In touch with Diverse Iranian Community

رئالیسم جادویی و نوشتار زنانه

0 65

 ادبیات جادویی یک اثر ادبی است که می تواند تضادها و دشواری‌های زندگی واقعی زنان را به تصویر بکشد اما در عین حال آنها را ‏از مورد حمله قرار گرفتن در برابر نیروهای رادیکال رهایی بخشد.‏

azadeh-davachi32
آزاده دواچی

♦ شهرنوش پارسی پور و منیرو روانی پور از نویسندگان برجسته‌ی ایرانی هستند که استفاده از ادبیات رئالیسم جادویی به آنها فرصت ‏خلق فضای زنانه و در عین حال نقد رویکردهای اجتماعی و سیاسی را داده است.‏

Mexico_Garcia_Marquez-0d771

عصر‎ ‎روز پنج‌شنبه ۱۷ آوریل، خبر درگذشت گابریل گارسیا مارکز خالق “صد سال تنهایی” و‎ ‎برنده جایزه نوبل ادبیات، با تاسف ‏میلیون‌ها نفر در سراسر جهان مواجه شد‎.‎
گابریل گارسیا مارکز که سال‌ها مبتلا به بیماری سرطان بود، روز پنج‌شنبه (۲۸ فروردین / ۱۷ آوریل) در سن ۸۷ سالگی در خانه‌اش ‏در مکزیکوسیتی درگذشت. مرسدس بارچا، همسر او و دو پسرش رودریگو و گونزالو در ساعت‌های پایانی زندگی در کنار او بودند‎.‎
مارکز که در ۶ مارس ۱۹۲۷ در کلمبیا دنیا آمد، در وطن خود به عنوان گزارشگر و روزنامه‌نگاری زبردست شناخته شده بود، اما در ‏سال ۱۹۶۷ و با انتشار رمانی به نام‎ “‎صد سال تنهایی‎” ‎بود که به سرعت در سراسر جهان به شهرت رسید.‏‎ ‎مارکز برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ‏ادبیات و همینطور نامی شناخته شده برای ایرانیان است. آثار مارکز با ترجمه‌ی مترجم فقید بهمن فرزانه به ایرانیان معرفی شد. آثار ‏مارکز گذشته از شهرت جهانی ابداع کننده‌ی رئالیسم جادویی و به کار گیری آن در ادبیات است.‏
به نظر می رسد که تعریف مشخصی برای این نوع تکنیک در ادبیات وجود ندارد چرا که از زمان پیدایش آن و گسترشش در جهان فرم ‏و مدل‌های مختلفی از این ادبیات توسط نویسندگان در سراسر جهان به کار گرفته شده است‎ .‎
تاریخ استفاده از رئالیسم جادویی در آمریکای لاتین به اواخر سال‌های ۱۹۴۰ باز می گردد. ایده‌ی بازسازی رئالیسم جادویی به ‏درگیری‌های سیاسی و اجتماعی ارتباط دارد‌، در این میان ادبیات جادویی بود که توانست‌ به آرام کردن و یا زدودن آن از طریق این ‏چالش ها از طریق اثر ادبی بپردازد. لادج در تعریف رئالیسم جادویی می نویسد، رئالیسم جادویی یک تکنیک ادبی است که از طریق ‏آن غیر ممکن در ادبیات ممکن می شود، غیر ممکن به صورت حقیقی و واقعی نمایش داده می شود که بعد از آمریکای لاتین در ‏کشورهای دیگر به تدریج در میان نویسندگان طرفداران خاصی پیدا کرده است‎ .‎
مشابه نوشتار رئالیسم، این تکنیک ادبی ماهیت چند گانه دارد، وقتی که جادو در ادبیات اتفاق می‌افتد نویسنده می‌تواند تجربیات و تاثیرات ‏زندگی شخصی را که در دنیای حقیقی نمی‌تواند نشان داده شود‌، از طریق جادو به نمایش بگذارد‌. مطابق نظر گنزالس این نوع از ادبیات ‏نه تنها ماهیت فانتزی دارد‌، بلکه حتی اتفاق‌های غیر‌عادی هم از دنیای واقعی شخصیت‌ها سرچشمه می‌گیرد‌. در اینگونه ادبیاتی حقیقت ‏نهفته در همه جا است‌، حقیقتی که نمی تواند بروز واقعی پیدا کند، اما در نهایت نشان دهنده‌ی تلاش نویسنده برای نشان دادن واقعیت‌ها و ‏حقایق زندگی جامعه‌ی بشری است‌. اینگونه ادبیاتی قدرت این را دارد که به ابزاری برای مقابله با قدرت تبدیل شود. رئالیسم جادویی ‏فضای مناسبی را برای نویسنده فراهم می‌سازد‌، فرای از کارکردها و دیدگا‌ه‌های سیاسی و فرهنگی نویسنده، این تکنیک می تواند ‏نویسنده را در درک چالش‌های و حقایق نهفته‌ی اجتماعی یاری دهد‎ .‎

gabriel-garcia-marquez-died-1093056-TwoByOne
سانچز بر این باور است که ادبیات رئالیسم جادویی قابلیت این را دارد که حقایق نهفته در سیاست‌های یک جامعه را به خصوص در ‏میان گروه‌های اقلیت‌ها نشان دهد. این تکنیک که در آمریکای لاتین کشف شد به تدریح توانست به عنوان یکی از ابزار اصلی نوشتار در ‏میان زنان نویسنده نیز طرفدارانی پیدا کند‌. نویسندگانی چون ایزابل آلنده و تونی ماریسون که هر کدام با استفاده از رئالیسم جادویی ‏توانسته اند صدای خفته‌ی زنان را از اقلیتها را به تصویر بکشند‌. مطابق نظر سانچز استفاده از ادبیات جادویی به خصوص برای زنان ‏نویسنده توانسته است آنها را برای درک واقعیت‌های اجتماع یاری دهد، واقعیت‌هایی که از زاویه ی دید زنان‌، متفاوت عمل کرده است‌. ‏در این چنین بافتی ادبیات جادویی یک اثر ادبی است که می تواند تضادها و دشواری‌های زندگی واقعی زنان را به تصویر بکشد اما در ‏عین حال آنها را از مورد حمله قرار گرفتن در برابر نیروهای رادیکال رهایی بخشد. از نظر سانچز زنان نویسنده استفاده‌ی خاصی ‏از ‌ادبیات جادویی کرده‌اند‌، زنان از طریق آن توانسته‌اند بر بافت سیاسی و اجتماعی تاثیر بگذارند و در جامعه‌ی مردسالار بتوانند بیانگر ‏دغدغه‌هایشان باشند‌. با این تکنیک زنان نویسنده به خصوص آنهایی که از گروه‌های اقلیت هستند توانسته‌اند درک عمیق از واقعیت را به ‏چالش بکشند و در نتیجه دریافت‌های واقعی از تاریخ را دوباره واسازی کنند و در عین حال امکانات را بریایه تبدیل حقایق اجتماعی ‏فراهم کنند. از نمونه‌ی این نویسندگان زن می توان به تونی ماریسون و گلوریا نایلر اشاره کرد که داستان را برای هدف سیاسی به کار ‏برده‌اند تا تضادهای تاریخی و اجتماعی را که در تاریخ استعمار تجربه کرده‌اند به تصویر بکشند‌. به این ترتیب این نویسندگان توانسته‌اند ‏از طریق به کار گیری رئالیسم جادویی فضای خاص زنانه‌ای را ابداع کنند‌، فضایی که در تقابل با میراث فرهنگی مردسالار می‌ایستد‌. ‏بنابراین مطابق نظر سانچز نوشتار زنان در تاثیر پذیری از رئالیسم جادویی به دنبال هدف خاصی سیاسی و قومی است که زنان را از ‏اقلیت به متن بکشاند‌. آنها قادرند تا صدایشان را در گروه‌های اقلیت به دست آورند و به این ترتیب فضای زنانه را وارد ادبیات زنان ‏کنند. ‏
می توان گفت که در این چنین ساختاری نویسندگان زن در کنار دیگر نویسندگان تحت تاثیر رئالیسم جادویی توانسته‌اند ساختار ‏ایدئولوژیکی و باورهای سرسختانه‌ی حکومت‌های دیکتاتوری را به چالش بکشند.‏
ادبیات رئالیسم جادویی نیز با ترجمه‌ی کارهای مارکز در میان نویسندگان ایرانی طرفداران زیادی پیدا کرد‌ه است‌. در مورد نقش این ‏تکنیک در ادبیات نویسندگان ایرانی مقالات و بحث‌های زیادی شده است‌، اما نکته‌ی قابل توجه اهمیت رشد این نوع از ادبیات به ‏خصوص در فضای سانسور بعد از انقلاب در ایران است‌. به نظر می‌رسد که استفاده‌ی متناوب نویسندگان ایرانی از این تکنیک با ‏سخت گیری‌های چاپ و سانسو‌ر کتاب نقش مستقیمی دارد‌. با اینکه در استفاده از ادبیات رئالیسم جادویی تنها بر نویسندگان مرد تاکید ‏شده است، اما می‌توان آثار زیادی را از نویسندگان زن دید که تحت تاثیر این ادبیات به خلق متن ادبی پراخته‌اند‌. در این میان شهرنوش ‏پارسی پور و منیرو روانی پور از نویسندگان برجسته‌ی ایرانی هستند که استفاده از ادبیات رئالیسم جادویی به آنها فرصت خلق فضای ‏زنانه و در عین حال نقد رویکردهای اجتماعی و سیاسی را داده است.‏
این تکنیک ادبی تنها به خلق اثر در میان این نویسندگان منجر نشده است بلکه بسیاری از نویسندگان زن با استفاده از دنیای مجاز و ‏ارتباط نمادین آن با دنیای حقیقی دریافت‌های روازنه‌ی خو‌د و تجارب‌شان را به مخاطب منتقل کرده‌اند‎ .‎
اهمیت به کارگیری رئالیسم جادویی از آنجایی است که فضای شکل گرفته شده در این آثار عموماً در تضاد با واقعیت‌های ظاهری ‏اجتماعی وعرف‌های رایج است‌، اما در قدم بعدی این تضادها به شکل باور پذیر به مخاطب منتقل می شود‌، استفاده از این سبک به زنان ‏نویسنده‌ی ایرانی این فرصت را می‌دهد که با پردازش به تابوهای رایج جامعه علیه زنان در عین حال که آن را به عنوان یک واقعیت ‏نشان دهند، راه‌های گریز از آن را نه به صورت حقیقی بلکه نمادین نشان دهند‎ .‎
استفاده از تکنیک رئالیسم جادویی و تاثیر آن بر نویسندگان زن نیز توانسته است به شکل‌گیری نوع خاصی از ادبیات زنان منجر شود، ‏این نوع پردازش جایگاه متفاوتی پیدا کرده است؛ از یک سو می‌تواند در برابر سانسور بایستد و از طرفی با نمادین نشان دادن واقعیت ‏از خطر حذف شدن و رانده شدن نجات پیدا می کند. استفاده‌ی نمادین از شخصیت‌ها‌، وقایع‌، پردازش‌های نمادین از یک واقعیت رایج در ‏جامعه از خصوصیات به کاری‌گیری تکنیک در ادبیات نویسندگان ایرانی است. از سوی دیگر با پردازش برش‌های مختلفی از‎ ‎واقعیت ‏و تصاویر خیالی به نوعی بازتاب صدای خاموش زنان در ادبیات بوده است‌. به این ترتیب استفاده‌ی نمادین و چند گانه از واقعیت به ‏رشد و بازپروی حقایق اجتماعی دامن می زند و چالش‌هایی که بعد از انقلاب در ایران به‌زنان ایرانی تحمیل شده است را به صورتی ‏دیگر بازمی نماید‎ .‎
در پایان می توان گفت به دلیل اهمیت پیدایش این تکنیک هنوز روش‌ها و الگو‌های مشخصی برای نقد ادبیات زنان نویسنده‌ی ایرانی‌ و ‏دلایل استفاده از این تکنیک پیدا نشده است‌، اما آنچه که اهمیت دارد بازسازی فضاهای متکثر و واسازی بخشی از حقایق اجتماع است ‏که از دید بسیاری از منتقدان در بررسی آثار زنان نویسنده و استفاده از رئالیسم جادویی پنهان مانده است، دیدگاهی که در بررسی‌های ‏آینده ادبیات زنان و تکنیک‌های آنها برای مقابله با سانسو‌ر در تاثیر‌پذیری آنها از نویسندگان جهانی می‌تواند موثر واقع شود.‏

garcia-marquez

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال