In touch with Diverse Iranian Community

دو شعر از فرهاد کریمی

0 50

فرهاد کریمی متولد ۱۳۵۸ است و شاعر و روزنامه‌­نگار

Farhad Karimi

آثار او به شرح زیر است:

۱- دستِ خالی، مجموعه‌ی شعر، ۱۳۸۳

۲- برای روزهای مبادا، مجموعه‌ی شعر (گروهی)، ۱۳۸۸

۳- یک دقیقه‌ی عصر، مجموعه‌ی شعر، ۱۳۸۹

۴- من ، تو ، او،  مجموعه‌ی داستان، ۱۳۹۰

۵ـ دَستَم­‌هایت، مجموعه‌ی شعر، در دست انتشار

 علاوه بر آن با مجلات تخصصی ادبیات مانند: نوشتا ـ خوانش ـ درگاه ـ نافه و روزنامه‌های  آرمان ـ اعتماد ـ فرهیختگان و … همکاری دارد. از کریمی تاکنون چندین مقاله در همایش‌­های ملی پذیرفته شده و چندین مقاله نیز در مجلات علمی ـ تخصصی منتشر شده است.

 جوایز و داوری‌ها:

 ـ برگزیده­‌ی جایزه­‌ی ادبی ایران

ـ برگزیده­‌ی جایزه‌­ی منوچهر آتشی

ـ برگزیده‌­ی جایزه­‌ی شعر دانشجویی غرب کشور

ـ داور استانی جشنواره‌­ی بین‌المللی شعر فجر

 

 

 

دو شعر از فرهاد کریمی

——————–

۱ـ دونادون

از هزاره­‌ی خودم برمی­‌گردم

از روز بعد از پردیور دست­‌های تو

     چَه­‌ن جار واتِم پیت

                           دله­‌ی دی­وانه

از هفت که می­‌گذرد این گُمَزی

گذشته از گذشتن می‌­گذرد و

تکرار می­شود در مقامِ بعدی

که اضافه می‌­کند به ضمیر از روشنا       به تدریج

به خودم که برمی­‌گردم

در من بلوطی­‌ست

که ریشه­‌هایش تویی   هایش تویی   هویش تویی!

————————–

۲ـ انقلاب

عصب­‌های خواب رفته

رشته­‌های گُنگی هستند در انحنای حافظه­‌ی جاری

درست وقتی خودم را لای­روبی می­‌کنم

                                       می­‌فهمم‌­ات!

حاشیه­‌نویسی اول:

[مهم تویی، فهمیدن تو انقلاب بزرگی است که ردّ باتوم­‌هایش را هر لحظه بر پیراهن­‌ام بو می­‌کشم]

هر چه بگویم

رابطه­‌ای­ست در شرحه شرحه­‌ی سایه‌­ی انداخته­‌ی تو

ـ به روایت خبرگزاری­‌ها البته ـ

از ترس این بازی ناتمام

پیراهنم را در کلاغی جا گذاشتم و

اکتفا می­کنم به همان عصب­‌های گُنگ دراز

چیز زیادی نیست   نیست؟

این ثانیه­‌های چسبیده به ساعات تکرار

بدجوری دارم زنگ می­زنم‌­ات رفیق!

حاشیه‌­نویسی دوم:

[این سطرها را به خاطر بسپار، همین هفته بدجوری عاشقت می‌­شوم!]

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال