In touch with Diverse Iranian Community

افشاگری از نوع مدیریت شده در خدمت اهداف سیاسی

البته در اینکه فساد سازمان یافته مالی، پولشویی و فرارمالیاتی توسط چنین اشخاصی انجام گرفته است تقریباً جای تردیدی نبوده ولی موضوع مهم گزینشی بودن و پنهان سازی تخلفات بزرگتری است که عامدانه توسط افشاگران کنونی نادیده گرفته می‌شود.

[toggle title=”رامون فونسکا مورای؛“] رامون فونسکا مورای؛“آنچه ما انجام داده‌ایم کاملاً قانونی بوده است، پولشویی بخشی از ساز و کار مبادلات مالی کلان در جهان سرمایه‌داری است و دنیا نیز به جوامع سرمایه‌داری نیاز دارد”. فونسکا در ادامه می‌افزاید “ایالات متحده، بزرگ‌ترین بهشت و مفر مالیاتی دنیاست که قاچاقچیان مواد مخدر و عاملان پولشویی دارایی‌های خود را در لندن، نیویورک و میامی نگهداری می‌کنند، نه در پاناما”.[/toggle]

توماس پیکتی” اقتصاددان ارشد و مطرح جهانی؛

فرار مالیاتی و وفور بهشت‌های مالیاتی اثبات می‌کند که این پدیده متقلبانه در ذات نظم نئولیبرال و مسبب تشدید نابرابری است که تمامی نهادهای مالی و اقتصادی جهان را هم اکنون در چنبره خود گرفتار کرده است.

[divide style=”2″]

روزنامه گاردین؛

بسیاری از این اطلاعات درز داده نمی‌شود، منطق اقتصادی پیکتی، اظهارات فونسکا و عدم بروز اطلاعات فرار مالیاتی شرکت‌های بزرگ جهانی که اوباما دقیقاً بر آن تاکید می‌کند، به خوبی نشان داده می‌شود که در این مورد جهان با یک پدیده جدید از نوع افشاگری در خدمت اهداف سیاسی و ژئوپلتیک روبه رو است.

با درز اسناد موسسه حقوقی “موساک فونسکا” مستقر در کشور پاناما موسوم به “اوراق پاناما” توسط کنسرسیوم بین المللی روزنامه نگاران جستجوگر در سوم مارس که گفته می‌شود مشتمل بر 11,5 میلیون سند در خصوص پولشویی از طریق بهشت‌های مالیاتی می‌شود، یک زلزله سیاسی توسط جریان اصلی رسانه جهانی به راه انداخته شد. تاکنون از بین این همه اسناد که توسط یک منبع به روزنامه آلمانی “زود دویچه سایتونگ” سپرده شده است، تنها تعداد محدودی سند در مورد فرار مالیاتی و پنهان سازی ثروت توسط بعضی چهره‌های سیاسی جهان و بعضی از صاحبان سرمایهٔ مرتبط با محافل سیاسی غیرهمسو یا درجه دوم نظام مسلط بین المللی منتشر شده است. پس از تب و تاب‌های اولیه هم اکنون با اظهارنظر سایت‌های افشاگر معتبری چون “ویکی لیکس”، تحلیل گران مستقل و به خصوص مصاحه تلویزیونی “رامون فونسکا مورای” از موسسان اصلی این شرکت حقوقی با کانال “تله مترو” واقعیاتی خود را نشان می‌دهد که توسط تیم به اصطلاح افشاگر عامدانه نادیده گرفته شده است. از همان ابتدا با مشخص شدن حامیان اصلی پشت این ماجرا مشخص بود که این نوع از افشاگری با نمونه‌های مشابه در این سال‌ها توسط گروه‌های معتبر و شخصیت‌های حقوق بشری چون “ادوارد اسنودن” متفاوت است و این بار حداقل در جریان انتشار گزینشی اسناد بیشتر نوعی درز دادن اطلاعات کنترل شده در راستای تسویه حساب سیاسی – مالی با کشورها و نهادهای مورد نظر بازرسان دادگستری و نهاد خزانه داری آمریکا مدنظر بوده است. بنا بر رویهٔ معمول در “افشاگری” هم چنان که در موارد مشابه در نمونه ویکی لیکس، اسنودن و گروه هکرهای انینموس انجام شد، تمام اطلاعات بدون سانسور در معرض دید و قضاوت پژوهشگران و مردم عادی قرار داده می‌شد در حالی که افشای اوراق پاناما از این قانون دمکراتیک پیروی نمی‌کند. بنا به گفته تیم افشا کننده این اسناد، یک گروه سیصد نفره از روزنامه نگاران تحقیقی در طول یک سال گذشته با حمایت مالی نهادهای شناخته شده و بزرگ آمریکایی که خود همیشه در معرض اتهام بوده‌اند، این اسناد را بررسی کرده و به صورت گزینشی نسبت به انتشار آن اقدام کرده و می‌کنند. طبق اخبار مستندی که حتی در مطبوعات اروپایی – آمریکایی هم مورد تأیید قرار گرفته است حامیان مالی کنسرسیوم جهانی روزنامه نگاران جستجوگر در آمریکا قرار داشته و نهادهایی از جمله “بنیاد خانواده راکفلر، سازمان جامعه باز، بنیاد کارنگی، بنیاد فورد” را شامل می‌شود و بی دلیل نیست چنانچه در بین افشاگری‌های روزهای اخیر انگشت اتهام یا بر روی کشورهای مورد تحریم آمریکا یا بر روی شخصیت‌های سیاسی مخل نظم نوین آمریکایی زوم شده است. البته در اینکه فساد سازمان یافته مالی، پولشویی و فرارمالیاتی توسط چنین اشخاصی انجام گرفته است تقریباً جای تردیدی نبوده ولی موضوع مهم گزینشی بودن و پنهان سازی تخلفات بزرگتری است که عامدانه توسط افشاگران کنونی نادیده گرفته می‌شود.

BN-NJ930_MOSSAC_P_20160404170500-450x300 افشاگری از نوع مدیریت شده در خدمت اهداف سیاسی

در میان عکس العمل و اظهارنظرات گسترده یی که تاکنون نسبت به اوراق پاناما انجام گرفته است شاید قابل تعمق ترین آن در متن اظهارات رامون فونسکا مورای نهفته باشد که ضمن دفاع از موسسه حقوقی خود به موارد اساسی در نظام مالی جهان اشاره می‌کند. وی در مصاحبه خود با شبکه تلویزیونی تله مترو به صراحت می‌گوید که هیچ کار تعجب آوری انجام نگرفته و این نهاد در چارچوب عینی نظام سرمایه داری عمل کرده است. وی به صراحت می‌گوید “آنچه ما انجام داده‌ایم کاملاً قانونی بوده است، پولشویی بخشی از ساز و کار مبادلات مالی کلان در جهان سرمایه‌داری است و دنیا نیز به جوامع سرمایه‌داری نیاز دارد”. فونسکا در ادامه می‌افزاید “ایالات متحده، بزرگ‌ترین بهشت و مفر مالیاتی دنیاست که قاچاقچیان مواد مخدر و عاملان پولشویی دارایی‌های خود را در لندن، نیویورک و میامی نگهداری می‌کنند، نه در پاناما”. چنانچه به سخنان فونسکا در بستر نظام مالی جهانی و به صورت منطق علمی توجه شود کاملاً منطبق بر واقعیت خواهد بود. چند ماه قبل از این وقایع “توماس پیکتی” اقتصاددان ارشد و مطرح جهانی در مصاحبه با خبرگزاری یورونیوز در خصوص نقش کاهش مالیات و زد و بندهای مالی در روند نابرابری‌های اقتصادی به صراحت بر این نکته تاکید داشت که شکاف‌های طبقاتی و گسترش نابرابری‌های اقتصادی در جهان کنونی بخشی از ماهیت مرحله نئولیبرالیسم فعلی است که به صورت همه جانبه از طرف نهادهای مالی و کنسرسیوم‌های بین المللی دنبال می‌شود. پیکتی در این مصاحبه ضمن تشریح نظام مالی جهانی و فرارهای مالیاتی می‌گوید “یکی از مسائل بزرگ این روزها امکانِ داشتن دارایی فراسوی مرزهاست و وقتی به الگوهای موجود برای این کار نگاه کنیم می‌بینیم مسائل مالی زیادی در پرده ابهام است”. وی با مقایسه اقتصاد جهانی و نرخ رشد در آمریکا در مقطع بین 30 تا 80 میلادی که متوسط نرخ مالیات حدود 82 درصد در این کشور بوده است با دوران بعد از آن که در زمان “رونالد ریگان” نرخ مالیات به 20 درصد و امروز نزدیک به 40 درصد کاهش یافته به روشنی ضمن تاکید بر فرار مالیاتی و وفور بهشت‌های مالیاتی اثبات می‌کند که این پدیده متقلبانه در ذات نظم نئولیبرال و مسبب تشدید نابرابری است که تمامی نهادهای مالی و اقتصادی جهان را هم اکنون در چنبره خود گرفتار کرده است. در جریان افشای اطلاعات موسسه موساک فونسکا در حالی از 11,5 میلیون سند و کار یک ساله حدود 300 روزنامه نگار تحقیقی روی این پرونده سخن گفته می‌شود که در مقایسه با خروجی آن می‌توان به جرات از یک پدیدهٔ افشاگری مدیریت شده سخن گفت که حتی بنا به اذعان متصدیان امر دسترسی به اطلاعات برای این جستجوگران نیز محدود به کد گذاری‌های خاصی بوده است.

این نوع از افشاگری مدیریت شده به خلاف نمونه‌های مشابه آن در طی سال‌های اخیر از مبنای دمکراتیک و در دسترس قرار دادن اطلاعات خام و غیرگزینشی به عرصه عمومی پیروی نکرده و مخاطب تنها مواجه با داده‌های حلقه میانی و واسطه می‌شود. بعد از افشای اوراق پاناما حتی “باراک اوباما” نیز در یک موضع گیری منصفانه‌تر نسبت به متصدیان امر و به اصطلاح گروه روزنامه نگاران تحقیقی به صراحت ضمن اذعان به روند رو به گسترش ادغام کمپانی‌های آمریکایی با کمپانی‌های بین المللی برای فرار از مالیات بر این نکته تاکید کرده است که فرار مالیاتی یک معضل بزرگ جهانی است. اوباما می‌گوید “ثروتمندان و شرکت‌های بزرگ با بازی دادن سیستم از نقاط ضعف نظام مالیاتی استفاده می‌کنند، کاری که اکثر مالیات دهندگان قادر به انجام آن نیستند”. با در کنار هم چیدن قطعات این پازل از جمله انتشار اطلاعات گزینشی، تاکید روزنامه گاردین مبنی بر اینکه بسیاری از این اطلاعات درز داده نمی‌شود، منطق اقتصادی پیکتی، اظهارات فونسکا و عدم بروز اطلاعات فرار مالیاتی شرکت‌های بزرگ جهانی که اوباما دقیقاً بر آن تاکید می‌کند، به خوبی نشان داده می‌شود که در این مورد جهان با یک پدیده جدید از نوع افشاگری در خدمت اهداف سیاسی و ژئوپلتیک روبه رو است.

19/1/95

[review]

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال