آشیان / ادبیات / دیکتاتور!

دیکتاتور!

 Mandana-Zandian-800x1024 دیکتاتور!

خاک می‌شود دست‌ها وُ درها وُ پنجره‌هایمان

مثل چشم‌هایی

که مثل مین

در این تاریخ،

در این تن، در این وطن،

دفن است وُ باز

از خاک، از پوست، از خون، از خرداد

رد می‌شود در هوای ابری وُ

منفجر می‌شود بر شال بهار وُ

گل می‌دهد

گِردِ گلویی

که تکرار می‌شود

بر دارِ کودتا

در بهارستان وُ

باز

چشم‌های تو باز نمی‌شود.

 

تمام قصه همین است:

تو با چشم‌های بسته راه می‌روی

من با چشم‌های باز منفجر می‌شوم

و نور

غبار پلک‌هایمان را

در هوای خانه

سبز می‌کند.

خرداد یکهزار و سیصد و نود و یک

 

درباره شهرگان

پیشنهاد خوانش

گرافیتی‌های «مسعود کاظمی؛ زندانی آزادی بیان» در تهران

گرافیتی‌هایی از مسعود کاظمی، روزنامه‌نگارِ زندانی به جرم اندیشه، که برای مصادیق آزادی بیان در …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *