In touch with Diverse Iranian Community

بحران سوریه آبستن تحولات جدید است 

بر اساس داده های زیادی که هم اکنون از درون بحران سوریه و در خلال تجاوز ترکیه به دست می آید می توان پیش بینی کرد که در آینده باید منتظر تغییرات اساسی در آرایش نیروها و موقعیت ائتلاف ها در عرصه سیاسی و میدانی بحران سوریه بود.    

تحولات سوریه در مرحله “پساداعش” موجب آرایش جدیدی در مناسبات قدرت در حوزه ملی، منطقه یی و بین المللی شده است که بسیار متفاوت از مرحله پیشینی است. با از دست دادن قلمرو سرزمینی داعش در عراق و سوریه، بنا به گفته همه بازیگران آلترناتیوی در بحران سوریه دیگر خطر داعش تقریبا رفع شده است. چنانچه به گزارش خبرگزاری رویترز در 27 دسامبر 2017 میلادی “ائتلاف بین‌المللی مبارزه با داعش” به رهبری ایالات متحده آمریکا اعلام کرد “به دلیل تعهد ائتلاف و توانایی که هم پیمانان ائتلاف در سوریه و عراق از خود نشان دادند، تنها کمتر از 1000 تروریست در شرق سوریه و غرب عراق باقی مانده‌اند”. در چنین شرایطی اظهارات سخنگوی ائتلاف آمریکایی سرهنگ “رایان دیلن” در یک اقدام تحریک آمیز و ناقض حق حاکمیت ملی سوریه ایجاد “نیروی مرزبانی مستقل” در چارچوب سناریوی تحریک آمیز فرماندهی “پنتاگون” با توجه با شناخت کامل آنان از حساسیت های منطقه یی به خصوص در مورد بهانه جویی های “رجب طیب اردوغان” رئیس جمهوری اسلامگرای ترکیه جهت دخالت در سوریه و درگیر شدن با نیروهای کرد “روژاوا” و ناخرسندی محور حامی دمشق از این وضعیت، نیروهای کردی را عامدانه یا بر اساس اشتباه محاسبه نسبت به حمایت آمریکا در سیبل حملات ارتش ترکیه قرار داد.                                                                                     

همان زمان بعضی از رهبران کرد ترکیه (پ ک ک) از جمله “مراد کارایلان” مسئول شاخه نظامی آن، از این سیاست اعلامی پنتاگون به عنوان یک اقدام تحریک آمیز یاد کردند، اما متاسفانه رهبری روژاوا واکنش به موقعی انجام نداد و تنها بعد از اجرایی شدن حمله ترکیه موضوع را تکذیب کرد که دیگر دیر شده بود. از آنجا که بعد از سوختن کارت داعش محور آمریکایی برای فشار بر دولت سوریه و محور به رهبری روسیه نیاز به یک ترتیبات جدید در برافروختن جنگ تازه یی داشت، بسیاری از متحدین منطقه یی واشینگتن در بین نیروهای کردی نتوانستند انگیزه طرح نیروی “مرزبانی مستقل” 30 هزار نفره را به درستی درک کنند. این اقدام هر چند با سیاست های زیگزاکی آمریکا از چشم بسیاری پنهان ماند اما با توجه به سفر همزمان یک هیات ارشد از طرف گروه تروریستی ارتش آزاد به واشینگتن ابعاد پنهان موضوع را بیشتر نمایان کرد. در این سفر “مصطفی سجاری” از مقام‌های ارشد گروه‌های شورشی سوریه که در گذشته از سازمان “سیا” کمک دریافت می‌کردند و جزء هیات نمایندگی ارتش آزاد سوریه به واشینگتن رفته بود می گوید ” ما خواستار از سرگیری کمک‌ها شده و خطرات مربوط به عدم حمایت از ارتش آزاد سوریه را تشریح کردیم”.                                                                         

از طرف دیگر در عرصه میدانی جنگ هم اکنون نوعی از همکاری عملی بین یگان های مدافع خلق با نیروهای ارتش سوریه در جنوب عفرین در حال انجام است که می تواند برای آینده یک الگوی عینی جهت همکاری و اتحاد عمل تلقی شود. چنانچه به گفته موسسه تحقیقاتی “مطالعات جنگ در آمریکا” شواهدی در دست است که نشان می‌دهد که نیروهای دولتی سوریه به کردها اجازه داده‌اند تا قوای کمکی خود را از اراضی تحت تسلط آنان عبور دهند و به مقابله با نیروهای ترکیه در عفرین اعزام کنند. هم چنین در روزهای اخیر چندین حزب کردی از جمله “حزب اتحاد دمکراتیک” با صدور بیانیه مشترکی ضمن درخواست از واشینگتن و مسکو برای مهار ترکیه، به صراحت از “دولت سوریه” خواسته اند که به مسئولیت خود در قبال حفاظت از تعرض به “تمامی خاک سوریه و ملت” از مرزها و شهروندان سوری عمل کند. هم زمان دولت سوریه در یک نامه به شورای امنیت سازمان ملل متحد ضمن محکومیت تجاوز ترکیه و تاکید بر نقض حق حاکمیت ملی خود از این شورا درخواست رسیدگی به اقدام آنکارا گردید. از طرف دیگر مواضع متلون ترکیه و نیروهای سوری زیر کلید این کشور در مذاکرات “سوچی” در کنار اظهارات روز شنبه 3 فوریه “ابراهیم کالین” سخنگوی رئیس‌جمهور ترکیه که در استانبول خطاب به خبرنگاران گفته است ” بشار اسد مشروعیت خود را از دست داده است و رهبر یک سوریه متحد نیست” نشاندهنده بروز شکاف بین محور حامی دمشق با ترکیه می باشد. بر اساس داده های زیادی که هم اکنون از درون بحران سوریه و در خلال تجاوز ترکیه به دست می آید می توان پیش بینی کرد که در آینده باید منتظر تغییرات اساسی در آرایش نیروها و موقعیت ائتلاف ها در عرصه سیاسی و میدانی بحران سوریه بود.                                                                                          

اول: آمریکا در دوگانه انتخاب متحد بین ترکیه و روژاوا هم اکنون دچار یک پارادوکس سیاسی و ژئوپلتیک شده است که در تحلیل نهایی با توجه به همپیمانی واشینگتن – آنکارا در ناتو احتمالا به سمت ترکیه می رود.
دوم: روسیه که درگیر یک رقابت جهانی با آمریکا می باشد در مرحله اول این درگیری برای ایجاد شکاف در ناتو و خنثی سازی طرح تجزیه سوریه با اهداف ترکیه همسویی نشان داد اما به مرور درک می کند خیمه زدن ارتش ترکیه در خاک سوریه نوعی دیگر از نقض حاکمیت ملی و ضد منافع استراتژیک این کشور است.
سوم: ترکیه که قصد خنثی سازی به هم پیوستگی کانتون های روژاوا را دارد، درگیر یک جنگ فرسایشی می شود که برون رفت از آن مشکل بوده و تنها در صورت جلب همکاری واشینگتن می تواند در پروژه خود موفق شود.
چهارم: سوریه که هدف ایجاد ثبات و حفظ تمامیت ارضی خود را دارد در این مرحله تجاوز ترکیه را در چارچوب بر هم زدن تحقق این اهداف خواهد دید و حضور ترکیه در خاک خود را خطرناک تر از “کنفدرالیسم دمکراتیک” روژاوا احساس می کند.
پنجم: ایران به عنوان متحد سوریه ادامه جنگ سوریه را در اشکال جدید به خصوص تغییر موازنه به نفع ترکیه را نافی منافع خود می بیند و این وضعیت به نفع آن نخواهد بود.
ششم: دیگر گروه های شورشی و اپوزیسیون عربی ضد “بشار اسد” که به شدت روحیه ضدکردی دارند به مرور در قالب ارتش آزاد سوریه یا به سمت گزینه آلترناتیوی ترکیه می روند یا اینکه دچار گسست بیشتر خواهند شد.
هفتم: روژاوا در روند تحولات جدید که اگر دشمن آنان (ترکیه) موفق شود آمریکا را به متحد خود تبدیل یا حداقل در وضعیت انفعالی قرار دهد، تنها امکان برای حفظ دستاوردهای خویش در چارچوب یک سوریه فدرالی را در نزدیکی با دولت سوریه تابع انطباق منافع و مشروعیت حقوقی می تواند محقق کند. هر چند که این تحولات در مسیر همواری انجام نمی گیرد و آمریکا هم به هر شکل مصمم به تشدید منازعه است اما تقریبا همه بازیگران در آینده باید درد زایمان “بود” و “نبود” شرایط جدید را تحمل کنند.

 18/11/96           

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال