In touch with Diverse Iranian Community

«بگم کی بود مذاکرات را به هم زد؟»

0 82

در آغاز مذاکرات ژنو و در تمام مدتی که این مذاکرات در جریان بود همۀ وزرا فیگورهای شسته رفته و دیپلماتیکی داشتند. وقتی از جلسات بیرون می‏آمدند در پاسخ به خبرنگارانی که ساعت‏ها منتظر مانده ‏بودند لبخندهایی تحویل می‏دادند که لبخند ژکوند جلویشان لنگ می‏انداخت. هر چه خبرنگارانِ هوشیار تلاش می‏کردند، چیزی، نشانی، علامتی بیابند که چرا این همه وزیر با هم به ورجه وورجه افتاده‏اند، وزرا نم پس نمی‏دادند و خبرنگاران ره به جایی نمی‏بردند.

 از مسلمان‏ترینش – که ظریف خودمان باشد – تا کافرترینش – که احتمالاً نماینده شیطان بزرگ هست – همه خوشبین بودند و از جو مثبت و سازنده حرف می‏زدند. البته آن اواخر وقتی که ظریف از آن خنده‏هایی که حلقش پیدا می‏شد دست کشید، نگرانی به من حمله ور شد. اما  تأکید مرتب او و سایر وزرا بر مثبت بودن مذاکرات، نجات‏بخشم ‏شد.

کاترین اشتون هم که یار غار وزرای خارجه ما شده، انگار آن خنده را روی صورتش خالکوبی کرده‏اند.  اصلاً نمی‏شد فهمید که دارد وارد مذاکرات می‏شود یا در حال خارج شدن از آن است. مدام در حال غش کردنی دیپلماتیک بود. خود همین ماسک خنده، خیلی وقت‏ها به داد من و شاید خیلی از شماها که منتظر ارزانی دلار هستید، رسیده است. ولی خب باید بدانیم که مذاکرات اتمی با مذاکره در مورد حقوق بشر فرق دارد. کشورهای مترقی و غیر مترقی برایش بیش از اندازه وقت می‏گذارند و مواظب هستند که از مو هم ماست بیرون بکشند. بدی این مذاکرات این است که تا لب مرزِ نتیجه گرفتن هم که پیش بروند تا یکی برود دستشویی و برگردد به شکست منتهی می‏شوند. مذاکراتِ این بار هم از این قانون مستثنی نبود. اما بخش بامزه‏اش قسمت پایانش بود. وزراء شرکت کننده با صورت‏هایی پف کرده که انگار محمدعلی کلی به آنها مشت زده، هنوز گرم رسمیت جلسات بودند. شق و رق در حالی که می‏رفتند، باز هم هندوانه زیر بغل مذاکرات می‏گذاشتند.

اما حالا که هر کدام رفته و رسیده به دستگاه و بارگاه خودش، کُرکُری خواندنها شروع شده است. می‏ترسم تا این مطلب برسد به دست انتشار آنها به دست هم کار بدهند.

 جان کری با آن ابهت و سوادش در حالیکه کنار حاکم دبی ایستاده و قدش کم مانده تا منجر به خورشید گرفتگی در امارات بشود، می‏گوید تقصیرها مال ایران بود. خب آقای شق و رق! می‏گفتی ما این حاکم دبی را بفرستیم ژنو که همانجا در پایان مذاکرات بغلت بایستد تا شما زبانتان باز بشود و نطق‌تان گل کند. پدر جان! اگر آنجا این فرمایش را فرموده بودی، آنهمه خبرنگارِ بی تاب، مچش را می‏گرفت، حالا که طرف رفته و رسیده به فیس بوکش مگر دست کسی به او می‏رسد؟

ظریف چون بعد از حمله خشن شریعتمداری کمرش خوب خوب نشده، پشت لب تاپش که دراز می‏کشد، راحت‏تر می‏تواند جواب بدهد. در فیس بوکش به جان کری گفته است: «بگم کی بود مذاکرات را به هم زد؟» و بلافاصله تلویحی گفته است که این بار فرانسۀ جهانخوار، جلوی ملت ما قد علم کرده بود.

چه کسی فکر می‏کرد که شیطان بزرگ خود فرانسه باشد؟ حتم دارم حضرت امام(س) اگر می‏دانست، عوض نوفل نوشاتو صاف می‏رفت اورنج کانتی و اصلاً تاریخ به سمت و سوی دیگری می‏رفت.

در کل‏کل کردن این دو، پای همۀ وزراء باز شده. یکی در مجلس عوام توضیحات خاصی به نماینده‏ها داده است. یکی به خبرنگارها گفته: «به هم زدم که به هم زدم، خیلی هم کار خوبی کردم، هر که دوزار طلب داره بیاد سه زار بگیره».

 یک مقام آگاه به نقل از یک مقام نزدیک به وزارت امورخارجه روسیه که نخواسته است نامش فاش شود، هم به یکی گفته است که جانشین معاون وزیر امور خارجه روسیه گفته است که جان کری دروغ می‏گوید و تقصیر شکست مذاکرات گردن ایران نیست.

 حالا ما هنوز یقه و یقه کشی اینها را رفع رجوع نکرده‏ایم و توافقی هم حاصل نشده، نتانیاهو گوش جهان را کر کرده که آی! اگر توافق بدی صورت می‏گرفت ال می‏شد و بل می‏شد.

بعد وقتی بعضی از دوستان می‏پرسند چرا اوضاع جهان اینقدر بد شده، آدم می‏ماند سرش را به کدام دیوار بزند.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال