سلامت و تغذیه سلامت و روان گزيده‌ها

حضور در لحظه

حضور در لحظه یا mindfulness واژه ای است که این روزها بسیار از آن سخن می رود. این واژه به ذهن – آگاهی هم ترجمه شده است هرچند که  مقصود از mindfulness تنها آگاهی از ذهن و محتوای آن نیست. شاید لحظه – آگاهی ترجمه بهتری باشد. به نظر می رسد عبارت  حضور در لحظه هم معادل مناسبی برای اصطلاح mindfulness باشد.. مقصود از حضور در لحظه آن است که فرد نسبت به آن چه در هر لحظه تجربه می کند آگاه باشد و نسبت به آن هیچ  قضاوتی نداشته باشد. اما این تعریف، هر چند کاملا درست، مطلب را کمی ساده تر از آن چه هست جلوه می دهد. 

saba-1 حضور در لحظه
دکتر صبا هدا

حضور در لحظه یک نوع آگاهی consciousness است. در واقع کیفیتی از آگاهی است. پس برای فهم مفهوم حضور در لحظه ابتدا ببینیم آگاهی چیست. آگاهی ، آن چنان که در یکی از نوشته های پیشین بحث شد ، حالتی است از ذهن است که در آن ما نسبت به تجربه های حسی و عاطفی و فکری خود هشیار هستیم. هر آن چه در هر لحظه می دانیم و در ذهن ما هست یخشی از آگاهی ما است. وقتی در حال رانندگی هستیم ماشین ، فرمان ، خیابان ، علایم رانندگی که در دید ما هستند همه بخشی از آگاهی ما است اما خود فن رانندگی کردن در آگاهی ما نیست. ما معمولا پس از مدتی تجربه رانندگی، آن را به صورت خودکار انجام می دهیم یعنی آن که به مراحل مختلف رانندگی فکر نمی کنیم. این که رانندگی می کنیم در آگاهی ما هست اما این که چگونه این کار را انجام می دهیم خارج از آگاهی است. به این ترتیب، اگر بپذیریم که جهان بیرون از ما واقعی و مستقل از ما است ، آنگاه آگاهی عبارت خواهد بود از تجربه هر لحظه ما از این جهان.

در جریان روند آگاهی، معمولا محرک های حسی، چه از بیرون و چه از درون بدن، به مغز می رسند و حس می شوند. سپس این محرک ها در ذهن ارزیابی  می شوند و به دنبال این ارزیابی ادراک صورت می گیرد.  حاصل این ارزیابی آن است که تجربه ها، دریافتها ، عقاید ، قضاوت های ما روی دریافت های ما از این جهان برچسب های مختلفی می زنند. این برچسب ها هستند که آگاهی ما را از جهان بیرون و درون خودمان تعیین می کنند. به این ترتیب محرک های حسی هیچگاه توسط ما به صورت غیر جانبدارانه ادراک و فهم نمی شوند بلکه دائما از صافی افکار و عقاید و باورها و اولویت ها و پسندها و عواطف ما میگذرند. به این جهت است که تجربه آگاهی برای هرکس منحصر به فرد است. 

حضور در لحظه کیفیتی از آگاهی است که تلاش می کنیم این دستکاری های ذهن را کمتر و کمتر کنیم. ذهن پذیرا تر باشد و آن چه را که از جهان بیرون و درون دریافت می کند بدون قضاوت فقط بپذیرد و مشاهده کند. به این ترتیب کیفیت آگاهی تغییر می کند. جهان آن چنان که هست ، بدون واسطه دریافتها و عقاید قبلی ما تجربه می شود. در این هنگام خواهیم دید همراه با ادراک محرک های حسی مقدار زیادی واکنش ذهنی و عاطفی در ما برانگیخته می شود. این واکنش ها هستند که به طور معمول باعث ادراک گزینشی و جانبدارانه ما می شوند. در تجربه حضور در لحظه  بدون هر نوع قضاوتی از آن چه حس می کنیم آگاه می شویم  وعلاوه بر آن، باز بدون هر نوع قضاوتی ، افکار و تصاویر ذهنی و یادآوری ها و هیجان های خود را هم در برابر این حس ها مشاهده می کنیم. بدین ترتیب جهان را بی واسطه تر ادراک می کنیم و همچنین، با روندهای ذهنی خود آشناتر می شویم. بدون قضاوت بودن است که ما را نسبت به تجربه حضور در لحظه پذیرا می سازد. به این ترتیب حضور در لحظه عبارت است از توجه پذیرا به تجربه لحظه حاضر.

حضور در لحظه در واقع پروراندن یکی از خصایص ذهن است یعنی خصیصه مشاهده گر بودن. یعنی تمرین دادن ذهن که هرچه بیشتر و بیشتر آنچه را که در برابرش هست در بر بگیرد و بپذیرد، بی هیچ انتخابی ، قضاوتی یا اعمال نظری. این یک کیفیت ذاتی در ذهن است که به طور معمول کمتر مورد استفاده است و تمرین های حضور در لحظه آن را  تعلیم و پرورش می دهد.

حضور در لحظه را می توان به صورت تمرین های مراقبه meditation انجام داد. روش های متعددی برای مراقبه‌ لحظه ـ آگاه وجود دارد. همچنین می توان به طور غیر رسمی تر روشهای حضور در لحظه را در زندگی روزمره هم به کار برد. برای آموخته شدن، مثل هر کار دیگری، نیاز به پشتکار و تمرین هست. اما تمرین ها بدون پاداش نخواهند ماند. در ابتدا تجربه های حضور در لحظه کوتاه و گذرا هستند اما با تمرین فرد قادر خواهد بود که لحظات طولانی تری را در این شکل از آگاهی طی کند. حتی با تمرین کافی افراد ممکن است به طور خود به خودی حالت حضور در لحظه را تجربه کنند. این چیزی است که دکتر Kabat-Zinn ، روانشناس نامدار آمریکایی و از پیشگامان غربی حضور در لحظه ، ان را «حضور در لحظه بی تلاش»  effortless mindfulness خوانده است.

در صورتی که فردی در به کارگیری حضور در لحظه ممارست کند چه تغییراتی را می تواند انتظار داشته باشد؟ اولین اثر کسب روشنی و وضوح درباره خودمان است. حس هایمان ، افکارمان ، هیجان ها و عواطف ما و اعمالمان مداوماً و بدون قضاوت، مورد مشاهده و ملاحظه ما هستند و این به ما دید روشنی می دهد از این که در جهان چگونه حضور داریم. حضور در لحظه نوعی صیقل دادن ذهن است تا خود را در آینه شفاف تری ببینیم. هر چه بصیرت ما به خودمان بیشتر شود جهان را هم بهتر درک می کنیم. حضور در لحظه خود-آگاهی ما را وسعت می بخشد. خود-آگاهی جزء جدایی ناپذیر آگاهی ما است. هرچه این خود-آگاهی وسیع تر باشد در واقع آگاهی را وسعت بخشیده ایم.

وقتی که نه فقط  پدیده های حسی  بلکه خود فکر و پدیده های همراه آن ، مثل تصاویر ذهنی ، روایت های شخصی ، خاطرات و تجربه های قبلی ، مورد مشاهده بی قضاوت قرار بگیرند ما فرصتی پیدا می کنیم که هیجان ها ، تعصب ها و پیش داوری هایی را که همراه افکار ما هستند شناسایی کنیم.. به این ترتیب این فرصت فراهم می آید که افکار اندکی پالوده تر و عینی تر عمل کنیم. آن  آگاهی که با حضور در لحظه بدست می آید نه از جنس هشیاری حاصل از تفکر بلکه نوعی بصیرت،  بی واسطه تفکر، است.

حضور در لحظه تجربه واقعی «لحظه» است. یعنی برای مدتی هم که شده ذهن به جای آن  که دائم درگیر خاطره های گذشته یا رویاهای آینده باشد تمرین می کند تا در همین لحظه بماند.این که ذهن ما می تواند در سفر دائم به گذشته یا آینده باشد  البته در جهت حفظ ، نگهداری و پیشرفت ما بسیار مهم است اما وقتی تمام فضای خود آگاه ما را در بر بگیرد حاصل آن چیزی جز از دست دادن لحظه حال و امکان حضور بی درنگ ( real time) در زندگی نیست.

مفهوم حضور در لحظه در اساس متعلق به سنت های بودایی است اما حدود ۵۰ سال است که روانشناسی نوین به آن توجه نشان داده است. در دهه های گذشته تحقیقات تجربی فراوانی در دنیای پزشکی و روانشناسی در این زمینه صورت گرفته است. درمان هایی هم بر مبنای حضور در لحظه طراحی شده است. تحقیقات نشان داده اند که روش های مبتنی بر حضور در لحظه توانسته اند دردهای مزمن را کنترل کنند و کاهش دهند. این درمان ها برای حالت هایی مثل اضطراب ، مدیریت استرس ، افسردگی ، اختلال شخصیت مرزی ، سوء مصرف مواد و مشکلات ازدواج با موفقیت به کار رفته اند.

محققین زیادی گزارش کرده اند که با تمرین حضور در لحظه تدریجا الگوهای فکری افراد تغییر می کند. وقتی یک فرد مضطرب، با حوصله و بدون قضاوت، افکار اضطراب آور خود را مشاهده کند پس از مدتی به این دریافت می رسد که این ها فقط «فکر» هستند نه واقعیت های قطعی و محتوم. در بسیاری مواقع حتی متوجه می شود که چقدر این افکار از واقعیت دور هستند. لذا دیگر ضرورتی ندارد که بیش از وزن واقعیشان مورد توجه قرار بگیرند. این بصیرت چرخه نامبارک افکار منفی و هیجان های مخرب را ،که هریک دیگری را تشدید می کنند، سرانجام می شکند. همچنین، افزایش خود ـ آگاهی که با حضور در لحظه به دست می آید سبب می شود که فرد به قابلیت های خود بیشتر پی ببرد. وقتی مدتی هیجان های ناتوان کننده خود را بدون فرارو بدون قضاوت مشاهده کردیم به این نتیجه می رسیم که این هیجان ها آنقدرها هم که ما تصور میکردیم قدرتمند نیستند و ما نیز آن چنان که فکر می کردیم ناتوان نیستیم.

تحقیقات علمی درباره حضور در لحظه هنوز در مراحل ابتدایی است. عوارض آن ، هرچند ظاهرا خیلی زیاد نیستند، هنوز به خوبی روشن نیستند. از سوی دیگر، با توجه به تفاوت هایی که بین افراد مختلف هست، شاید این روش برای همه مفید و کارا نباشد. اما به نظر می رسد امتحان کردن آن ، حداقل برای بیشتر افراد، خالی از خطر باشد. کسی چه می داند، شاید هنوز خرد سنتی شگفتی هایی برای جهان مدرن داشته باشد.

 

Related posts

داستان ادامه‌دار «مرگ با کمک پزشک» در کانادا

سید مصطفی رضیئی

هشت شعر کوتاه از شیدا محمدی

شیدا محمدی

تیم پزشکی کوبا در آفریقا نامزد پیشنهادی جایزهٔ صلح نوبل

حبیب ناظری

اظهار نظر