In touch with Diverse Iranian Community

دو شعر از اسماعیل یوردشاهیان – اورمیا

اسماعیل یوردشاهیان، متولد فروردین ۱۳۳۴ در ارومیه؛ شاعر، نویسنده، پژوهشگر و مدرس دانشگاه در ارومیه است. تخلص و نام ‏هنری‌اش ارومیا است.‏ از یوردشاهیان تاکنون ۱۶ دفتر شعر، ۴ کتاب رمان، و یک مجموعه داستان کوتاه، دو کتاب در حوزه پژوهش و پنج مقاله در ایران ‏منتشر شده‌است.‏

‏ ‏pic22 دو شعر از اسماعیل یوردشاهیان - اورمیا

آن‌ها

۱

آنها رفتند

شتاب در گامها و نفس‌هایشان‎ ‎چنان بود

که هوا را در بازدمی دیگر نمی دیدند

گذر لحظه ها

برگهاي خاطره

و گذشته

پیراهنی بود در تنشان

و چمدانی از همه چیز که جا گذاشته بودند

‏ ‏

آنها رفتند

با خاطره‌هايي كه داشتند

بعداز آنها

گربه پیری بر دیوار نشست

حياط با حوض و ايوان در بغض سكوت ماند

خانه از روزها و صداها

‎ ‎خاطره نوشت

‏ ‏

‏ ‏۲ ‏

آنها رفتند

آنها را بردند

آنها را کشتند

چنان پنهان و بی صدا

که حتا برگها هم نشنیدند

‏ ‏

آنها را بردند

‏ نیمه شب

وقتی ماه میان ابر گرفتار بود

آنها را بردند

نزديك سحر

با پیراهنی که هوا را می سرود

‏ ‏

آنها را کشتند ‏

‏ ميان همهمه ها

سكوتها

وقتی هوا از طنابها گذشت

و گلویشان میان دست و طناب شکست

نگاهشان پر از حسرت‌هاي ناگفته بود

‏ ‏

آنها را كشتند

بعداز آنها

خانه وخیابان وشهر تنها شد

كسي از آنها ديگر چيزي نگفت

‏ ‏‎ ‎

‎ ‎

از آن روز

‏ ‏‏ ‏

از آن روز

از دایره ها می ترسم

از دایره‌ها و بیضی‌های بزرگ ، کوچک

از دهان‌های گشوده

مشت‌های گره شده

و صدای چکمه‌هایی که گرد می شوند

می ایستند و ما را نگاه می کنند

‏ ‏

از دایره ها می ترسم

از گذر ابرهای گرد

قطارهای دوار

دود های حلقه وار

و آتشی که می سوزد

صدایی می گوید:‏

‏ تو این جا نیستی

‏ نباید بوده باشی

نگاه‌هایی می گویند :‏

‏ باش ، بمان

‏ این تو هستی ، پایداری کن

وقتی دستت را گرفتم

و تو را در پشت خود پنهان کردم

چیزی نگفتی

فقط مشت و زخم آنها بود

که بر تنم نشست

دیگر هوا ابری شده بود

 

 

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال