In touch with Diverse Iranian Community

جنگ تجاری دونالد ترامپ با جهان

0 177

روز جمعه با اعلان افزایش تعرفه بر روی فولاد و آلومنیوم وارداتی از سوی رئیس جمهوری آمریکا، بلافاصله یک سقوط نسبی در بازارهای بورس جهانی اتفاق افتاد و به خصوص سهام شرکت های فولاد و آلومنیوم اروپایی، کانادایی، ژاپنی، کره جنوبی و تا حدود کمتری چینی به شدت تا حدود 3,7 درصد ارزش خود را از دست دادند.

پیام توئیتری “دونالد ترامپ” رئیس جمهوری آمریکا در خصوص افزایش تعرفه بر روی فولاد و آلومنیوم وارداتی به این کشور در روز پنج شنبه اول مارس موجب یک زلزله در حوزه اقتصاد جهانی گردید. از آنجا که دونالد ترامپ به عنوان یک رهبر معتقد به ارجحیت منافع آمریکایی حتی در تضاد آشکار با قوانین بین المللی و سیستم موسوم به “تجارت آزاد” شناخته می شود و اینکه حجم بزرگ اقتصاد این کشور تقریبا همه شرکای خارجی و کشورهای قدرتمند جهان را تحت تاثیر قرار می دهد، این تصمیم وی به تبع اقتصاد جهانی و ثبات مالی در این حوزه بین المللی را به شدت دستخوش نوسان خواهد کرد. از طرف دیگر از آنجا که فولاد و آلومنیوم وارداتی به آمریکا از قیمت بسیار پائین تری نسبت به تولیدات مشابه در این کشور برخوردار است ضمن اینکه به نفع تولید کنندگان فولاد و آلومنیوم داخلی است اما با افزایش قیمت این فلزات، صنایع ماشین سازی، هواپیماسازی، حوزه ساخت و ساز مسکن و بسیاری از دیگر عرصه ها که وابستگی زیاد به مواد فلزی در این کشور دارند را دچار بحران افزایش ارزش قیمت تولید و خدمات خواهد کرد. به همین دلیل در همان روز جمعه با اعلان این تصمیم رئیس جمهوری آمریکا، بلافاصله یک سقوط نسبی در بازارهای بورس جهانی اتفاق افتاد و به خصوص سهام شرکت های فولاد و آلومنیوم اروپایی، کانادایی، ژاپنی، کره جنوبی و تا حدود کمتری چینی به شدت تا حدود 3,7 درصد ارزش خود را از دست دادند. کانادا و اتحادیه اروپایی با صادرات بالای 460 میلیون دلاری، کره جنوبی بالای 270 میلیون دلار، مکزیک حدود 230 میلیون دلار، برزیل 200 میلیون دلار، ژاپن 140 میلیون دلار، چین 91 میلیون دلار، روسیه 80 میلیون دلار و ترکیه 78 میلیون دلار، صادرات سالانه فولاد و آلومنیوم به آمریکا دارند که در مجموع میلیون ها شغل را در این حوزه کلان به خود اختصاص می دهند. با افزایش تعرفه 25 درصدی فولاد و 10 درصدی آلومنیوم وارداتی به آمریکا که در راستای سیاست “ناسیونالیسم اقتصادی” ترامپ دنبال می شود یک تغییر موازنه عامدانه به نفع تولید کنندگان آمریکایی و در جهت نقض قوانین تجارت جهانی علیه صادر کنندگان خارجی اعمال می شود که می تواند به یک “جنگ تجاری” در سطح جهانی نیز دامن بزند.                

کانادا و اتحادیه اروپایی با صادرات بالای 460 میلیون دلاری، کره جنوبی بالای 270 میلیون دلار، مکزیک حدود 230 میلیون دلار، برزیل 200 میلیون دلار، ژاپن 140 میلیون دلار، چین 91 میلیون دلار، روسیه 80 میلیون دلار و ترکیه 78 میلیون دلار، صادرات سالانه فولاد و آلومنیوم به آمریکا دارند که در مجموع میلیون‌ها شغل را در این حوزه کلان به خود اختصاص می دهند.                 

محکومیت شدید این تصمیم دونالد ترامپ از قاره آمریکا، اروپا و آسیا از همان ساعات اولیه اعلان این تصمیم انجام گرفت و نهادهای بین المللی در حوزه اقتصاد جهانی نیز با این موج همراه شدند. اما نکته جالب در اینجا بود که یک روز بعد رئیس جمهوری آمریکا به جای اینکه به عنوان یک سیاستمدار و رهبر قدرتمندترین کشور جهان در صدد کاهش تنش پیش آمده باشد با صراحت بیشتری در حساب توئیتری خود اعلان کرد “انتقاد از وضعیتی که در آن ایالات متحده ، چند میلیارد دلار، در تجارت با تقریبا هر کشوری که کسب و کار دارد از دست می‌دهد، جنگ های تجاری خوب و پیروزی در آن آسان است”. در حالی که وی در ماهیت همان “تاجر دغلباز” وارد عرصه سیاست شده است، چندان تعجب آور نیست که هم اکنون نیز در نگاه کلان به حوزه اقتصاد “منافع یکجانبه” آمریکا را در نقض قواعد پذیرفته شده تجارت جهانی دنبال کند. این سیاست در اتحادیه اروپایی خشم رهبران آن را موجب گردید و جدا از اظهارات رهبران کشورهای اروپایی، عکس العمل نهادهای سیاسی و اقتصادی این اتحادیه را نیز برانگیخت و آنان تهدید به مقابله به مثل کردند. چنانچه “ژان کلود یونکر” رئیس کمیسیون اروپا روز جمعه وعده داد که در صورت عملی شدن اظهارات آقای ترامپ، اتحادیه اروپا پاسخی قاطع به آن می دهد و تاکید کرد “ما دست روی دست نخواهیم گذاشت تا صنعت ما بر اثر این اقدامات ناعادلانه متضرر شود و هزاران فرصت شغلی به خطر بیفتد”. هم چنین “جاستین ترودو” نخست وزیر کانادا هم گفته است “اطمینان دارد که خواهد توانست از صنایع کشورش در این زمینه دفاع کند”. در کنار چین که بزرگترین رقیب آمریکا تلقی می شود و نسبت به این تصمیم واکنش اعتراضی نشان داد، دبیر فدراسیون فولاد و آهن ژاپن هم گفته این تصمیمات زنجیره‌ یی منفی از اقدامات را در پی خواهد داشت که نه تنها فولاد و محصولات فلزی بلکه بقیه عرصه‌های اقتصادی و حتی امنیت ملی کشورها را هم متاثر خواهد کرد”. همچنین به موازات ناخشنودی بسیاری از صاحبان صنایع آمریکایی نسبت به تصمیم ترامپ، رئیس صندوق جهانی پول (ای‌ام‌اف) هم گفته تصمیم آمریکا نه تنها خارج از این کشور که بر اقتصاد خود ایالات‌ متحده هم تاثیر منفی خواهد گذاشت.          

تمام این کنش و واکنش ها در خصوص اعلان تصمیم دونالد ترامپ نسبت به افزایش تعرفه بر روی فولاد و آلومنیوم وارداتی نشانه های واضع یک جنگ تجاری در سطح بین الملل خواهد بود که در راستای تغییر سیاست ترجیح “اکونومی” بر “ژئوپلتیک” در دولت جدید آمریکا می باشد. نکته جالب در این است که به خلاف تصور غالب تاثیر منفی این سیاست بیشتر بر روی متحدین نزدیک آمریکا متمرکز است و چین به عنوان رقیب اصلی با توجه به حجم پائین تجارت فلزی با آمریکا چندان تحت تاثیر قرار نمی گیرد. اگر طبق قول و تاکید ترامپ این سیاست عملیاتی شود بدون تردید هم اینکه اتحادیه اروپایی و دیگر کشورهای زیان کننده در این مقطع زمانی که ترامپ در بسیاری موارد دیگر نیز در جهت نقض منافع آنان حرکت کرده است، اقدامات تلافی جویانه در پیش می گیرند که جدا از به اصطلاح بروز جنگ تجاری می تواند به حوزه ژئوپلتیک و گسست های تازه بین آمریکا و این کشورهای متحد نیز تسری یابد. در عرصه داخلی آمریکا هم این موضوع ارتباط مستقیمی با منافع ابرشرکت های حامی جمهوریخواهان در تقابل با حامیان دمکرات ها دارد و به خصوص اینکه این تصمیم می تواند ضربه بزرگی به صنایع ماشین سازی به عنوان بزرگترین حامی دمکرات ها بزند. به همین دلیل اگر این تصمیم اجرایی شود شاخص های سهام شرکت های آمریکایی نیز تغییرات ملموسی پیدا می کند و با توجه به حجم شاغلان در این صنایع نه به نفع اقتصاد آمریکا و نه در جهت ایجاد شغل های جدید خواهد بود. هر چند که رهبران آمریکایی همیشه سعی کرده اند از سیستم جهانی از جمله تجارت آزاد بیشترین سود را کسب کنند اما هم اکنون راهبرد اقتصادی ترامپ در تصویر شعار “اول آمریکا” فقط با فشار به نظام جهانی می خواهد در “سود” شریک باشد و “زیان” را به گردن دیگران بیاندازد. این سیاست که در نگاه اول به نظر می رسد منافع آمریکا را نمایندگی می کند اما در تحلیل نهایی مسیری است که برای همیشه می تواند هژمونی این کشور را بر نظام بین الملل پایان داده و روند قطبی گرایی و حتی چند قطبی شدن جهان را تسریع کند. این سیاست نه تنها هیچ وجهه “ملی” در مفهوم منافع “جمهور مردم” آمریکا ندارد که به شدت هم یک سیاست “امپریالیستی” خواهد بود که هیچ قرابتی با “اقتصاد ملی” در موقعیت ترقی خواهانه آن نخواهد داشت.                                                                                          

12/12/96

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال