شعر

شعری از داریوش ساقیان

حرف محال

(در سوگ جان باختگان پرواز هواپیمایی اوکراین)

24bfd922368844768de429de8a80497f-650x433 شعری از داریوش ساقیان


***

تا کی دوباره بخواهی
که این وحشت بزرگ
که این درد بی امان
به پایان برسد
و مرگ
که کشته پشت کشته
می ستاند و نمی گذرد
لختی نفس بگیرد و
باغ سوخته
از داغ ها که دید
دگر بار
با خویشتن
به خنده خورشید
آیین برگ سبز و
ره رود
و به باد بهاری و
به باران برسد

شهری دوباره چنان که
هم رای او به داد
هم کار او به مهر
هم یار او به صدق
هم سایه اش کنار صحبت عمری به آشتی

ای یار
از جور روزگار
بر خاک پیر ما
بر جان غم گرفته و اندوه سیر ما
یکسر خزان و خامشی و خشکسالی است
و آنقدر دیر مانده ساعت تاریک نیمه شب
که گفتی
انگار
دیدار روی صبح
بر این نسل سوخته
حرف محال و
قصه چیزی خیالی است.

 

Please follow and like us:
cute_twitter شعری از داریوش ساقیان
icon_Visit_us_en_US شعری از داریوش ساقیان
fa_IR_Follow شعری از داریوش ساقیان
fa_IR_Tweet شعری از داریوش ساقیان
cute_telegram شعری از داریوش ساقیان
telegram_message شعری از داریوش ساقیان
telegram شعری از داریوش ساقیان
cute_linkedin شعری از داریوش ساقیان
icon_en_US شعری از داریوش ساقیان
en_US_share شعری از داریوش ساقیان
cute_whatsapp شعری از داریوش ساقیان
cute_instagram شعری از داریوش ساقیان
cute_soundcloud شعری از داریوش ساقیان
cute_fbmessenger شعری از داریوش ساقیان
cute_youtube شعری از داریوش ساقیان
icon_Visit_us_en_US شعری از داریوش ساقیان
cute_email شعری از داریوش ساقیان
cute_pinterest شعری از داریوش ساقیان
pinterest شعری از داریوش ساقیان
fa_IR_save شعری از داریوش ساقیان

Related posts

اشعاری از سینا سنجری

سینا (محمود) سنجری

چند شعر از رضا روزبهانی

شهرگان

سه شعر از عادله ضیائی

سپیده جدیری

اظهار نظر