صفحه را انتخاب کنید

شعری تازه‌ای از سینا سنجری

 

سینا سنجری

 

 

 

روزها و ماه ها و سال ها

رفته‌اند

رفته‌اند

رفته‌اند

به رفته‌های دیگری که پیش از

رفته‌اند

پیوسته‌اند

همه چیز پیوسته است

همه چیز به همین لحظه‌ای که می‌خواهم یک بار دیگر

از برابر خانه‌ی رابینسن‌ها بگذرم و بیاندیشم کی بود و کی که رابینسن پیر برای آخرین بار از خوبی‌های آب و هوای وست‌وود در پرورش گوجه فرنگی برای آقای بانتن فلسفه می‌بافت

آری همه چیز به همین لحظه که رفت وابسته است

پیوسته همین‌گونه بوده

رابینسن پیر رفته‌است

اقای بانتن رفته است

و پیوسته همه چیز در همین لحظه ای که می‌گذرد در حال گذشتن و رفتن است.

روزها ماه ها سال هاست

که دیگر چیزی برای گذشتن و رفتن باقی نمانده‌است

من نیز در حالی که به شکفتگی گل های زرد کوچک در بهاری زودرس خیره ‌ام سال هاست رفته ام و یک بار دیگر از برابر خانه‌ی رابینسون پیر می‌گذرم

اکنون براستی نمی‌دانم کی بود و کی

اکنون رفته است و همه چیز را با خود برده است و همه چیز هم چنان که رفته است هم چنان می‌رود   و

همچنان به اینکه چگونه به گل‌های زرد کوچک خیره ام وابسته است.

 

پیوستگی وست‌وود به آنات

به بطری نیمه خالی ویسکی جاشوا

به مواعظ داوطلبان کلیسای محل

 به قوطی نوشابه‌ی رها شده در ایستگاه اتوبوس

پیوستگی همه چیزها به هم به هیچ

این پیوستگی

همه‌چیز را با خود می‌برد

همه‌چیز را با خود برده است

 

به این بیابان تهی

نگاه می‌کنم

پرنده‌ای که پر نمی‌زند

از برابرم می‌گذرد

همه‌چیز به این پرنده‌ی بی‌نام بستگی دارد

همه چیز

از ساعت‌های خوابیده گرفته تا

صندلی‌های رها شده در باد و باران

تا فواید پرورش گوجه‌فرنگی

 

 

میان بیابان ایستاده‌ام

چیزی مانده آیا که به آن بیاندیشم

اندیشیدن آیا به چیزی که هرگز نبوده است و نخواهد بود زیرا هرگز در نقطه ای از زمان نایستاده است و همچنان و همچنان می‌رود

آیا اندیشیدن به تصاویر بهار

به گل‌هایی که در تصاویر بهار شکفته اند و روزگاری

امندای زیبا از کنارشان می گذشت

آیا امکان دارد؟

 

 

سایه‌ای از برابرم می ‌گذرد

چشم از گل های زرد کوچک بر می گیرم

امنداست

در پیاده روی روزانه اش

لبخندی کم رنگ بر لب دارد  

امنداست که می رود

قدم می زند در وست وود

همچون همیشه

 

مارچ ۲۰۲۲ – ونکوور

#سینا سنجری

 

Website | + posts

سینا سنجری؛ شاعر و منتقد ادبی در سال ۱۳۴۹  در تهران به دنیا آمد. از سنجری تا کنون شش کتاب شعر در قالب های مختلف از غزل و رباعی گرفته تا سپید و آزاد از سال ۱۳۷۸ تا امروز به چاپ رسیده است‌. او همچنین کتابی در توصیف و شرح شعر سهراب سپهری نوشته است. وی در سال ۲۰۱۱ به کانادا مهاجرت کرد و اینک ساکن ونکوور است‌. سنجری به تازگی کتاب شعر کوچکی نیز به انگلیسی در شهر ویکتوریا به نام Quantic Somnia به چاپ رسانده است.

او خود را محدود به قالب مشخصی نمی داند و با وجودی که بیشتر غزل سرا شناخته می شود و پیرامون این قالب شعری مقالاتی نوشته است ولی در قالب های دیگر هم طبع و بخت خویش را آزموده است. تازه ترین کتاب پارسی او وست وود نام دارد که با عنوان فرعی یادداشت های روزانه یک نویسنده ناشناس تلاش تازه ی او در راه بردن به شیوه دیگری از بیان و زبان شعری ست.

آثار چاپ شده:
باغ اساطیر - کتاب غزل
عقربه های برنزی- غزل و رباعی و سپید
گل های تاریکی - کتاب غزل
اکالیپتوس تنها- سپید و سایفایکو
وقت های زمان- کتاب رباعی
وست وود - شعر آزاد
گزینه ادبیات معاصر - غزل و رباعی و مثنوی
مکاشفه هشت - به تماشای شعر سهراب سپهری
Quantic  Somina: A Collection of SciFaiku

نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تازه‌ترین نسخه دیجیتال شهرگان

شهرگان در شبکه‌های اجتماعی:

ویدیویی

بارگذاری...

فرم اشتراک ایمیلی

آرشیو شهرگان

مطالب شهرگان را مشترک شوید

برای دریافت تازه‌ترین مطاالب و به‌روزرسانی‌های مطالب شهرگان، به لیست پستی ما بپیوندید.

اشتراک شما با موفقیت انجام شد

Pin It on Pinterest

Share This