صفحه را انتخاب کنید

حضور «وزیر زن» در کابینه دولت یازدهم تا چه اندازه «ضروری» است؟

حضور «وزیر زن» در کابینه دولت یازدهم تا چه اندازه «ضروری» است؟

ناهید توسلی؛ ‌پژوهشگر و کنشگر حوزه زنان، مدیرمسوول «نافه»

Amir Kholoosi-7-7

 دکتر حسن روحانی رییس‌جمهور، در برخی سخنرانی‎های انتخاباتی و پس از آن، وعده‎های کلانی درباره حضور برابر زنان در عرصه‎های عمومی و حقوق برابر و عادلانه آنان، داده بودند که به برخی از مهم‎ترین آنها (عینا یا نقل به مفهوم) اشاره می‎کنم:

 – کاری می‌کنم دختران احساس امنیت کنند [دختران] خود حافظ حجاب و عفاف هستند

– تبعیض برای زنان ما قابل قبول نیست…

– جنسیت نمی‌تواند معیار درستی برای تصدی مسوولیت‌ها در جامعه باشد

– در تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها باید زنان همانند مردان نقش ایفا کنند…

– حتی باید امروز در برخی مشاغل مدیریتی سهمی برای زنان قائل شویم.

– در دولت تدبیر و امید در عرصه مدیریت، جنسیت معیار نخواهد بود…

– دولت آینده، دولتی ا‎ست که فرصت برابری برای زنان و مردان ایجاد می‌کند…

– عدالت به معنای فرصت برابر در فعالیت‌های علمی، اجتماعی و سیاسی است و دولت تدبیر و امید این برابری را بین مردان و زنان برقرار می‌کند. در کجای قانون اساسی مجوز تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها و محروم کردن زنان از برخی از رشته‌ها عنوان شده است؟…

– طرح تفکیک جنسیتی یک طرح غیرکارشناسی است که با جامعه ایرانی تطبیق ندارد…

– تقویت جایگاه زنان و نگاه برابر به استعدادهای علمی، پژوهشی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی…

– لایحه حمایت از خانواده، موجب حمایت از خانواده نمی‌شود…

– دولت آینده معتقد است که فقه اسلامی در شرایط امروز از سوی حوزه علمیه نیاز به بازنگری دارد و ما از حوزه‌های علمیه تقاضا می‌کنیم که به اصل زمان و مکان توجه بیشتری بکنند…

– دولت تدبیر و امید در چارچوب فقه با توجه به زمان و مکان، لوایحی برای حمایت از زنان به مجلس ارائه می‌کند…

– تشکیل وزارت امور بانوان را در دولت تدبیر و امید پیش‌بینی کردیم تا حقوق ضایع شده زنان را به آنها برگردانیم…

 همان‎گونه که پیش‎تر نیز اشاره کرده‌ام زنان می‎دانند که: «چنین وعده‎ها و قول‎ها، بدون‎شک و بی‎رودربایستی، مسوولیتی بسیار سنگین و جدی بر دوش آقای روحانی می‎گذارد» و در عین‎حال به این واقعیت نیز آگاهند که: «همه این وعده‎های نیک و مثبت رییس‌جمهور جدید به آن آسانی که ایشان ردیف و تعریف کرده‎اند امکان‎پذیر نیست.» اما نکته‎یی که چه هنگام تحلیف و اعلام نام وزیران کابینه و چه در مصاحبه مطبوعاتی پریروزشان، موجب شگفتی و بعضا اعتراض بخشی از جامعه زنان و نیز کنشگران حوزه زنان شده عدم پیشنهاد حضور حتی یک «وزیر زن» در کابینه است. درعین‎حال، بخشی از آنان نیز، این واقعیت را – همان‎گونه که خود ایشان نیز در رابطه با پاسخ به پرسش یکی از خبرنگاران بیان کردند –

پذیرفته‎اند که صرف گزینش زنان در جایگاه وزارت و…، نه تنها سودی برای ارتقاء حقوق مدنی/ شهروندی زنان ندارد بلکه همین مشارکت‎های حداقلی و ظاهرا دهان‎پرکن (به‎نظر من) موجب کندی روند احقاق حقوق زنان در ایران می‌شود. یک وزیر زن، متاسفانه از حقوق مدنی/ شهروندی برابر و عادلانه با همتای مرد خود برخوردار نیست! و این جای پرسش است که از چه رو و با چه دغدغه‎ای زنان این همه مشتاق مشارکت‎های سیاسی تا حد رسیدن به وزارت هستند؛ مشارکتی که در روند حضور و مدیریت زن/ مادرانه، که از ویژگی‎های زنان نسبت به مردان است، در آن پست نیز می‎بایست تابع قوانین عرفی/ مدنی/ شهروندی باشند که محدودیت‎هایی برای آنان ایجاد می‎کند و حق انسانی برابر برای آنان در نظر نمی‎گیرد. برای نمونه، آیا یک وزیر زن، می‎تواند به سفر خارج از کشور برود در حالی‎که همسر یا پدر و در غیاب این هر دو، ولی قانونی باید اجازه خروج از کشور به ایشان بدهد؟خانم وزیری که بدون اجازه پدر، جد پدری یا ولی قانونی حق ازدواج ندارد، حق طلاق ندارد، حق حضانت فرزند را در صورت خدای ناکرده طلاق، ندارد و بسیار حقوق شخصی/ فردی دیگری را باید از پدر، جد پدری یا ولی قانونی کسب کند چگونه حاضر است به وزارت برگزیده شود؟ آیا – تنها – اعطای مقام و پست از سوی حاکمیت مردانه را گونه‎ای رسیدن به حقوق برابر و عادلانه خویش می‎پندارد؟ اگر چنین باشد، – که مسلما نیست – باید گفت متاسفانه برخی زنان ما و نیز کنشگران حوزه زنان ما، هنوز راه و روش رسیدن به حقوق حقه انسانی خود را نشناخته‎ایم. این‎گونه دغدغه‎ها و پافشاری‎ها برای حضور در عرصه عمومی، در هر شکل‎اش، از عرصه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، هنری، ادبی، سیاسی و… گرفته تا مشارکت سیاسی، در سطوحی که مردان آنها را حق طبیعی خود می‎دانند و می‎خواهند آنها را به ما زنان اعطاء کنند، بی‎توجه و بررسی امکان استفاده برابر از همه امکانات موجود در هر نوع مشارکتی کمکی به دستیابی به حقوق زنان نمی‎کند. تا زمانی‎که زنان ایران نتوانند حقوق برابر و عادلانه خود را استیفا کنند، اعطای پست وزارت و صدارت و… امثال اینها – گرچه گزینه‌یی بسیار مثبت و شادی‎آفرین است و موجب دلگرمی و حرمت انسانی‎شان می‎شود – اما آیا ریشه این همه نابرابری و ناعدالتی نسبت به نیمی از جامعه، یعنی زنان را، که عملا میزان حضورشان در عرصه عمومی و میزان ورودشان به دانشگاه‎ها از میزان حضور و ورود پسران و مردان فراتر رفته است، از میان برخواهد داشت؟ آیا بهتر نیست، در کنار این دغدغه‎ها و پافشاری‎ها برای رسیدن به پست‎ها، منصب‎ها و مشارکت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و…، کمی هم دغدغه تغییر و اصلاح قوانینی را داشته باشیم؟ اینک که ریاست‌جمهوری حقوقدان وعده‎هایی به زنان، (در حوزه‎هایی که به آنها اشاره شد) داده‎اند، آیا ثواب و صواب این نیست که با ایشان و با مسوولان یا معاونین حوزه زنان ریاست‌جمهوری دوره یازدهم نسبت به اولویت‎بندی و پیگیری خواسته‎های خود – تا حدی که در امکان ایشان هست – رایزنی کنیم و تعامل داشته باشیم تا بتوانیم در کنار برآورده شدن بخشی از دغدغه‎ها و خواسته‎های کوتاه‌مدت خود (که وزارت و صدارت و معاونت و مدیریت هم بخشی از آن است) به دغدغه‎های بنیادین و ریشه‎ای و اصلاح قوانین نیز بپردازیم، تا برای همیشه بتوانیم به حقوق برابر و عادلانه انسانی خود در ذیل قوانین دینی، که حقوق مدنی/شهروندی زنان و مردان بر اساس آن تدوین می‎شود دست یابیم؟

[اعتماد]

Website | + posts

تازه‌ترین نسخه دیجیتال شهرگان

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی:

ویدیویی

بارگذاری...

فرم اشتراک ایمیلی

آرشیو شهرگان

مطالب شهرگان را مشترک شوید

برای دریافت تازه‌ترین مطاالب و به‌روزرسانی‌های مطالب شهرگان، به لیست پستی ما بپیوندید.

اشتراک شما با موفقیت انجام شد

Pin It on Pinterest

Share This