صفحه را انتخاب کنید

دیکتاتور!

دیکتاتور!

 

خاک می‌شود دست‌ها وُ درها وُ پنجره‌هایمان

مثل چشم‌هایی

که مثل مین

در این تاریخ،

در این تن، در این وطن،

دفن است وُ باز

از خاک، از پوست، از خون، از خرداد

رد می‌شود در هوای ابری وُ

منفجر می‌شود بر شال بهار وُ

گل می‌دهد

گِردِ گلویی

که تکرار می‌شود

بر دارِ کودتا

در بهارستان وُ

باز

چشم‌های تو باز نمی‌شود.

 

تمام قصه همین است:

تو با چشم‌های بسته راه می‌روی

من با چشم‌های باز منفجر می‌شوم

و نور

غبار پلک‌هایمان را

در هوای خانه

سبز می‌کند.

خرداد یکهزار و سیصد و نود و یک

 

Website | + posts

تازه‌ترین نسخه دیجیتال شهرگان

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی:

ویدیویی

بارگذاری...

فرم اشتراک ایمیلی

آرشیو شهرگان

مطالب شهرگان را مشترک شوید

برای دریافت تازه‌ترین مطاالب و به‌روزرسانی‌های مطالب شهرگان، به لیست پستی ما بپیوندید.

اشتراک شما با موفقیت انجام شد

Pin It on Pinterest

Share This