In touch with Diverse Iranian Community

شاعران برای ستار بهشتی می‌سرایند

Sattar-Beheshti شاعران برای ستار بهشتی می‌سرایند

توضیح: شعرها به ترتیب الفبایی نام خانوادگی شاعران درج شده است.

 

سپیده جدیری

تقدیم به روانِ پاکِ ستار بهشتی و شهدای گمنام جنبش سبز:

این دردهای بی‌وجود

از کمترین وجود هم برنمی‌آید!

 

رنگ از سَرَم پریده

شکل از وجود

تَب از تنِ تنوری‌ام.

 

افسوس، گورِ ما شکفته‌تر از گور بود

افسوس، رنجِ ما شکفته‌تر از رنج.

 

 

ماندانا زندیان

 

اینجا به جز نبودنت

که پنهان می شود

در دیوار سفیدی

 که راه می رود در گلوی انگشتانم، با صدای بلند

مثل مه،

که مرگ را تعمید می دهد،

 رودخانه ی نامت

بر خط های دستش، آرام؛

چیزی نمانده است…

 

آب می دهم به سایه‌ی طوبی، اینجا

صدا برای نبودنت تنگ است وُ

دیگر حرفی نمانده است…

…باش!

 

شهاب‌الدین شیخی

 

رامنی یا اوباما

فرقی نمی‌کند گُلم

 

آن‌که «بهشتی» بود

در «کهریزک» صندوق مرگ نصیب‌اش شد

 

مصطفی عزیزی

 

برای سحر بی‌ستار

 

تار

تارِ

تنم

تیر می‌کشد

در این شب‌های پًر ستاره‌ی بی‌ستار.

۸ نوامبر

 

 

 

 

 

 

شاعر بی‌نام

 

شکنجه

 

فریادی که تن تاوانش را می پردازد*

پارگی طحال، تن را می پیچاند

 پاره های جگر پیچ می خورد در تن

مغز از شکاف جمجمه به بیرون می لغزد

می اندازند استخوان های شکسته، شکل را از شکل

 

فریادی که دندان های فرو ریخته راهش را می بندند

خفه اش می کند گورستانی سنگین

گورستانی سنگین بر تهدیدکنندگی نام ها

و محو کردن همۀ نشانه ها

 

با این همه  در قرن بیست و یکم

زمین از قرون وسطی فشرده تر است

و گاهی " محرمانه " می افتد در این طرف دیوار**

جلادان هم گاهی بدشان نمی آید

تا تو نیز

وحشتِ مراحل را درد بکشی

تا " تن " خودش را هنگام شکنجه در نظر بگیرد***

و دست از پا خطا نکند

 

 

 

* سطری از شعر «شکنجه» ویسواوا شیمبورسکا شاعر لهستانی

** الهام گرفته از دو سطر از همان شعر:

« فقط زمین کوچکتر شده

وهر اتفاقی که می افتد انگار پشت همین دیوار می افتد»

 ***با استفاده از سطر زیر در همان شعر:

«همۀ این ها را هنگام شکنجه در نظر می گیرند»

 

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال