In touch with Diverse Iranian Community

ترجمه مجموعه چهار جلدی از شعرهای چارلز بوکاوسکی

0 62

mustafa2-340x510سید مصطفی رضیئی منقد ادبی و مترجم پرکار ساکن ونکوور که ترجمه بیش از ۱۵ کتاب در کارنامه خود دارد، این روزها سخت مشغول ترجمه مجموعه چهار جلدی از شعرهای چارلز بوکاوسکی است.

دو جلد از این سری چهارجلدی به‌نام «دعای خیرِ مرغ مقلد» و «مست پیانو بنواز مثل سازی ضربی تا وقتی کمی از نوک انگشت هایت خون بچکد» ترجمه و آماده کرده‌است.
او در هرجلد ابتدا به معرفی چاریز بوکاوسکی می‌پردازید و سپس این ترجمه‌ها را همراه با مقدمه‌ای بطور رایگان در سایت دوشنبه:

http://www.2shanbe.ir

در اختیار خوانندگان اینترنتی قرار می‌دهد.

می‌خوانیم معرفی چارلز بوکاوسکی را از مصطفی رضیئی:

چارلز بوکاوسکی
۱۹۹۴-۱۹۲۰

Bokaviski

چارلز بوکافسکی از مشهورترین نویسنده ها و شاعرهای معاصر آمریکا است و بسیاری ادعا می کنند که بانفوذترین و صمیمی ترینِ شاعران و نویسندگان این قرن، خود اوست. بوکاوسکی در ۱۹۲۰ از پدری سرباز آمریکایی و مادری آلمانی در آندرناخِ آلمان متولد شد. سه ساله بود که او را به لس آنجلس در آمریکا آوردند و پنجاه سال در همین شهر زندگی کرد. بیست و چهار ساله بود که اولین داستان کوتاه اش را منتشر کرد و در سی و پنج سالگی، نوشتن شعر را آغاز کرد. او در سن هفتاد و سه سالگی و در ۹ مارچ ۱۹۹۴ بر اثر سرطان خون در سان پِدرو در کالیفرنیا درگذشت، درست زمانی کوتاه بعد از آنکه نوشتن رمان «عامه پسند» را تمام کرده‌بود.
چارلز بوکاوسکی در طول سال های عمرش چهل و پنج کتاب منتشر کرد، شامل هفت رمان، ده مجموعه داستان کوتاه و ده ها دفتر شعر. بعد از مرگ او، همچنان کتاب هایی از نوشته های تاکنون منتشر نشده اش به بازار می رسند و انتشارشان همچنان ادامه دارد، شامل بر شعرها، داستان ها و نامه هایی که تاکنون دیده نشده بودند. نوشته های او به ده ها زبان ترجمه شده است و بوکاوسکی محبوبیتی گسترده در کل جهان دارد.

Finalمصطفی رضیئی در مقدمه ترجمه‌های این مجموعه می‌نویسد:
دفترهای شعر چارلز بوکاوسکی، مجموعه ای است اینترنتی. برای لذت بردن از اشعار این شاعر برجسته قرن بیستم، شما برای هرگونه استفاده از این مجموعه، خواه بازنشر آن، اجرای صوتی آن یا هر گونه استفاده دیگر، تنها نیازمند به استفاده از نام کامل اثر، نام کامل نویسنده با املای درست آن و نام کامل مترجم هستید و نیازمند به کسب هیچ گونه مجوز دیگری از مترجم نخواهید بود.
شما می توانید این ترجمه ها را به شکل موردنظرتان بازنویسی یا ویرایش کنید، اما به هیچ عنوان حق سانسور هیچ بخشی از آثار را نخواهید داشت.
اگر دست به سانسور این شعرها بزنید، دیگر حق استفاده از آن ها را کامل از دست داده اید.

سیدمصطفی رضیئی، در بِرنابی زندگی می‌کند و همکار بخش ادبی ما سپیده جدیری با او گفتگویی انجام داده‌بود که در سپتامبر سال گذشته در شهروند بی‌سی و سایت شهرگان انعکاس یافت.
در این شماره شعر «تکیه به چوب» از مجموعه «مست پیانو بنواز مثل سازی ضربی تا وقتی کمی از نوک انگشت هایت خون بچکد» را برایتان برگزیده‌ایم.

drunk

تکیه به چوب

چارلز بوکاوسکی
مترجم سید مصطفی رضیئی

امروز
۴ یا ۵ تا از ما
توی بار زمین مسابقه های اسبدوانی
وِل بودیم.

یک آینه پشت بار نصب
بود

تصویرهای توی آینه مهربان
نبودند

از ۴ یا ۵ تا آدم ول توی
بار مسابقه های اسبدوانی.

بطری های زیادی در بارِ
مسابقه های اسبدوانی بود.

ما نوشیدنی های مختلفی سفارش داده بودیم.

آینه ای پشت بار نصب بود.

تصویرهای توی آینه مهربان
نبودند.

«مغز لازم نیست تا بازیِ اسب ها را
ببری. فقط پول می خواهد و
جربزه.»

تصویرهای ما مهربان
نبودند.

بیرون ابرها بودند.

بیرون خورشید بود.
بیرون اسب ها خودشان را گرم می کردند.

ما توی بار مسابقه های اسبدوانی
ایستاده بودیم.

«چهل سال است توی مسابقه ها شرط
می بندم و هنوز از اسب ها هیچی
نبردم.»

«تو چهل سال دیگر هم شرط ببندی
باز هم نمی توانی از اسب ها چیزی ببری.»

ساقی بار از ما خوش اش
نمی آمد.
زنگ 5 دقیقه به شروع بازی را
زدند.

ما نوشیدنی هایمان را تمام کردیم و
رفتیم تا شرط هایمان را
ببندیم.

همان طور که دور می شدیم
تصویرهایمان توی آینه بهتر می شد:
نمی توانستی صورت هایمان را دیگر
ببینی.

ما ۴ یا ۵ تا آدم ول توی بار
مسابقه های اسبدوانی بودیم.
چقدر گه بود. هیچ
کسی نمی برد. باور نمی کنی، از خود سزار ۷
بپرس.

————-
۷- Caesar از مشهورترین سوارکارهای زمانه ای که بوکاوسکی در مسابقات شرط بندی در استادیوم های لس آنجلس و اطراف آن حاضر می شد.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال