آينه در آينه شعر مدرسه فمینستی

شب رفتنی است شعری به نرگس محمدی و فرزندان خردسالش

Zanan-3 شب رفتنی است شعری به نرگس محمدی و فرزندان خردسالشبه نرگس محمدی ، به کیانا و علی که مادر را انتظار می کشند و به شبهای بی ستاره ی کودکانی که رؤیایشان؛ فردای در آغوش مادر است . به مادرانی از جنس نسرین ها ، نرگس هاو … که در انتظار صبح و آغوش فرزندانشان ، تاریکی شب را از یاد می برند . به رویای کودکانی  ا ز جنس نور، به مادرانی از جنس استقامت و به صبحی که از پس شب های دراز سرانجام سرخواهد رسید، به صلح فراموش شده در حاشیه ی تاریکی و سپیدی هایی که از یاد نخواهند رفت [مدرسه فمینیستی]

Azadeh-2-150x150 شب رفتنی است شعری به نرگس محمدی و فرزندان خردسالششب رفتنی است 

هایی کم نور

در چراغهایت گم می شوند

مردانی هستند

با ماشه هایی ملتهب

که هر روز صدایت را نشانه می روند

و تو نمی دانستی که هر بعد ازظهر

در قنداق تفنگشان

 فالت را می گیرند

تا زن بدلی شان باشی

تا روی دستهایت زخم شوند

و تو زخم شان بودی

و زخم عمیقشان بودی که درد می کرد

و مثل هر روز

و مثل روزهایت

باغچه هایت را لگد کردند

و ندیدند که چند فرزند

در حنجره ات قد کشیدند

تا مادر سرزمینشان باشی

شب است

و روز مثل همیشه

لابه لای موهایت می پیچد

و دستانشان چه آلوده

در هواخوری کوکانت غرق می شوند

شرم نمی کنند شاید

از درازدستی سرزمینی

که مادرش تو بودی

که خوابت ،خواب نبود

که رویایت

حرامی کوچه هایشان بود

فراموششان نمی کنی و

با صورتی عجیب

و خاطره ای کم رنگ

بر پلهای همیشه بسته شان قدمی می زنی

می دانی شب رفتنی است

و تو چه قدر

در خوابهایشان پریده ای

Related posts

دو شعر از سیاوش شعبانپور

شهرگان

گره کور اعدام مه آفرید امیرخسروی

شهرگان

سه شعر از کریم قیطانی فرد

کریم قیطانی‌ فرد

اظهار نظر