شعر گزيده‌ها

شعر تازه‌ای از شیرین جلالی

شعر تازه‌ای از شیرین جلالی

دوست نداشتن‌ات را

کجای این شهر دفن کنم؟

آنقدر گورم را کنده‌ای

که هیچ لبخندی احیایم نمی‌کند

از تدفین خود بازگشته‌ام

به سال‌های قبل از جنگ

وقتی اشغال نشده بودم

و چیزی شبیه آزادی

در سرم مارش جنگ می‌زد

تمام مسیر

به گورهای دسته جمعی

فکر کردم

مرگ در ازدحام

شاید هراسش کمتر باشد

مادر اسپند دود می‌کند

چشم‌هایم می‌سوزد

کوچه بوی بادام سوخته می‌دهد

چشم‌هایم می‌سوزد

حتی جنگ‌،

دلش برایم می‌سوزد

هیچکس برای گور خالی‌ام

فاتحه‌ای نمی‌آورد!

زندگی بعد از جنگ،

شاید گورستان شهیدان زنده‌ایست

که لبخند را دوست داشتند!

55840557_10218084846454374_7362360358150864896_o-2-337x510 شعر تازه‌ای از شیرین جلالی
شیرین جلالی
Please follow and like us:
cute_twitter شعر تازه‌ای از شیرین جلالی
icon_Visit_us_en_US شعر تازه‌ای از شیرین جلالی
fa_IR_Follow شعر تازه‌ای از شیرین جلالی
fa_IR_Tweet شعر تازه‌ای از شیرین جلالی
cute_telegram شعر تازه‌ای از شیرین جلالی
telegram_message شعر تازه‌ای از شیرین جلالی
telegram شعر تازه‌ای از شیرین جلالی
cute_linkedin شعر تازه‌ای از شیرین جلالی
icon_en_US شعر تازه‌ای از شیرین جلالی
en_US_share شعر تازه‌ای از شیرین جلالی
cute_whatsapp شعر تازه‌ای از شیرین جلالی
cute_instagram شعر تازه‌ای از شیرین جلالی
cute_soundcloud شعر تازه‌ای از شیرین جلالی
cute_fbmessenger شعر تازه‌ای از شیرین جلالی
cute_youtube شعر تازه‌ای از شیرین جلالی
icon_Visit_us_en_US شعر تازه‌ای از شیرین جلالی
cute_email شعر تازه‌ای از شیرین جلالی
cute_pinterest شعر تازه‌ای از شیرین جلالی
pinterest شعر تازه‌ای از شیرین جلالی
fa_IR_save شعر تازه‌ای از شیرین جلالی

Related posts

ارتش‌های روباتی

شهرگان

اصلاحیه گروهی از زنان بر منشور حقوق شهروندی

شهرگان

چند طرح یلدایی

شهرگان

اظهار نظر