؛ تا در تعیین جهت تاریخ  شرکت کند.

مقاومت. مردم برای تغییر وضع زندگی خود دیر یا زود متحد شده؛ با دولت و حافظان وضع موجود درگیری پیدا می کنند. در این درگیری بدنبال اشکال نوین برای مبارزه اند. مقاومت در برابر بیعدالتی است که امروزه به رسانه های دیجیتال سمعی، بصری، متنی هم سرریز کرده.  اکنون اینترنت ژورنالیسم شهروندی را امکان می دهد تا هر انسان باوجدانی با تلفن همراه چندرسانه ای، جامعه را از تخلفات صاحبان قدرت، ثروت، منزلت و حتی فقیران تهی از فرهنگ مدرن از طریق شبکه های اجتماعی مجازی اینترنت آگاه سازد. ادبیات اعتراض همیشه برای بیان/ ارتباط گیری برای مستند سازی رخدادهای شنیع گذشته و جاری اشکال جدیدی را جستجو می کند.

ایران. در قرون وسطا برخی نویسندگان مانند حلاج، شیخ اشراق، عطار، گاهی بجرم زندیک/ زندیق یا میهن دوستی بشهادت رسیدند. مولانا و خیام بخاطر خشگ اندیشان قدرتمند از موطن خود مدتها دور شدند: بشنو از نی چون حکایت می کند/ از جداییها شکایت می کند.. پس ادبیات تعهد همه جایی بوده؛ از طرف حکام سرکوب می شود. سانسور یکی از ابزار مدرن برای عدم گسترش اعتراض است.

در 100 سال گذشته در ایران، متهم سیاسی در مرحله تحقیقات، فاقد نیروی دفاعی قانونی است. پس استقلال قوه قضاییه از نیروی مجریه کشک است. گاهی بر اساس اقاریر موردنظر تیم بازجوی منتج از شکنجه و آزار، با وعده ی دروغین تخفیف در مکافات متهم، بازجویان زیر قول تخفیف در جرم زده؛ دادستان تقاضای اعدام برای متهم خواسته؛ دادگاه هم اعدام را صادر می کند. در این روند حبس متهم، کرامت انسانی متهم و شرافت وجدانی بازجویان مخدوش/ دریغ می شود

در قوانین هر کشور جرم قلمی از قدمی خفیفتر است؛ لذا معترضان قلمی مصونتر از کنشگران قدمی در جامعه هستند. در دهه های 40 و 50 فرخزاد، شاعر متعهد به برابری حقوق اجتماعی زنان با مردان، شاملو برای صیانت حیثیت انسان، دکتر ساعدی با تشریح روانکاوی ستمگر و ستمکش در نمایش، بهرنگی با آموزش مبارزه به کودکان بضد فرهنگ رایج پدرسالاری گامهای خلاقانه برداشتند. دکتر رحیمی، دکتر هزارخانی، دکتر آرین پور، ناصر پاکدامن، هما ناطق، دکتر خویی در دانشگاهها بطور تلویحی به تدریس حقوق شهروندی پرداختند. در خیابان دکتر خانعلی برای احقاق حقوق معلمان، جزنی با 6 نفر کنشگر سیاسی، 4 هزار مبارز جوان زندانی در تابستان 67 به قتل میرسند یا اعدام می شوند.

شعر تعهد در پیشبرد آثار و عقاید مترقی در جامعه با حاکمیت در تقابل قرار می گیرد.  حاکمیت صرفا شامل دولتمردان نمی شود در برگیرنده قدرتمندان با عقاید عقبافتاده و گذشته گرا هم می شود.  درگیری فروغ بیشتر با جامعه پدرسالار بود تا با ساواک؛ برخلاف سلطانپور.  ولی هردو شجاعت اجتماعی داشته با آنها دست و پنجه نرم کردند.

اوج ادبیات اعتراض در ایران در کانون نویسندگان از دهه 60 سده 20م پررنگتر شد. شاعرانی چون گلسرخی، سلطانپور، سیرجانی، مختاری، پوینده جان خود را در این راه گذاشتند. هنر اعتراض گاهی به رابطه ارگانیک شاعر با حزب ارتقاء می یابد: سارتر، پیکاسو، آراگون، نرودا، تئودوراکیس، برشت، ایو مونتان در غرب؛ در ایران لاهوتی با سرود انترناسیونال و سلطانپور با شعر جهان نمونه های عالی تعهد در ادبیات اند.

پس از 22 خرداد 88 در ایران، نارضایتی از نتایج اعلان شده انتخابات، توده های میلیونی را به خیابان کشید.  درگیری نیروهای مسلح دولت با مردم بیدفاع منجر به قتل درجا و در زندان، حدود 70 جوان، شد. نماد این قتلها، پرپر شدن نسترن زیبای ایران ندا بود که هم با چشم ناظران صحنه و هم با عدسی دوربین پویا به سراسر جهان ترابری شد. تا جاییکه برای این زن ایرانی تندیسها، نقاشیها، شعرها، گردهماییها در سراسر جهان پدید آمد. حتی کسانی که در هنر و ادبیات دستی نداشتند خشم و اندوه خود را با شعار و قطرات اشگ نشان دادند.

یکی از پیگیرترین ادیبان اعتراض دکتر براهنی است. او 50 سال مبارزه بضد استبداد را در کنش، نویسش، آموزش استمرار داده. در دانشگاهها به آموزش ادبیات تعهد و اعتراض پرداخته؛ در کانونهای نویسندگان ایران، آمریکا، کانادا صدای ستمدیدگان را به گوش فرهیختگان جهان رسانده/ می رساند. با کتاب نقدش، طلا در مس، نقد علمی/ عینی را در ادبیات فارسی از طریق تدریس دانشگاهی نهادینه کرد. با امضای فراخوانها، طومارها، نامه های اعتراضی بضد استبداد سد ساله ایران در مجامع و رسانه های جهانی صدای زنان، اقوام، کارگران، مبارزان ایران را رساتر کرد.

دکتر کدکنی نمونه دیگر از فرهیختگان ایرانی است که با دید انسانی به نقد استبداد پرداخت؛ دید انسانی هنری خود را در دانشگاهها به نسل جوان انتقال داد. در بین چند میلیون ایرانی مهاجر و تبعیدی در خارج از ایران، اکثریت غالب، یا همه روشنفکران، به وضع موجود معترض ند. از دکتر بهمن نیرومند که کتاب پرفروش او در دهه 60 در آلمان نقش استعمار نو در ایران وابسته را افشاگری کرد؛ تا استادانی چون احمد اشرف، خسرو شاکری، یرواند ابراهامیان، مهرداد درویش پور، سیروس بینا، در دانشگاههای غرب برای صیانت حقیقت و دفاع از ستمدیدگان کنشهای قلمی و قدمی پیگیر دارند.

اکثر شاعران از گروههای نیمه مرفه اند؛ در پروسه آموزش و با وجود وجدان ارثی به ستم جامعه پی میبرند. سپس برای تعدیل آن قلم می زنند. گاهی برخی از آنها در منگنه دولت ستمگر، مرض و پیری، فقر مالی گیر افتاده؛ وامیدهند: توللی، کوش آبادی، کارو.  ولی در دور بعد، پشیمان شده از مردم پوزش می طلبند. گاهی از بیخبری و نبود وجدان در خدمت دولت اند مانند شفا، خانلری، معیری، نادرپور. ولی در دور بعد زندگیشان، در دفاع از رفع ستم، قلم می زنند مانند نادرپور یا خاموش می شوند. گاهی هم در خدمت ستمکاران از ابزار فرهنگی آنها می شوند: لاشایی، نهاوندی، نیکخواه، لاجوردی، شریعتمداری.

کانون نویسندگان ایران، بخشی از انجمن جهانی نویسندگان PEN در 1347 بوسیله شاملو، آل احمد، سیمین بهبهانی تاسیس شد. این کانون تا کنون سنگر دفاع از آزادی بوده؛ بخش تبعیدی آن در اتحادیه اروپا فعالیت دارد. در این راه شهدایی بر لیست شهیدان ملت افزوده است.  در تابستان 1975 بنا بدعوت کانون نویسندگان ارمنستان 21 مولف ایرانی با اتوبوسی بسوی کشور همسایه حرکت کردند. نزدیک گردنه های مرزی، شبانه راننده که اجیر دولت بود، اتوبوس را برای سقوط به دره های مهیب به لبه جاده برد؛ بخاطر صخره ای جلوی اتوبوس در هوا ماند؛ بقیه آن بسنگ گیر کرد.

نویسندگان، خبرنگاران، شاعران از خواب برخواسته؛ از مرگ نجات یافتند. در این میان مختاری، کوشان، سرکوهی، بهنود، مندنی پور، سپانلو، 15 ادیب دیگر هم بودند که برخی بعدها بقتل رسیده؛ بقیه مهاجرت کردند. قتلهای زنجیره ای بوسیله بخشی از وزارت امنیت اجرا شد. این گروه تا 100 کنشگر، شاعر، نویسنده را در لیست مرگ در خارج و داخل کاردی کردند. در دهه 70 با افشاگریهای شجاعانه گنجی و باقی، دفاع منصفانه دکتر زرافشان، جزییات این قتلها جامعه را تکان داد. کتابهای گنجی تا 200 هزار شمارگان چاپی که در تاریخ 100 ساله کشور بیسابقه بود، چاپخش شدند.

‏2012‏/01‏/04

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال