In touch with Diverse Iranian Community

بیست کاریکلماتور به مناسبت بیست سالگی شهروند

Marzara بیست کاریکلماتور به مناسبت بیست سالگی شهروند

این روزها ایام بیست سالگی نشریه‌ی شهروند است. به همین مناسبت و به پاس تلاشهای پی‌گیر و موثراین نشریه دربالا بردن سطح آگاهی وفرهنگ، من هم به نوبه‌ی خود تبریک گفته و بیست کاریکلماتور خود را تقدیم می‌کنم.

                                     ***

هرهنری برای بیان خود ابزاری دارد. وسیله‌ی بیان کاریکاتور خط است. اما در کاریکلماتور این وظیفه برعهده‌ی کلمه گذاشته شده است.

عنوان کاریکلماتور از سال 47 درمجله ی خوشه به سردبیری احمد شاملو آورده شد. این کلمه، تلفیقی از کاریکاتور و کلمات است. کاریکلماتور را می توان اینطور تعریف کرد. "کاریکاتوری که با کلمات بیان می شود."

در این ژانر ادبی، پرویز شاپور– کیومرث منشی زاده – عمران صلاحی – بیژن اسدی پور، و …… حرف اول را زده اند.

من هم در این راه تلاش میکنم تا به درستی از عهده‌ی کار برآیم. می گویم به درستی، چرا که فرق است بین کاریکلماتور و جمله‌های زیبا.

                                    ***

درخت بقدری قد کشید که با هواپیما سر شاخ شد. 

تنها درخت است که با رگ و پوست خود معنی "چهار فصل" را حس می کند.

رقص ماهی، گربه را کنار حوض میخکوب کرده است.

زمستان طراوت وشادی سبزه را سانسور می کند.

کمان بخاطر تیر، کمر راست نمی کند.

تنها غزلی که عزرائیل دوست دارد ، غزل خداحافظی است.

پس گردنی بهترین درمان گیجی است.

هرچه " فردا " پیش می آید "دیروز" عقب نشینی می کند.

آنها با هم زندگی می کنند اما نه برای هم.

شوهرچنان عرصه را برهمسرش تنگ کرد که دیگرنتوانست او را ببیند.

برای درست بودن نادرستی میکرد.

واضح ترین تغییر را می توان در یک زن حامله دید.

تنها، احساس تنهائی می کنند.

بقدری به ارزش خواب فکرمی کرد که دچار بی خوابی میشد.

وقتی مرغ تخم گذاشت، هدیه دادن رسم شد.

گذشته که درگذشت، وصییت کرد برایش مجلس یادبود نگیرند.

تاریخ مصرف مارا تیک تاک ساعت تعیین می کند.

اگر "دهن دره" این واژه ی خوش ترکیب کمی بیشترطول بکشد بدترین ترکیب ها را بهم میزند.

دو ریل راه آهن شکایت کردند که چرا قطار بین آنها فاصله انداخته است.

چراغ راهنما از اینکه اتومبیل ها معطل شده اند از فرط خجالت قرمز شد.

 

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال