In touch with Diverse Iranian Community

شعرهایی از عفت کیمیایی

0 33

از عفت کیمیایی تا کنون دو مجموعه شعر با نام‌های “وعده‌ی ما آسمان آبی بود” (نشر دارینوش) و “آفتاب به سینه‌ام سنجاق می‌شود” (نشر ثالث) انتشار یافته است. او در زمره‌ی شاعران پیشکسوتی است که با ماهنامه‌های ادبی معتبری نظیر آدینه، دنیای سخن، گردون، کلک، پاپریک و … همکاری داشته است.

1

 بگذار عطر به هم ریخته‌گی

پرت کند ، حواس ِ خانه را

هنوز زیبایی این جاست

با نظم ِ میخک‌ها که،

ریسه می‌روند

از لب، به تن.

2

 سرگیجه می‌آورد

خوب یا بد

ارزانی خودش

کاش روزگار

گوشه‌ای داشت!

3

 از نگاه

می‌دزدی، از سقف

دو قمری بی تاب و ،

آسمان ِ دست تو.

از نگاه، از سقف

می‌دزدی

پوشیده می‌شوم.

4

 پَرت، می‌پَرَد

 پَرت می‌شوی

 و حواس

 سیر می‌کند بی تو،

 بودن را !

5

 دیگر اعتباری نیست

می‌نوازد

هر گونه که بنوازد

پای همه‌ی در بدری‌هایش

ایستاده‌ام

حال به قرار من، بی قرار است

تیک، تاک !

6

از این راه

به خانه‌های زیادی سر می‌کشی

نگران نباش

هیچ کدام

بی راهه نیست

بی راهه منم !

7

ریسه می‌شود ، کلمات

سینه‌ریزی آرایش می‌دهد

دلم را

هوای تو !

8

 باغ ، چه تدارک دیده؟

 گل‌های خندان

 گریانند !

9

 شاخه‌ی شکسته

 پرنده را ، پر داد

 به آرامی گذشتیم

 جای ما

 چمن خوابیده بود .

10

 چراغ خوب است

و گلدوزی روی پرده‌ای که ،

روزی آن را پس خواهی زد .

11

 به روشنی ، تیره است

صدای آوازه خوان

از گلویی که ، پرنده می‌گرید .

نمک و

زخمِ شهر !

 12

 به رسم مرگ

زندگی ، گلوی زخمی پرنده

استخوانی ، مانده در حنجره .

13

 این جا که ایستاده‌ام

پرندگان

سراغ ِ تو را گرفتند

یکی

به سینه‌ام نوک زد .

14

 خیس از خیال دوست

بر می‌آیم

به دیدار ِ تنم !

 

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال