In touch with Diverse Iranian Community

جستاری در باب نام و نشان باستانی همدان و کاشان

کتیبه های آشوری از دژ تو در توی هگمتانه تحت این نام یاد نمی کنند ولی دژ تو در تویی را که آن را رسم کرده در قلب خاک مادها به عنوان پایگاه خود استفاده می کرده اند، تحت نام کیشه سو یاد کرده اند. لابد حصارهای این دژ برای حفظ جان آشوریان درون آن در مقابل مادهای عاصی اطراف آن بنا شده بوده است که دل خوشی از این مالیات ستانندگان درون آن دژ نداشته اند. این نام به لغت سانسکریت و اوستایی به صورت کشیَه سو (خشیَه سو) به معنی سرای سود و ثروت است. این معنی از سوی دیگر مفهوم نام هگمتانه یا هنگمتانه در هیئت هنگ-مَئثنَ (جایگاه سود و ثروت) در زبانهای اوستایی و کُردی و بلوچی می باشد. دژ کیشه سو تا حمله کیاکسار (هوخشتره) به متصرفات آشور در تصرف آشوریان باقی مانده بود. این ما را بدین نتیجه می رساند که بر خلاف گفته هرودوت همدان (هگمتانه) صرفاً از عهد کیاکسار به پایتختی مادها برگزیده شده است و پایتختهای پیشین مادها در نواحی دیگری بوده اند.

010233 جستاری در باب نام و نشان باستانی همدان و کاشان
دژ مادی “کیشه سو”، از روی نقش برجسته آشوری که در دور-شاروکین کشف شده، پایان قرن هشتم قبل از میلاد.

 دیاکونوف محل دژی را که دایائوکو و خانواده اش در حدود سال 715 پیش از میلاد از آنجا به اسارت سارگن دوم آشوری رفتند، دره قزل اوزن در سمت شهر میانه دانسته است. در کتیبه های آشوری در مورد محل فرمانروایی خشثریتی که دیاکونوف وی را نواده دایائوکو حدس می زند، به دو نام کارکاشی (به سانسکریتی یعنی محل سفت و سنگی) و ساگ بیتو (به لغت مادی یعنی محل سنگی) بر می خوریم که در ناحیه ای به نامهای بارناکا (پرنه کا، محل چشمه)، بیت کاری (ناحیه مِلک چشمه) و پارتوکا (ناحیه کنار چشمه) قرار داشته و دژ مضاعفی به نامهای سیلخازی (دژ بابلیان) و تیل آشوری داشته است. نامهای  سیلخازی و آشوری به صورت سهلاکهتی و آشری به لغت سانسکریت به معنی محل پرستشگاه (مکان زیگورات) و محل پناهگاه (دژ) می باشند.

نامهای کارکاشی و سیلخازی (دژ بابلیان) به وضوح یاد آور نام کاشان و تپه سیَلک کاشان می باشند. می دانیم دو تپه باستانی سیَلک به فاصله 600 متر از همدیگر واقع شده اند و تپه سیَلک جنوبی حاوی بقایای زیگورات بابلی می باشد. این مکانها در حمله خشمگیانه اسرحدون بدین نواحی خراب شده است:

دیاکونوف در صفحه 247 تاریخ ماد در این باب می آورد: در نوشته های اسرحدون جنگ با خشتریتی به احتمال قوی در اظهاریه بسیار مبهم زیر منعکس است: “من کشور بارناکا (ناحیه چشمه ساران)، دشمن محتال و ساکنان تیل آشوری که نامش در دهان مردم مخرانو (مهرانو) پیتانو (دژ منسوب به سرور) است، پایمال کردم.” لحن مبهم و خودستایانه این گزارش اجازه نمی دهد که واقعاَ آشوریان را در این مورد پیروز بپنداریم.

دیاکونوف عقیده مند است که “قیام خشثریتی در حدود سال 673 پیش از میلاد با موفقیت همراه بوده و ماد شرقی بعد از آن مستقل شده است”. اقدام مهمی که آشوریان بعد از این واقعه ویرانی تیل آشوری در آغاز حکومت آشوربانیپال به عمل آوردند فرستادن سپاهی تحت رهبری رئیس رئیسان شانابوشو برای محاصره شهر آمول (آمُل) و مذاکرات صلح یا جنگ در زیر حصار آنجا است که پیراشک به درستی حدس زده است که فرمانروای سکنی گرفته در این شهر همانا خشثریتی بوده است که بعد از فرار از مقابل اسرحدون بدین شهر دور افتاده در مازندران روی آورده بوده است.

شرح ادامه این واقعه را که منجر به شکست آشوریان در پای حصار شهر آمُل مازندران و استقلال کامل سرزمین ماد شرقی شده است، صرفاَ در روایات حماسی و ملی اوستا و شاهنامه می یابیم:

می دانیم روایات ملی اوستا از قیام موفق کیکاوس (به قول استاد پورداود یعنی پادشاه سرزمین چشمه) در سمت کوه ارزیفیه (کوه عقاب یا کرکس همان کوه کرکس کاشان) گزارش میدهند و شاهنامه از آسمان پیمایی کیکاوس با عقابانش از فراز البرز به شهر آمل مازندران و در ادامه گرفتاری وی در آن سمت در بند دیوان مازندران (منظور آشوریان) سخن می راند که سرانجام توسط رستم سگیستانی هفتخوان رستم از این مخمصمه رهانیده شده و بر دشمنانش پیروز میگردد.  اوستا این واقعه را به صورت نبرد موفقیت آمیز گرشاسپ با دشمنان بزرگ و مخوف در کنار دریای فراخکرت متجلی ساخته است.

 ,,

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال