In touch with Diverse Iranian Community

سروده‌هایی در همبستگی با روزنامه‌نگارانِ دربند

0 15

(این شعر را تقدیم می‌کنم به روزنامه‌نگاران زندانی، نویسندگان و شاعران زندانی، همه کسانی که برای آزادی در بند هستند)

 

زندانی

 

 

نگران نباش، زندان که تمام شود

حرف می‌زنیم تا صبح

می‌گویم چرا نمردم از این همه

با پیرهن گلدار و دامن صورتی چطور قشنگ‌تری

می‌گویم به تو

چقدر می‌توانیم مانند دو سنگ به هم بخوریم

و همین اتاق مختصر روشن شود

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال