In touch with Diverse Iranian Community

شعری از رازق فانی

0 21

ادبیات:

رازق فانی

همه جا دکان رنگ است همه رنگ ميفروشد
دل من به شيشه سوزد همه سنگ ميفروشد
به کرشمه يی نگاهش دل ساده لوح ما را
چه به ناز ميربايد چه قشنگ ميفروشد
شرری بگير و آتش به جهان بزن تو ای آه
ز شراره يی که هر شب دل تنگ ميفروشد
به دکان بخت مردم کی نشسته است يارب
گل خنده ميستاند غم جنگ ميفروشد
دل کس به کس نسوزد به محيط ما به حدی
که غزال چوچه اش را به پلنگ ميفروشد
مدتيست کس نديده گهری به قلزم ما
که صدف هر آنچه دارد به نهنگ ميفروشد
ز تنور طبع فانی تو مجو سرود آرام
مطلب گل از دکانی که تفنگ ميفروشد

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال