In touch with Diverse Iranian Community

سقوط حلب و امکان مصالحه ملی در سوریه   

در هفته گذشته اما “رجب طیب اردوغان” دیکتاتور حاکم بر ترکیه به خلاف سخنان گذشته خود به یک باره اعلان کرد که هدف ورود ارتش ترکیه به خاک سوریه ساقط کردن دولت اسد خواهد بود که بلافاصله با عکس العمل تند دمشق و متحدان بین المللی آن روبه رو گردید.

چند ساعت بعد از این اظهارات نسنجیده در روسیه از کاخ کرملین تا وزارت امور خارجه این کشور موج فشار و واکنش های تند به سوی آنکارا روانه شد که در کمتر از یک روز تمام این رجزخوانی ها پس گرفته شد و اردوغان و دیگر مقامات ترکی با عقب نشینی سعی کردند جبران مافات کرده تا از خشم “ولادیمیرپوتین” رئیس جمهوری روسیه در امان بمانند.

بحران سوریه با پیشروی نیروهای ارتش سوریه در شرق حلب و تصرف تقریبا تمام مناطق تحت تصرف شورشیان و تروریست ها وارد مرحله سرنوشت سازی شده است. تحولات میدانی در جنگ حلب نشان می دهد که با سقوط آخرین دژهای تروریست ها در این شهر که نماد قدرت مخالفان “بشار اسد” بود نیروهای دولت سوریه موفق شده اند که به بزرگترین موفقیت نظامی خود در طول پنج سال اخیر دست پیدا کنند. پیشروی سریع ارتش سوریه در حلب که بنا به گفته مخالفان و گروه موسوم به “دیده بان حقوق بشر سوریه” مبنی بر اینکه تاکنون تقریبا همه مناطق حساس در شرق حلب به تصرف ارتش سوریه و متحدین آن در آمده است، گویای یک چرخش آشکار در عرصه میدانی جنگ است که به نظر نمی رسد فعلا سر باز ایستادن داشته باشد. بنا بر گزارش دولت دمشق و سخنگوی وزارت دفاع روسیه تاکنون 2200 شورشی و تروریست خود را به نیروهای ارتش سوریه تسلیم کرده اند و حداقل 120 هزار تن از شهروندان غیرنظامی ساکن در مناطق اشغالی نیز از مناطق نبرد تخلیه و به مناطق تحت کنترل دولت انتقال یافته اند. نحوه این پیشروی های ارتش سوریه به خلاف دفعات قبلی که معمولا با ضدحملات شورشیان موجب دست به دست شدن مناطق درگیر جنگ می شد این بار از یک روند بازگشت ناپذیر حکایت می کند که نشان می دهد مدیریت و کنترل بحران در دست دولت دمشق قرار گرفته و مخالفان امکان معکوس سازی این روند را نخواهند داشت. با سقوط حلب و کنترل کامل این شهر توسط نیروهای دولتی از این پس هرگونه طرح و بحثی در خصوص حذف اسد از معادلات قدرت حداقل در یک دوره انتقالی و  خلاف نظر محور روسیه، ایران و سوریه از دستور مذاکرات بعدی خارج خواهد شد و شورشیان، تروریست ها و حامیان خارجی آن ها تنها می توانند در چارچوب پذیرش واقعیت هژمونی دولت مرکزی وارد مذاکرات حول مصالحه سیاسی شوند.

به موازات پیشروی های سریع ارتش سوریه از یک هفته قبل در شرق حلب و شکست نظامی و روحی مخالفان مسلح، بخش وسیعی از غیرنظامیان ساکن مناطق شرق حلب نیز با هجوم ده‌ها هزار نفری خود برای خروج از مناطق تحت تصرف شورشیان و ورود به مناطق دولتی، برای اولین بار در این جبهه ساکنان غیرنظامی به تدریج حساب خود را از گروه های شورشی و تروریست جدا کرده اند. از طرف دیگر بر اساس گزارشات منابع خبری از جمله خبرگزاری های غربی که معمولا نگاه حمایت گرایانه یی نسبت به گروه های مسلح شورشی دارند و هم چنین گزارش “استفن اوبراین” مسئول کمک های بشردوستانۀ سازمان ملل متحد، گفته می شود بارها غیرنظامیانی که از مناطق تحت تصرف شورشیان فرار می کند هدف تیراندازی و انتقام گیری این گروه ها شورشی و تروریست قرار گرفته اند که تا حدودی ادعای دولت اسد و منابع رسمی روسیه را در این خصوص تایید می کند. هر چند که طبق معمول همیشگی این نهادهای حقوق بشری نسبت به تهدید جان غیرنظامیان و امکان انتقامجویی از طرف شبه نظامیان حامی اسد هشدار داده اند اما موجی که از هجوم و فرار غیرنظامیان به سمت نیروهای دولتی به راه افتاده است از آن چنان وسعت بزرگی برخوردار می باشد که دیگر امکان کنترل آن وجود ندارد و به تبع می تواند یک سری برخوردهای ناخوشایند را نیز به همراه داشته باشد. عدم امید در بین مخالفان دولت اسد برای کمک تعیین کننده بیرونی و فروکش کردن فشار بر روی دولت روسیه در مورد توقف جنگ در حلب که به موازات تشدید حملات ارتش سوریه برای تصرف نهایی حلب انجام می گیرد، تا حدود زیادی هم آرایش میدان جنگ را تغییر داده است و هم روحیه گروه ها مسلح و بخشی از ساکنان شرق حلب برای نادیده گرفتن خروج از شهر را تضعیف کرده است. در چنین شرایطی که سقوط حلب به واقعیت پیوسته است و حداقل در این جبهه جنگ تکلیف آن به نفع نیروی های حامی اسد از هم اکنون مشخص شده به موازات تقویت روحیه ارتش سوریه در روزهای آینده باید شاهد یک فروپاشی و هرج و مرج در بین نیروهای شورشی و تروریست بود که بزرگترین جبهه نبرد را به دولت واگذار کرده و شکست قطعی خود را پذیرفته اند. دست و پا زدن محور عربی – ترکی و هم چنین حامیان اروپایی مخالفان اسد برای وادار کردن روسیه برای عقب نشینی از استراتژی تصرف حلب از آنجا که جواب نداده است و آمریکا نیز به دلیل درگیر بودن با مسائل داخلی از جمله انتخاب “دونالد ترامپ” به ریاست جمهوری، فقط نظاره گر یک شکست بزرگ بوده اند. به همین دلیل هم اکنون مرکز ثقل نبردها به جبهه های دیگر از جمله شهر باستانی “پالمیرا” منتقل گردیده که گفته می شود با انتقال چهار هزار شبه نظامی از گروه تروریست داعش از جبهه “رقه” و “دیرالزور” به منطقه پیرامونی پالمیرا توانسته اند بار دیگر دست به اشغال این شهر بزنند و نیروهای ارتش را در موقعیت دفاعی و عقب نشینی قرار دهند.

بدون تردید سقوط حلب و تصرف کامل آن به دست دولت اسد به معنای پایان بحران سوریه نخواهد بود و درگیری ها در این کشور ادامه پیدا می کند. اما حلب به واسطه نقش نمادین آن در جنگ و بحران سوریه تا حدود زیادی روند اوضاع را در موقعیت جدیدی ترسیم می کند که تمامی بازیگران داخلی و خارجی نمی توانند شرایط جدید را نادیده بگیرند. مسکو به عنوان بازیگر اصلی در این مقطع به لحاظ بین المللی و منطقه یی در چارچوب اهداف ژئوپلتیک خود که همسو با اهداف دولت دمشق و تهران نیز می باشد از این پس تعیین کننده آینده سیاسی – نظامی سوریه خواهد بود. از آنجا که مسکو به خلاف بازیگران منطقه یی در پی اهداف ایدئولوژیک و فرقه گرایانه نیست و یک نگاه کلان ژئوپلتیک و سیاسی به چگونگی بحران سوریه دارد در این مرحله در جایگاهی قرار گرفته است که احتمالا در ماه های آینده “نقشه راه” یک طرح مصالحه ملی و خروج از بن بست را ارائه خواهد داد. این سخنان جدید “سرگی لاوروف” وزیر امور خارجه روسیه مبنی بر اینکه “ما آماده‌ایم همین الان کارشناسان نظامی و دیپلمات‌های خود را به ژنو بفرستیم تا با دوستان آمریکایی خود به توافقی برای خارج کردن همه شورشیان، بدون استثناء، از شرق حلب دست پیدا کنیم” در کنار اظهار نظر وی در خصوص پیشنهاد تازه “جان کری” وزیر امور خارجه آمریکا که همسو با مواضع روسیه است، نشاندهنده احتمال تغییرات اساسی در حل و فصل بحران سوریه می باشد. در مصاحبه مطبوعاتی لاوروف بعد از دیدار چند روز پیش خود با جان کری، وی به یک موضوع بسیار مهم و محوری اشاره کرد که در فرجام نبردهای سوریه باید بسیار به آن دقت کرد و با احساس مسئولیت جهانی زمینه را برای یک آتش بس فراگیر و زمینه مذاکرات گسترده برای بازسازی این کشور آسیب دیده را فراهم آورد. در این مصاحبه وزیر امور خارجه روسیه خطاب به جامعه جهانی می گوید که برای بازسازی سوریه حداقل به 180 میلیارد دلار نیاز است که بدون مشارکت بین المللی امکان پذیر نمی باشد. هم زمان با این تحولات روزنامه تایمز در دوم دسامبر با انتشار یک گزارش نوشت که اتحادیه اروپایی به دولت دمشق یک پیشنهاد مبنی بر کمک های مالی برای تحقق صلح در بحران سوریه را ارائه داده است که هر چند هنوز از طرف هیچ منبع مستقل و رسمی تایید نشده اما می تواند در راستای تحولات جدیدی باشد که از مدت ها پیش از شرق حلب شروع شده و امروز تاثیرات آن در واشینگتن و بروکسل هم خود را نشان می دهد.

در هفته گذشته اما “رجب طیب اردوغان” دیکتاتور حاکم بر ترکیه به خلاف سخنان گذشته خود به یک باره اعلان کرد که هدف ورود ارتش ترکیه به خاک سوریه ساقط کردن دولت اسد خواهد بود که بلافاصله با عکس العمل تند دمشق و متحدان بین المللی آن روبه رو گردید. چند ساعت بعد از این اظهارات نسنجیده در روسیه از کاخ کرملین تا وزارت امور خارجه این کشور موج فشار و واکنش های تند به سوی آنکارا روانه شد که در کمتر از یک روز تمام این رجزخوانی ها پس گرفته شد و اردوغان و دیگر مقامات ترکی با عقب نشینی سعی کردند جبران مافات کرده تا از خشم “ولادیمیرپوتین” رئیس جمهوری روسیه در امان بمانند. چنانچه شورشیان مسلح و تروریست با حمایت حامیان خارجی خود هم چنان مصمم به ادامه و تشدید جنگ در جبهه های دیگر باشند این سیکل معکوس هم چنان در ماه های آینده ادامه پیدا می کند و دریچه یی که هم اکنون برای برقراری یک آتش بس فراگیر و ترک مخاصمه گشوده شده است دوباره در چنبره منازعات جاری در جبهه های دیگر جنگ به حیات و بقای خود ادامه دهد، متاسفانه باید هم چنان تحولات بحران سوریه را از دریچه دوربین جنگی نگاه کرد. فعلا حمله داعش به پالمیرا را می توان از این قاعده تا حدودی مستثنی کرد هر چند که رسیدن نزدیک به 4000 تروریست داعشی از جبهه رقه و دیرالزور بدون حمایت بعضی از بازیگران خارجی به پشت دروازه های پالمیرا ممکن نبود و این را می توان زنگ خطر جدیدی تلقی کرد که بعضی طرف های جنگ دوباره می خواهند از کارت داعش برای بالانس قدرت و تنظیم مناسبات با دولت دمشق استفاده کنند. از هم اکنون میانجیگران بین المللی، بازیگران منطقه یی و جهانی حاضر در بحران سوریه و هم چنین نیروهای داخلی درگیر جنگ باید به شرایط بعد از سقوط حلب بیاندیشند و امکانی که برای پذیرش یک مصالحه ملی ایجاد می شود را به صورت متعهدانه دنبال کنند. تقریبا هم اکنون از واشینگتن تا بروکسل همگی متقاعد شده اند که فعلا اسد رفتنی نیست و این واقعیتی است که محور منطقه یی حامی مخالفان و اپوزیسیون مسلح سوری نیز باید به آن گردن بگذارند.

از طرف دیگر دولت دمشق و محور حامی آن نیز می بایست از این فرصت برای جذب اپوزیسیون قانونی و بخشی از نیروهای شورشی نسبتا متعادل تر برای ورود به مرحله آشتی ملی و مصالحه سیاسی استفاده کرده و در دام خودبزرگ بینی و انحصار توامان قدرت قرار نگیرند. راه حل بحران سوریه در نهایت از مسیر دمکراتیزاسیون و تنظیم جدید مناسبات قدرت در این کشور خواهد گذشت و پیروزی یا شکست در عرصه نظامی تنها بخشی از چرخه بحران است که بدون تعهد و باور به بخش مصالحه سیاسی آن در چارچوب یک مسئولیت ملی، منطقه یی و بین المللی امکان پذیر نمی باشد. چنانچه از پایان جنگ در حلب به عنوان دروازه ورود به مرحله آشتی ملی و مشارکت بخش مسالمت جوی اپوزیسیون در چرخه قدرت استفاده شود بدون شک راه برای پایان این نبرد خانمانسوز پنج ساله و قطع دست حامیان خارجی گروه های تروریست مهیا شده و می توان به فرجام کار امیدوار بود.

       22/9/95                                                                     

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال