صفحه را انتخاب کنید

دنیا همه پرگارم

دنیا همه پرگارم

 

دل برده‌ای و خواهی، دست از تو که بردارم؟

زین در نروم بیرون، تا از تو طلبکارم !

دیدند رقیبان چون، شعرم به تو می‌بالد

بستند کمر با هم، در اذیت و آزارم !

گفتند که تنهایی، چون نقطه میانِ ما

گفتم که منم مرکز، دنیا همه پرگارم !

گفتند چه داری تو، از شوکتِ این هستی؟

من در تو نگه کردم، یعنی همه را دارم !

در غلغل غوغاشان، دیدم که چه تنهایند

در غایتِ تنهایی،  دیدم که چه بسیارم !

تا شادی و نیکویی، در شأن و پسندِ توست

جز خنده نخواهم کرد، جز نیک نپندارم

در حمله‌ی هر توفان، می‌خندم و می‌رقصم

چون عشقِ تو امضا کرد، پیروزی آثارم !

 

شعرِ تو پگاه چون ره، در خانه‌ی دل‌ها برد؟

« بهتر که بپرسید از شعرِ ترِ طرارم !»

 

Website | + posts

تازه‌ترین نسخه دیجیتال شهرگان

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی:

ویدیویی

بارگذاری...

فرم اشتراک ایمیلی

آرشیو شهرگان

مطالب شهرگان را مشترک شوید

برای دریافت تازه‌ترین مطاالب و به‌روزرسانی‌های مطالب شهرگان، به لیست پستی ما بپیوندید.

اشتراک شما با موفقیت انجام شد

Pin It on Pinterest

Share This