In touch with Diverse Iranian Community

سه شعر از سریا داودی حموله

0 57
sorya davoodi
سریا داودی حموله

کارنامه ادبی سریا داودی حموله

 کتابشناسی:

 مجموعه‌های شعر سپید:

ـ اوفلیا تو نیستی با گیسوانم حرف می‌زنم (نشر نیم نگاه) ۱۳۸۲

ـ آسمان حرفی از گیسوان لی‌لی بود (نشر پازی تیگر) ۱۳۸۴

ـ از عصای شکسته‌ی نیچه تا عصر مچاله‌ی لورکا (نشر سخن گستر) ۱۳۹۱

ـ نان ونمک میان گیسوان تهمینه (نشر افراز) ۱۳۹۲

ـ من ما بودم با دو فاعل اضافی (نشر نوید شیراز) ۱۳۹۲

ـ سِرنادهای میترائیک (نشر نصیرا) ۱۳۹۳

ـ همه‌ی کلمات در میدان ونک پیاده می‌شوند (نشرکاکتوس) ۱۳۹۴

ـ در هر کلمه ای آفتابی پنهان است (نشر الیما) ۱۳۹۴

 نقد ادبی:

ـ کلمات بیش از آدمی رنج می‌برند (آنتولوژی شعر شاعران امروز) 2 جلد (نشر قطره) ۱۳۹۳

 تحقیق و پژوهش:

ـ دانشنامه قوم بختیاری (نشر معتبر) ۱۳۹۳

سریا داودی حموله
سریا داودی حموله

۱

«پرسونا»

تو می‌شوم

تصویرم را وارونه می‌بینم

نیمی تو

نیمی توووهای تو

من

تو

او با آیینه ای بر می‌گردد

تو به شکل من در می‌آیی

من نمی‌خواهم

چیزی باشم

جزآنچه هست

باید برگردم

به سمتی که تو نیستی

عکس آمدنی

که ابتدا نداشت!

۲

«روز هشتم»

مرد زنی ست

با دو نام از ساقه‌ی گندم

در یک سکانس تاریخی

زمین ادامه‌ی خود را دور ریخت

استوا

به دگردیسی مفعولی

تاخورد

دایره در مضارع چرخید

تا ممنوع شد

به سه رنگ سپید

که این همه سرگردان است

در پوست اندازی جمعه‌های اشتباه

با شمارش معکوس

عشق را به دو نیم کرد

زنی که نام دیگر مرد بود!

۳

«رفورم»

کفش ام به پای بادها بخورد

به پیامبری

مبعوث می‌شوم

شاید نیمه‌ی کسی باشم

که با یک کاما

جلو نیل را گرفت!

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال