In touch with Diverse Iranian Community

شکست و بی اعتباری سازمان ملل متحد در بحران یمن

0 48

تحولات یمن از همان ابتدای شکست مذاکرات جناح های رقیب از جمله ناکامی جهت تشکیل دولت وحدت ملی بین دولت موقت “عبدربه منصور هادی” با گروه شبه نظامی “حوثی” و حامیان “علی عبدالله صالح” رئیس جمهوری معذول این کشور، با دخالت خارجی به سمت جنگ داخلی پیش رفت. بعد از شکست مذاکرات جناح حوثی و صالح، در یک اقدام مشترک “صنعا” پایتخت را تصرف کرده و با پیشروی سریع به سمت جنوب تا شهر “عدن” نیز پیش رفتند و منصور هادی مورد حمایت عربستان که اعتبار چندانی در داخل نداشت، چاره یی به جز فرار به ریاض نداشت. بحران یمن با توجه به هم زمانی با بحران لیبی، سوریه و عراق از همان اول تحت تاثیر وضعیت جنگی در منطقه به سمت خشونت سوق یافت. از طرف دیگر منازعه ژئوپلتیک بین محور اعراب محافظه کار و ایران شیعی به دلیل وابستگی نیروهای رقیب و درگیر در این کشور به هر کدام از این دو جناح منطقه یی، این بحران را از حالت یک اختلاف داخلی به سوی یک کشمکش سیاسی منطقه یی کشاند. با شکست هادی در تمامی جبهه ها و فرار به ریاض، هیات حاکمه تندروی عربستان که در منازعات مسلحانه عراق و سوریه به رقیب منطقه یی خود قافیه را باخته بود و در لبنان نیز حامیان ائتلاف ۸ مارس به رهبری گروه “حزب الله” توانسته بودند جناح ۱۴ مارس به رهبری حزب “المستقبل” را به حاشیه برانند، باخت در یمن که همواره به عنوان حیات خلوت سعودی محسوب می شد را دیگر قابل تحمل نمی دانست. ورود هادی به ریاض و تقاضای کمک از این کشور بحران داخلی یمن که با میانجی گری می توانست تحت کنترل در آید را به مسیر یک جنگ داخلی و منازعه منطقه یی سوق داد.

پادشاهی عربستان تحت زعامت “ملک سلمان” که به خلاف سلف خود “ملک عبدالله” راه تقابل را بر مصالحه ترجیح می داد این بار از بازیگر پشت پرده خارج شد و رسما با تشکیل ائتلاف عربی یک جنگ ویرانگر را کلید زد. این کشور که در تجارب خود تجربه رهبری و مدیریت یک جنگ برون مرزی گسترده را نداشت تنها با اتکا به دلارهای نفتی، نفوذ سیاسی بر اعراب سنی، استفاده از نیروی هوایی پیشرفته در کنار استفاده از ارتش های متحد و نیروهای مزدور خارجی، هجوم نظامی به خاک یمن را آغاز کرد. از همان ابتدای ورود ائتلاف عربی به جنگ یمن و بسته شدن تمام راه های مصالحه ملی، تنها راه پیش روی ائتلاف تهاجم نظامی کور به محیطی قبیله یی بود که از قبل نیز گسست های قومی – مذهبی در آن امکان خروج از بن بست را سخت و دشوار کرده بود. هر چند که تحولات سیاسی یمن به دلیل عدم مشروعیت دولت هادی و اشتباه محاسبه ائتلاف حوثی – صالح در عرصه داخلی رسیدن به تفاهم را مشکل کرده بود ولی ورود ائتلاف جنگی عربی و در مقابل حمایت تهران از حوثی ها، این بحران را بیش از پیش تشدید کرد. متاسفانه به دلیل تمرکز جهانی بر بحران سوریه و عراق موجب در حاشیه قرار گرفتن بحران یمن گردید و در چنین شرایطی یمن به عنوان سرزمین بدون مرز جولانگاه تصفیه حساب های داخلی و منطقه یی قرار گرفت.

از ماه مارس ۲۰۱۵ که جنگ فراگیر با تهاجم نظامی ائتلاف عربی در یمن آغاز شد تا به امروز که این کشور هم چنان در گرداب جنگ و خونریزی دست و پا می زند شاید این کشور بزرگترین قربانی بی تفاوتی جامعه جهانی بوده است که حتی سازمان ملل متحد نیز به جای یک میانجی تبدیل به یک گروگان در دست ریاض به عنوان بزرگترین طرف جنگ در آمده است. چنانچه بعد از حدود ۱۴ ماه بی تفاوتی جهانی زمانی که “بان کی مون” دبیرکل سازمان ملل متحد در گزارش رسمی خود به دلیل تلفات زیاد کودکان توسط بمباران های ائتلاف به رهبری عربستان، این کشور را در لیست سیاه نقض حقوق کودکان قرار داد تنها دو روز بعد وی با بازپس گیری گزارش خود ریاض را از هرگونه اتهامی در این خصوص معاف اعلان کرد. انتقاد سازمان های حقوق بشری از جمله سازمان عفو بین المللی، پزشکان بدون مرز و صلیب سرخ جهانی که در کنار بازرسان این سازمان با اسناد معتبر در تنظیم این گزارش همکاری کرده بودند از این عقب نشینی و باج دهی دبیرکل، خشم خود را نشان دادند. این اعتراضات هر چند که موجب بازنگری دوباره در رویه مخرب دبیرکل نشد که تنها توانست وی را وادار به اقرار به تحمیل خواست عربستان کند. بان کی مون در پاسخ منتقدان به صراحت گفت که ریاض وی را تهدید کرده است که چنانچه در گزارش تجدیدنظر نشود این کشور تمام کمک های مالی خود را به این نهاد بین المللی قطع خواهد کرد و به همین دلیل نیز وی برای جلوگیری از قطع کمک ها مجبور به تغییر در گزارش شده است. هر چند که این بهانه هرگز نمی تواند دلیل سرپوش گذاشتن بر روی جنایت های جنگی یک طرف منازعه صرفا به خاطر کمک مالی شود ولی به روشنی بی اعتباری سازمان ملل متحد را در دوره حاکمیت “آنارشی” بر نظام جهانی نشان داد.

هم اکنون چند ماهی است که به دلیل مذاکرات صلح کویت با میانجیگری “اسماعیل والد الشیخ” فرستاده ویژه سازمان ملل متحد بین طرف های درگیر در یمن تا حدودی یک آتش بس نسبی در یمن برقرار است. چندین دور گفت و گو در کویت بین طرفین منازعه تاکنون به دلیل اختلافات اساسی بین دو طرف به هیچ نتیجه یی نرسیده است. از یک طرف دولت هادی و ریاض به عنوان حامی اصلی آن هم چنان با توسل به قطعنامه مخرب ۲۲۱۶ شورای امنیت اصرار بر عقب نشینی جناح حوثی – صالح از تمام مناطق تصرفی از جمله صنعا، تحویل اسلحه خود به دولت و پذیرش هادی به عنوان رئیس جمهوری مشروع یمن دارند و از طرف دیگر جناح مقابل قبل از هر مصالحه و تعهدی در عرصه میدانی جنگ، خواستار پذیرش یک ساختار سیاسی حول چگونگی توافق و تشکیل یک دولت وحدت ملی را مدنظر خود دارد. به تعبیری ساده جناح هادی و عربستان خواهان تسلیم بدون قید و شرط جناح رقیب می باشند و حوثی ها – صالح بر یک برنامه مرضی الطرفین برای صلح تاکید می کنند. به لحاظ حقوقی و نرم مصالحه در خصوص راه حل بحران، تا زمانی که دو نیروی متخاصم به معادله برد – برد و تفاهم حول تقسیم قدرت تمکین نکنند هیچ راهی برای صلح پیموده نمی شود و در این خصوص هم سازمان ملل متاسفانه نشان داده است که میانجی صادقی نبوده و هم چنان در حکم بازوی ائتلاف عربی عمل می کند. این ائتلاف با حمایت کشورهای غربی با فشار به والد شیخ برای ارائه گزارش به شورای امنیت در روز پنج شنبه 4 اوت مبنی بر عدم تمکین جناح حوثی – صالح خواهان صدرو قطعنامه از سوی این شورا شدند که توسط روسیه از این اقدام جلوگیری شد. راه حل بحران یمن تنها در چارچوب یک مصالحه ملی و تمکین تمام بازیگران خارجی و سازمان ملل متحد به رعایت انصاف و اراده جهت پذیرش مطالبات مشروع تمام طرفین درگیر و واقعیت های عینی است که بدون آن تمام راه ها به بن بست می رسد.

16/5/95   

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال