In touch with Diverse Iranian Community

بیانیۀ حقوق بشر راجع به غزه

0 52

وقتی حملات زمینی و هوایی اسرائیل به غزه شدت گرفت، بسیاری شروع کردند به گشتنِ بهدنبال “حقوق بشر”.

بعضی‏ها به صورت ساده فقط می‏پرسیدند: “کجاست این حقوق بشر؟”

برخی که بر خلاف من و شما می‏نشینند همۀ عکس‏های کشته‏ها و مجروحین بمبارانها را نگاه می‏کنند، اعصابشان بیشتر داغون شده بود. آنها می‏گفتند: ” تف تو روی پدرشان با این حقوق بشرشان”.

خلاصه هر کسی به فراخور حال و بستگی به بی خیالی و با خیالی، تهِ ذهنش که خراش بر می‏‏داشت از کشتار، سراغ حقوق بشر را می‏گرفت.

می‏دانستم سراغ کدام “حقوق بشر” را می‏گیرند. راه افتادم. تهِ بازار، آن طرف منحنی عرضه و تقاضا، بغل بورس سهام، در خانه‏اش را زدم. خواب آلود با چشمانی پف کرده، آمد دم در. دهانش را پر کرده بود که فحش بدهد. چشمش که به من افتاد بادش خوابید. گفتم: “به به. چشم و دل ما روشن. دنیا را مرگ برده است و تو را خواب؟”

وقتی گفتم که اسرائیل به تلافی آن سه کشتۀ خود عزم جزم کرده که در غزه از کشته پشته بسازد، نشست و سرش را میان دو دستش گرفت. از همۀ بد و بیراه‏هایی که به او در فیس بوک و تویتر و کوچه و خیابان کرده بودید، خبرش کردم. بعد به جای همۀ شما در خانه‏اش را محکم کوبیدم و آمدم بیرون. چند ساعت بعد اعلامیه زیر را صادر کرده بود:

“اسرائیل بدبخت چکار بکند؟ نمیتواند که بنشیند و دست بالای دست بگذارد که اینها بروند و آنها را سه نفر سه نفر بکشند. سه تا اسرائیلی که مساوی سه تا فلسطینی نیست. اگر بود که اسرائیل چهار هزارتا چهارهزارتا از آنها را با یک اسیر خودش عوض نمی‏کرد. درست است که اسرائیل فلسطینی‏ها را بیخودی و فله‏ای دستگیر می‏کند. ولی نباید از حق گذشت، موقع تاخت زدن خیلی دست و دلبازی می‏کند. حالا هم هنوز ده دوازده هزار نفر که نکشته است. چرا اینقدر بی تابی می‏کنید؟ از کدام کره آمده‏اید؟ این که نه اولین بار است و نه آخرین مرتبه خواهد بود. خواهش می‏کنم بیخود فحش ندهید من سخت مشغولم ببینم هواپیمای مالزی جریانش چه شد. مبادا حقوق بشر آنجا پایمال بشود.”

آقا دایی و بمباران غزه

آقا دایی رابطه‏اش با حماس خوب نیست. گاهی هم از شدت تنفری که از نظام حکومتی خودمان دارد طرفدار اسرائیل هم می‏شود. از آنهایی است که آنقدر تند می‏روند که فلسطینی‏ها را با همان چوبی می‏زنند که من و شما نتانیاهو را می‏زنیم. عمه‏جان که جای خود دارد بسیاری مواقع فریاد من هم از دستش به هوا می‏رود. چنین آدمی با چنان اوصافی این بار از وقتی که اسرائیل بمبارانهایش را شروع کرده است، مرتب در تظاهرات به نفع فلسطینی‏ها شرکت می‏کند.

دیروز که از تظاهرات برگشت و با آن شال فلسطینی، عرق سر و صورتش را خشک کرد و به سمتی انداختش، دلم گرفت. صاف و پوست کنده گفتم: “دایی! از تو آبی برای این بی نواها گرم نمی‏شود. علت دلسوزیت چیست؟”

گفت: ” در غزه، هر چه بیشتر خرابی بشود هزینۀ ما بالا می‏رود. تا اسرائیل، اسرائیل باشد و حماس، حماس همین آش است و همین کاسه. نظام ما هم که بلد است فقط کُری بخواند و تشویق به جنگ بکند و از داوطلبین آمادۀ شهادت ثبت نام کند. جنگ که شروع می‏شود در هفتاد سوراخ گم می‏شود تا آتش بس بشود. آنوقت صاحب عزا و نوحه خوان منطقه می‏شود. میلیارد میلیارد ما را می‏برد و می‏زند به آبادی خراب شدۀ آنها. تظاهرات می‏کنم بلکه این جنگ لعنتی تمام بشود و خسارات مردم ما کمتر بشود.”

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال