In touch with Diverse Iranian Community

مرغ تروریسم این بار در اردن تخم گذاشت

0 51

شهرگان: اردن یکی از کشورهایی است که به دلیل موقعیت جغرافیایی خود که از سه طرف همجوار با مناطق بحران خیز چون عراق، سوریه و اسرائیل و هم چنین موقعیت سیاسی – اجتماعی متاثر از اسلام سیاسی از نوع “اخوان المسلمین” بوده در طی این سال ها همواره دستخوش برخی رخدادهای تروریستی و خطر بی ثباتی شده است. یک کشور کوچک با سیستم پادشاهی به رهبری “ملک عبدالله دوم” با جامعه متمایل به اخوان مسلمین که در آخرین انتخابات پارلمانی نیز این حزب توانست به پیروزی برسد و هم اکنون دولت تشکیل دهد، در چنین وضعیتی حامل تناقض و پارادوکس های سیاسی – اجتماعی است که ثبات آن تا به امروز ناشی از مدارای نهاد سلطنت با بدنه اجتماعی و سیاست خارجی غیرماجراجویانه آن با محیط پیرامونی بوده است. اردن در زمره کشورهای “روی لبه تیغ” می باشد که هر زمانی کوچکترین خللی در تعامل داخلی و احتیاط خارجی آن دچار یک تغییر و نوسان شود به شدت مستعد بی ثباتی خواهد بود و به نظر می رسد که قواعد بازی و رعایت تعادل قدرت در حوزه سیاست داخلی و خارجی را نه تنها رهبران اردنی که حتی محیط پیرامونی نیز برای آن پذیرفته و لحاظ کرده است. با وجودی که آمریکا و بعضی دیگر از کشورهای غربی در اردن پایگاه های نظامی و آموزشی دارند ولی آنان نیز می دانند که این دوک نشین عربی را نباید خیلی درگیر منازعات جاری در منطقه کنند.

با همه حزم و احتیاطی که رهبران سیاسی اردن در طی ائتلاف نانوشته خود بین نهاد سلطنت و اخوان المسلمین تا به امروز رعایت کرده اند اما این کشور در طی سالیان اخیر همواره دستخوش تحرکات تروریستی و برخوردهای جسته گریخته بین بدنه اجتماعی با نظامیان خارجی مستقر در این کشور بوده است. حمله تروریستی روز یکشنبه 18 دسامبر در قلعه شهر “الکرک” واقع در جنوب عمّان پایتخت اردن که منجر به کشته شدن ده تن از نیروهای امنیتی، مهاجمان مسلح نقابدار و یک زن توریست کانادایی گردید بار دیگر خطر اخلال در این نظام با “ثبات عاریتی” را گوشزد کرد. در کشور نیمه بیابانی و قبایلی اردن نظام پادشاهی تا به امروز یک تعامل و موازنه مثبت بین پادشاه و رهبران قبایل را تضمین کرده است و اخوان المسلین نیز صندلی خود را بین این دوگانه سیاسی – اجتماعی طوری قرار داده است که قدرت آن قابل نادیده گرفتن نبوده است. برخوردهای بین افراد بومی با نظامیان خارجی و هم چنین بروز حرکات تروریستی مشابه حمله اخیر به نوعی خارج از این معادله روتین اردنی رقم خورده است. چنانچه در چهارم ماه نوامبر نیز زمانی که اتومبیل حامل مربیان نظامی آمریکا در حین عبور از ایست بازرسی پایگاه نظامی “الجفر” به خاطر عدم رعایت فرمان ایست سربازان اردنی مورد تیراندازی آنان قرار گرفت، حداقل سه تن از همین مربیان نظامی کشته شدند. بعد از این حادثه بلافاصله سفارت آمریکا در اردن طی یک بیانیه رسمی اعلان کرد “ما از یک حادثه امنیتی برای نیروهای آمریکایی مطلع شده‌ایم و با مقام‌های اردنی، که نهایت همکاری را با ما دارند، در تماس هستیم”. این حادثه هر چند که ضربه سنگینی به نیروهای آمریکایی در یک پایگاه خارج از کشور تلقی می شد اما به دلیل شرایط ویژه اردن هر دو طرف ترجیح دادند که از کنار آن بگذرند و حتی هیچ یک از ضاربان نظامی اردنی هم مجازات نشدند.

هم چنین در شرایطی که از طریق مرزهای ترکیه و عراق سیل نیرو و تجهیزات نظامی برای تروریست ها و شورشیان مسلح سوری به طرف این کشور روانه می شود از همان ابتدا که بعضی تحرکات غیردوستانه در مرز اردن – سوریه اتفاق افتاد با تهدید دولت دمشق تقریبا مقامات اردنی دست و پای خود را جمع کردند. برنامه بعدی آمریکاییان برای آموزش مخالفان سوری در خاک اردن نیز که در گام اول برای پنج هزار شورشی تدارک دیده شده بود با تهدید دمشق و انتقاد روسیه موجب شد که هم اینک این آموزش نظامی مخالفان در سطح بسیار محدودی انجام شود و مرزهای جنوبی سوریه و مشترک با اردن تا حدود زیادی از امنیت برخوردار باشد. به عکس بسیاری دیگر از رهبران عرب حاشیه خلیج فارس که در طی سال های اخیر دست به ماجراجویی های بزرگی برای ناامن کردن کشورهای عربی درگیر بحران از جمله عراق و سوریه زده اند، نظام حاکم در اردن با درک بهتری از بازخورد چنین ماجراجویی های با وجود هم مرز بودن با این دو کشور جانب احتیاط را رها نکرده و تا حدود زیادی سعی کرده است وارد تله آمریکایی ها نشود. عبدالله دوم به لحاظ دانش سیاسی به نظر می رسد که یک سر و گردن از دیگر همتایان عرب خود بالاتر است و به خوبی توان کشور و تاثیر ماجراجویی در منطقه را درک می کند و حتی آنجا که بنا بر ملاحظاتی عکس العمل نشان می دهد به شدت مواظب است که از چارچوب فضای سیاسی خارج نشود.

اینکه بنا به شرایط داخلی اردن و محیط پر تنش پیرامونی این کشور تا کجا می تواند این ثبات عاریتی خود را حفظ کند هر چند به لحاظ سیاسی تا حدودی روشن است اما خاورمیانه منطقه یی است که در آنجا هیچ چیزی قابل پیش بینی و تضمین شده نخواهد بود. حادثه تروریستی روز یکشنبه با توجه به شیوه کاملا برنامه ریزی شده آن و تعداد تروریست های مشارکت کننده که به عکس موارد دیگر اقدامی انفرادی نبوده است، یک زنگ خطر برای اردن است که گویا از هم اکنون باید به دنبال رد پای تشکیلات های تروریستی در کشور بگردد. شکست گروه های تروریستی در جبهه حلب و سرخوردگی بسیاری از این گروه نسبت به سازندگان و حامیان خارجی خود در صورتی که اراده جهانی و منطقه یی برای ایجاد بستر مصالحه ملی در این کشور فراهم نشود، می تواند بخشی از بازتاب این هرج و مرج را به اردن نیز منتقل کند. با شتر دیوانه و رم کرده تروریسم بنیادگرای اسلامی نمی توان بازی “نون بیار کباب ببر” را در شرایطی ادامه داد که آنان هم اکنون حس می کنند آن بویی که به مشامشان می خورد بوی کباب نبود بلکه ارتش سوریه و متحدین آن ظاهرا “خر داغ می کرده اند” و به همین دلیل گسست هایی که در بین این گروهبندی های تروریستی در آینده اتفاق می افتد به همان میزان که مطلوب دمشق خواهد بود، برای دیگران از جمله حامیان آنان عدم کنترل و هرج و مرج را به ارمغان می آورد. در چنین شرایطی چنانچه رهبران اردن از هم اکنون حساب سفره خود را کاملا از این گروه های تروریستی و شورشی جدا نکنند و درب مراکز آموزشی این مخالفان و تروریست ها توسط آمریکاییان را نبندند در آینده هزینه های سنگینی را خواهند پرداخت، چرا که به تجربه اثبات شده است این نوع از تروریسم اگر در اهداف اصلی خود شکست بخورد رقص خون خود را در محیطی دیگر به نمایش می گذارد.

29/9/95

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال