In touch with Diverse Iranian Community

“شعر کارکرد رسانه‌ای خود را از دست داده است”

گفتگوی اختصاصی شهرگان با علیرضا بهنام به بهانه‌ی چاپ کتاب "طرحی از فضای خصوصی"

گفت‌و‌گوکننده: صادق امیری

این که شعر زبان سرنوشت گریزناپذیر شعر فارسی است به این معناست که این نوع شعر نتیجه منطقی سیر شعر فارسی از آغاز تا امروز است. به این معنی باید گفت که شعر زبان شعر امروز است. در مورد مخاطب هم بسیار گفته‌ام و اینجا مکرر می‌کنم که اصولا در دنیای امروز شعر کارکرد رسانه‌ای خود را از دست داده و به امری تخصصی تبدیل شده است. در این معنا اتفاقا این شعر زبان است که می‌تواند مخاطب متخصص را به خود جلب کند. اشعار علیرضا بهنام روح آدمی را تغذیه می‌کند آنچه را که از هنر انتظار داریم برآورده می‌کند بدون هیچ شعاری و پر از منطق شاعرانه علیرضا بهنام مترجم توانایی نیز هست که دست به کار سخت ترجمه‌ی اشعار می‌زند. گویی آنچه که ترجمه شده است به همان زبان ما سروده شده است.

Behnam-510x510 "شعر کارکرد رسانه‌ای خود را از دست داده است"
به همین بهانه گفت‌وگویی داشتیم با او که در ادامه می‌خوانید:

بعد از خواندن اثر شما “طرحی از فضای خصوصی” به شخصه اثر شما را دارای منطق شاعرانه، آرمانخواهی به دور از شعارزدگی و پیوندی نو چه با جامعه و چه در فلسفه‌ی وجودی انسان دیدم. این اثر علیرضا بهنام چه تفاوتی با دیگر آثار او دارد؟
سپاسگزار محبت شما هستم. تفاوتش را با آثار دیگرم باید شما و خوانندگان هوشمند دیگر این کتاب بیابند. از نظر خودم ادامه منطقی مسیر شعری من است. البته شعر از شاعر جدا نیست بنابراین انعکاس دغدغه‌های این روزهای مرا در شعر در شکل و محتوای این کتاب می‌توانید ببینید.

طرحی از فضای خصوصی بدون اجازهٔ شما‌ در جایزه‌ی شعر شاملو شرکت داده شده بود وحتی مورد تقدیر نیز قرار گرفت. نظرتان دراین رابطه و خود جایزه‌ی شعر شاملو چیست؟ در کل این گونه جوایز را چقدر کاربردی و کمک‌کننده می‌بینید؟
ببینید بدون اجازه کمی زیاده‌روی است. بدون اطلاع من توسط ناشر در جایزه شرکت داده شده که ناشر طبق قراردادمان مجاز به این کار بوده. نظر داوران جایزه برای من محترم است البته با همان ملاحظه که در خبر اعلام‌شان آمده یعنی با تاکید براین که این سلیقه این سه داور محترم و فرهیخته است. به نظر من هر جایزه ادبی اگر ایدئولوژیک یا وابسته به قدرت حاکم نباشد جای خالی یک سلیقه ادبی را پر می کند و جامعه ادبی اگر می‌خواهد جامعه ادبی باشد به حضور همه سلایق نیاز دارد. جایزه شاملو به نظر من تاکنون استقلال و منابع مالی شفافش را نشان داده و در عین حال تلاش کرده همه آثار هر سال را ببیند. از این نظر شرافتمندانه عمل کرده. حال اگر این جایزه تقویت شود سلیقه‌های دیگر هم تشویق می‌شوند که به این عرصه پا بگذارند و به ارزیابی‌های موجود تنوع ببخشند.

شما دست به ترجمه‌ی آثار بزرگانی هم‌چون ریچارد براتیگان، تاگور و…زده اید. اخیراً نیز اثری با عنوان “عشق سگی است دربان جهنم” که ترجمه‌ی عاشقانه‌های چارلز بوکوفسکی است، به چاپ رسانده‌اید. چه اندازه خودتان را به فلسفه‌ی شعرهای این شاعران نزدیک می‌بینید و از آنها الهام می‌گیرید؟ ترجمه‌ی آثاری از این دست را بر چه اساسی انتخاب می‌کنید؟
برای ترجمه لازم نیست با متنی که ترجمه می‌شود هم‌داستان باشیم اما شناخت متن و زمینه‌های فرهنگی آن ضروری است. در مورد بوکوفسکی به نظر من ضرورت تاریخی ایجاب می‌کرد او و هم‌عصرانش در ایران امروز خوانده شوند. جنس اعتراض بچه‌های ما به پدران منضبط و ایدئولوژیک‌شان نزدیک است. به نظر من خوب است تجربه‌ای راکه در فرهنگی دیگر شده به زبان خود برگردانیم. این ما را از تکرار آن تجربه تا حدود زیادی بی‌نیاز می‌کند و از طرفی برغنای تجربه‌ای که امروز می‌کنیم می‌افزاید.

شما به عنوان یکی از شاعران شعر زبان وضعیت کنونی و آینده‌ی این نوع از شعر را چگونه می‌بینید؟ چرا که قبلا گفته بودید شعر زبان سرنوشت گریز ناپذیر شعر فارسی است. آیا شعر زبان شعر آینده است؟ شعر زبان چه اندازه توانسته در جذب مخاطب موفق باشد؟
ببینید این که شعر زبان سرنوشت گریزناپذیر شعر فارسی است به این معناست که این نوع شعر نتیجه منطقی سیر شعر فارسی از آغاز تا امروز است. به این معنی باید گفت که شعر زبان شعر امروز است. در مورد مخاطب هم بسیار گفته‌ام و اینجا مکرر می‌کنم که اصولا در دنیای امروز شعر کارکرد رسانه‌ای خود را از دست داده و به امری تخصصی تبدیل شده است. در این معنا اتفاقا این شعر زبان است که می‌تواند مخاطب متخصص را به خود جلب کند.

با روی کار آمدن فضای قدرتمند مجازی اکثریت مخاطبان به ساده‌نویسی و ساده‌نویس‌خواهی روی آورده‌اند. نگاه شما به فضای مجازی چگونه است؟ آیا آن را برای ادبیات ایران فرصت می‌دانید یا تهدید؟
فضای مجازی رسانه عصر ماست. مثل هر رسانه دیگری می‌توانید محملی برای شناساندن ادبیات جدی باشد.هیچ رسانه‌ای تهدید نیست. تهدید در شیوه استفاده ما از امکانات رسانه است. همان‌طور که فرصت هم می‌تواند درست همان جا باشد. ساده نویسی ربطی به فضای مجازی ندارد. یک ژست خرده بورژورازی است که از سوی حکومت جدی گرفته شده و به آن پروبال داده‌اند. در واقع بعد از ادبیات انقلابی بیشترین سرمایه‌گذاری دولتی در ایران همین ادبیات سهل‌انگار و بی‌خطر صورت گرفته است. چه انتظاری دارید؟

اثر بعدی علیرضا بهنام در چه راستایی است؟ و چه زمانی بیرون می‌‌‌آید؟
جایی که من زندگی می‌کنم حرف زدن از آینده تا حدودی عبث به نظر می‌آید. اما به هر حال مجموعه شعری در دست ناشر دارم و یک مجموعه مقاله و یک ترجمه داستان…تاچه پیش آید.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال