آشیان / تازه‌ها / دیدگاه فرمالیستی و شکل گیری محتوا با پرداخت فرم و ساختار  «نقد و تحلیل بر روی اثری از سمیه جلالی»

دیدگاه فرمالیستی و شکل گیری محتوا با پرداخت فرم و ساختار  «نقد و تحلیل بر روی اثری از سمیه جلالی»

سکندری می خورد/سر به سر

انگشت راست کرده ای به خمودن_انگشت فرو کرده ای به لهیدن_له له زنان

زبان از تکلم فرو ریخته به ریز دانه های برآمده

هوا که پخشم نمی کرد در هر دم و

بازدم/دمادم_به آهی که بیرون می جهید از

 گلو/گلوله ای در بطن چپم_راست بالا

 می آمد/خون به لباسم_خون به لباست

و من چقدر به مرگ می آمدم_و تو چقدر به من

شره گی_خون مردگی/لب که فرو جسته

این همه حواس خیابان را پرت می کرد

حواس عابران را پرت می کرد

حواس تو را پرت_پرت می شدم به عقب

تصاویر سیاه و سفید_معلق در جریان عبور/مرور می کردم تو را در باز یافت های مکرر

ای تکرار شونده در تصاویر سیاه و سفید

این افکت های نامرتب/ارتباط می دهد مرا به پرش پلک هات

پلک می زنی با عینکی دودی

من دوده ها را می بلعم در شلوغی خیابان هفتم_گفتم خیابان هفتم

تا شماره‌ی هفت می شمارم

هفت قدم به سمت من گام بردار بدون عینک دودی ات

این جهان به موازات ما هفت بار گام بر می دارد

با تمام درخت های سبز که قرمز می شدیم در هر چراغ راهنما/با توقف های اجباری/با پوشش های اجباری/با کفش های مدرن /در مکاشفه های مدرن

کشف می کردیم راز بوسه‌ی کرگدن  را

بر پوست جنگل/تا پوستمان کلفت شود  با هر معادله ی انتحاری

معامله می کردیم جهان را با دلار

معاوضه می کردیم جنگل را با سکه

مبادله می کردیم دریا را برای بقا

و احتکار می کردیم نفس هامان را در سینه/ما هفت جان داشتیم با پوستی کلفت

با بوسه هایی اختیاری_معاشقه را به میزهای کنفرانس می کشاندیم/در گفتگوهایی بدون کلام

حالا تو هفت قدم به سوی میز کنفرانس گام بردار و مرا در این مناقشه ی مجهول

به معاشقه ای بدون کلام دعوت کن

«سمیه جلالی»

22 مرداد ماه 97

سمیه جلالی، از شاعران جوان و آتیه دار شعر جنوب و کشور می باشد که با زبانی جسورانه و منحصر به خود و گریز از ساده نویسی و ساده انگاری توانسته شعری دیریاب و سرشار از کارکردهای زیباشناختی پدید آورد.

تصویر

آفرینه هایی تصویر محور که کلیت کار را

 در نگاه مخاطب زنده و ملموس جلوه میدهد و استفاده ی صحیح و بجا از تصاویر پدید آمده شاید بارزترین شاخصه ی آثار سمیه جلالی می باشد

(زبان از تکلم فرو ریخته به ریز دانه های برآمده/

هوا که پخشم نمی کرد در هر دم و بازدم)

نوعی سکوت اجباری و وجود مرگ و خفقان را با نگاهی شاعرانه و تصویر دو بعدی زیبایی بیان میکند البته در این قسمت شاهد صنایع شعری دیگری هم میباشیم که در ادامه به توضیح و تحلیل آنها نیز خواهیم پرداخت

تصویر (گلوله ای در بطن چپم_راست بالا می آمد/خون به لباسم_خون به لباست)

تصویر(این افکت های نامرتب/ارتباط می دهد مرا به پرش پلک هات_پلک می زنی با عینکی دودی)

 

زبان

دنیای واژگانی وسیع و شکل و نحوه ی خاص چینش و استفاده از کلمات در قالب زبانی کاملا منحصر و شخصی و استفاده ی مناسب خالق اثر از واژه هایی که جنس و نوع چینش آنها متناسب با زبان شعری او میباشد

هایدیگر در یکی از تحلیل هایش چنین میگوید:

«ابتدا معلوم شد: حوزه‌ی کار شعر، زبان است. پس گوهر شعر باید از گوهر زبان درک شود. سپس روشن شد: شعر نامگذاریِ خلاقِ هستی و گوهر چیزهاست… از آنجا که شعر، زبان را هرگز به عنوان کارمایه‌ی موجود به کار  نمی‌گیرد، بلکه شعر، [وجود] زبان را ممکن می‌سازد… [پس] بر عکس، باید گوهر زبان از گوهر شعر فهمیده شود.»1

بدین ترتیب میتوان بر اساس نگره ی هایدگر شناخت هستی یا یافتِ معنی هستی را از طریق زبان پی گرفت، و چون شعر، کمال زبان است، پس شناخت معنای هستی را در درون شعر جست، که از طریق آن، در پی دیدنِ نادیدنی یا نادیده‌ها بود.

بدون استثنا تمام کارهای سمیه جلالی از نوعی موسیقی درونی که حاصل از نوع انتخاب و چینش کلماتی است که  در مجموع، زبان شعری او را شکل می دهد، بهره میبرند

بر خلاف شعر منظوم  که از ویژگیهایی چون: وزن عروضی ،استفاده از قوافی و گاها ردیف در جهت تکوین شعر از نظر موسیقایی سود می برد ، شعر سپید در جهت نیل به این مهم از نوعی موسیقی درونی بهره می برد

فرم یا ساختار

توجه به فرم و گرایش نسبی وی به سمت مکتب فرمالیسم یا ساختارگرا همچون اکثر شاعران آوانگارد و مدرنیته ی شعر سپید، سمیه جلالی نیز از این قائله مستثنی نیست و بیشتر توجه وی به شکل و فرم شعر معطوف میگردد، البته این بدان معنا نیست که با پرداختن به فرم از محتوا و درونمایه‌ی کار غافل شود زیرا محتوای کار، حاصلِ توجه و پرداختِ صحیح و هنرمندانه ی فرم و ساختار میباشد همانگونه که کلمنت گرینبرگ نظریه پرداز و منتقد مکتب فرمالیسم، ویژگى هاى فرمىِ اثر را مهم ترین رکن مقوِّم آن قلمداد کرده و درون مایه  ى اثر را پیامد تحقق فرم محسوب می دارد.

 در نظر وى درون مایه‌‌ى هر اثر تابعى است از عناصر فرمى

( به آهی که بیرون می جهید از گلو /گلوله ای در بطن چپم_راست بالا می آمد/خون به لباسم_خون به لباست

و من چقدر به مرگ می آمدم_و تو چقدر به من)

 صنایع زیبایی که در همین قسمت کوتاه از شعر به چشم میخورد را میتوان در تمام شعر و به وفور مشاهده کرد، به عنوان مثال:

 

تشبیه

 تشبیهِ زیبایی که در این قسمت از شعر دیده میشود (تشبیه آه به گلوله) است

 تضاد (چپ – راست)،

آشنازدایی

اما صنعت زیبا و بارز این قسمت آشنازدایی هنرمندانه ایست که شاعر به خلق آن پرداخته

از دیدگاه فرمالیستی، آشنازدایی بنیان هنر میباشد ،صنعتی که در کارهای سمیه جلالی کم شاهد آن نیستیم

در این قسمت از شعر، سمیه جلالی با زبانی تمثیلی اندوه مرگ را در تقابلِ زیباییِ لباسی که بر قامت شخص می آید قرار داده و این نوعی عدول از قرارداد های ذهنی میباشد،

لباسی که بر قامت شخص می آید نوعی زیباییست و تقابل آن با مرگ که در نگاه کلی با ترس و اندوه همراه است ،

یا در قسمت دیگری از شعر : (با تمام درخت های سبز که قرمز می شدیم در هر چراغ راهنما)

جمله ی تمام چراغ های راهنما در مقابلمان قرمز میشدند را به گونه ای دیگر و متفاوت با قراردادهای ذهنی ما بیان میکند یعنی قرمز شدن ما در مقابل چراغ های راهنما

البته در این قسمت از شعر کلمات قرمز و سبز و قرار گرفتنشان در کنار چراغ راهنما خود نوعی تضاد میباشد،

یا(هوا که پخشم نمیکرد در هر دم و بازدم)

به جای مفهوم با هر دم و بازدم هوا را پخش نمیکردم به عبارتی ساده تر چنین بیان شده: هوا در هر دم و بازدم مرا پخش نمیکرد

و …

 این تناقض گویی شاعر نوعی بدعتِ معنایی ست که گونه ای دیگر از زندگی را به نمایش میگذارد

جدا از تحلیل این اثر از دیدگاه عمومی نقد، لازم است اثر فوق از زاویه ی دید فرمالیستی یا ساختارگرایی نیز (البته در حد توان و معلومات  بنده در مقام خوانشگر ) تحلیل و بررسی شود

از این حیث میتوان شعر را از دو دیدگاه ساختار صوری و ساختار معنایی مورد بررسی قرار داد

ساختار صوری که خود به دو بخش نما آوا و نما نوشت تقسیم میشود

  نما آوا (واج ، تکرار، صدا و سكوت و صداهاي محيطی، واژه های هماهنگ)

در این بخش به ضرب آهنگ ها و صدا و سکوت حاصل از چگونگی و شکل استفاده از واژه گان و نقش آنها در شکل گیری ساختار آوایی شعر توجه و کشف خواهیم کرد

شعر سمیه جلالی از نظر آوایی دربر دارنده ی نوعی موسیقی ست و بستر شعر عرصه ی رقص واژه هاست

شاعر از توانایی ویژه ی خود در این زمینه بهره برده و نوعی موسیقی درونی را با استفاده از ساختار آوایی واژگان خلق کرده

به عنوان مثال صنعت تکرار که یکی از مهمترین ویژگیهای پدیدآورنده ی موسیقی در شعر سمیه جلالی ست در این اثر نیز به مدد وی آمده و نوعی ساختار آوایی زیبا را در شعر رقم زده است

و من چقدر به مرگ می آمدم_و تو چقدر به من

تکرار: من-من/چقدر-چقدر/به-به

واج آرایی:شش بار تکرار حرف میم

هوا که پخشم نمی کرد در هر دم و بازدم/دمادم_به آهی که بیرون می جهید از گلو/گلوله ای در بطن چپم_راست بالا می آمد

واج آرایی: نه بار تکرار واج دال

این همه حواس خیابان را پرت می کرد

حواس عابران را پرت می کرد

حواس تو را پرت_پرت می شدم به عقب

واج آرایی: ده بار تکرار حرف (ر)

یازده بار تکرار حرف الف

تکرار: چهار بار تکرار واژه ی(پرت)و سه بار تکرار واژه ی (حواس)

و ….

گرچه در تمام شعر بسیار شاهد اینگونه کارکردهای موسیقایی هستیم اعم از واج آرایی ، تکرارهای بجا و نه خسته کننده که به شاکله و ساختار آوایی شعر کمک به سزایی کرده، آوردن واژه های هماهنگ و هم آوا و …

اما زیباترین تکرار این اثر جدای از تاثیر موسیقایی آن نوعی نگاه فلسفی و معنا دار به واژه ی (هفت) میباشد.

واژه ی هفت در این اثر هفت بار تکرار شده

این عمل شاعر نوعی تلاش در جهت بارز نشان دادن واژه ی هفت بوده و تاثیر معنایی این واژه چه در قالب جمله و به تنهایی و چه در معنای کلی کاملا مشهود و غیر قابل انکار است، در واقع میتوان گفت که این تکرار هم بر فرم و ساختار و هم بر معنا تاثیری محسوس و مستقیم داشته.

شاعر از اواسط کار با نگاهی سیاسی اجتماعی به مسائلی چون:

 الودگی های محیطی(زبان از تکلم فرو ریخته به ریز دانه های برآمده

هوا که پخشم نمی کرد در هر دم و بازدم/دمادم)

آزادی و اجبار(با توقف های اجباری/با پوشش های اجباری  )

فقر با وجود منابع فراوان ( با تمام درخت های سبز که قرمز می شدیم در هر چراغ راهنما

با نگاهی کلی به این اثر متوجه می شویم که شاعر سعی بر آن داشته منظور خود را که گاها با عاشقانه هایی که لابلای فضای خاکستری سیاسی_اجتماعی شعر که ظاهرا آن را از محور اصلی دور کرده اما در واقع با ارتباط زیبای عشق و سیاست ترکیب زیبایی را از این دو مقوله پدید آورده، بیان کند

  فضای سیاسی اجتماعی سرد و بی روح  که خالق،از ابتدای کار با استمداد از ابزارهای مختلف سعی بر نشان دادن آن کرده و به حق در این امر بسیار موفق عمل کرده

فضایی که خالق اثر از ابتدا با انتخاب واژه هایی هوشمندانه و مناسب به خوبی فضای تاریک و خفقان و سکوت حاکم بر شعر را تداعی کرده و در انتقال حس مورد نظر موفق عمل کرده

واژه هایی همچون: گلو، گلوله، رگ، خون، لب فرو بستن ،سیاه و سفید دوده و…

همچنین با بیان واژه ها و گاه ترکیب های کلیدی به خلق معانی انتزاعی مورد نظر خود کرده

به عنوان مثال در بیان اجبار و نبود آزادی های فردی _اجتماعی ترکیب هایی که بیانگر موضوع مذکور می باشند را در برابر ترکیب های متناقض از نظر معنایی قرار داده تا به خوبی تفاوت سطح این دو را به گونه ای محسوس نشان دهد

قرار دادن ترکیب هایی منفی در برابر شکل آرمانی آنها:

توقف های اجباری/بوسه های اختیاری

پوشش های اجباری/معاشقه را به میزهای کنفرانس می کشاندیم

شاعر گاها به بیان اعتراضات سیاسی با زبانی تند و بی پرده پرداخته، موضوعاتی که از دید او نیازی به ایهام و در لفافه سخن گفتن نداشته :

معامله کردیم جهان را با دلار

جنگل را با سکه

مبادله می کردیم دریا را برای بقا

و[ احتکار می کردیم نفس هامان را در سینه (اشاره به سکوت در مقابل این موضوعات)]

با در نظر گرفتن این موضوع که سمیه جلالی ، ابتدا با خلق فضاهایی که نشان دهنده ی نوعی بیان اعتراضی با زبانی تند و اشاره های مستقیم به موضوعات مد نظر می باشد، تلاش کرده دیدگاه خود را در مورد رویکردها و اقدامات سیاسی ، اجتماعی نظام حاکم در تقابل با جامعه را نشان دهد

در پایان کار ، شاعر با نگاهی متفاوت/با زبان عشق /

به مصاف مشکلات سیاسی می رود، پای عشق را به میزهای کنفرانس می کشد و در انتها با فلش بکی به هفت های یاد شده ، برای هفتمین بار با تکرار واژه ی هفت ، با ابداع نوعی دموکراسی عاشقانه ی بدون کلام و با هفت قدم مقدس برای حل مناقشات مجهول گام بر میدارد

(با بوسه‌هایی اختیاری_معاشقه را به میزهای کنفرانس می کشاندیم/ در گفتگوهایی بدون کلام

حالا تو هفت قدم به سوی میز کنفرانس گام بردار و مرا در این مناقشه ی مجهول

به معاشقه ای بدون کلام دعوت کن )

با این پرداخت زیبای پایانی به یاد ابیاتی از یک غزل حضرت حافظ افتادم که:

هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود

در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

ما را ز منع عقل مترسان و می بیار

“کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست”

با آرزوی موفقیت برای این شاعر خوب و موفق جنوبی که بی تردید یکی از استعدادهای شعر جنوب و کشور میباشد و با تلاش و جدیت بیشتر یکی از چهره های موفق در عرصه ادبیات کشور خواهد بود.

شعر: سمیه جلالی

خوانشگر: یاشار خواجه دولت آبادی

۱- تحلیل شعری از هولدرلین

درباره یاشار خواجه دولت آبادی

پیشنهاد خوانش

مجموعه شعر ساناز داودزاده، مقام برتر جشنواره شعر اروپا را کسب کرد

«روی حروف مرده راه می‌روم» مجموعه شعر ساناز داودزاده، مقام برتر جشنواره شعر اروپا را …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *