In touch with Diverse Iranian Community

مصاحبه فرهاد کریمی با سریا داودی حموله

0 93
سریا داودی حموله

سریا داودی حموله شاعر، منتقد و پژوهشگر فرهنگ مردم… در عرصه ی ادبی و فرهنگی حضوری فعال دارد، وی دانش آموخته زبان و ادبیات فارسی است که تا کنون بیش ازچهارده  جلد مجموعه شعر و نقد ادبی منتشر کرده است. در زمینه ی فرهنگ مردم هم صاحب تالیفاتی است، سه گانه های اقلیمی «ادبیات،موسیقی،دانشنامه» قوم بختیاری برگی زرینی بر فرهنگ اقلیمی است.

 به بهانه ی چاپ کتاب پژوهشی و تحلیلی آنتولوژی شعر شاعران اقلیمی «ادبیات قوم بختیاری»مصاحبه ای با ایشان انجام داده ایم.

 [clear]

[clear]

[clear]

  • سرکار خانم داودی حموله در مورد چرایی و چگونگی نشر «ادبیات قوم بختیاری» بفرمایید،اصلا در گزینش آثار شاعران چه مولفه هایی مد نظرتان بوده است؟

در راستای ثبت فرهنگ مکتوب بختیاری خلاء این کار را احساس کردم، که این مهم به چرایی کار برمی گردد، اما  در مورد چگونگی «ادبیات قوم بختیاری»،بازخوانش آن در  سه حوزه ی«زبان،تاریخ،فرهنگ»اتفاق افتاده است.

  • در آنتولوژی شعر شاعران اقلیمی یعنی «ادبیات قوم بختیاری» گویا کمتر به بیوگرافی شاعران پرداخته اید. به تعبیر شما شعرِ شاعران اقلیمی مشهورتر از خودشان است؟

این آنتولوژی  تحلیل و پژوهش شعر اقلیمی است و هم گفته ی شما شعر برایم مهمتر از شاعر بوده است. با آگاهی به بیوگرافی شاعران نپرداخته ام، نمی خواستم  به وادی تذکره نویسی ورود کنم.

شعر شاعران اقلیمی  از اهمیت فرهنگی و اجتماعی برخوردار است. در این آثار فرهنگ اقلیمی (آیین،آداب) پررنگ است.در بازنمایی شگردهای شعری ،به بدعت ونوآوری  ها توجه شده است.شاعران  به کمک واژه گان قومی مفاهیم و ساختگاه قدرتمندی را رقم زدند.  هر کدام از آنها زبان را فراتر از  جغرافیای اقلیمی برده اند. این شوریدگان، احساس و عواطف خویش را در  قالب های مختلف بیان کرده اند.

فرهاد کریمی
  • در بازخوانی شعرها، از هر شاعر فقط یک اثر را انتخاب شده است،بفرماییدآیا این گزینش عمدی بوده است؟

ادبيات در هر عصري اصالت فرهنگي همان عصر را  دارد. این کتاب اولین آنتولوژی در شعر اقلیمی است،می توان گفت که  طرحی تازه در تحلیل شعر اقلیمی است که به شاعران از نیمه ی دوم قرن نوزدهم پرداخت کرده است

مردمان بختیاری به ابیات اقلیمی بیشتر توجه بیشتری دارند. آن چنان که شاعران این خطه از لحاظ زبانی در ادبیات اقلیمی تثبیت شده اند، آنها خلاقیت خود را مدیون فرهنگ شفاهی می دانند. علاوه بر بازخوانی ادبیات کلاسیک  اقلیمی نظیر ملازلفعلی کرانی،داراب افسر بختیاری و پژمان بختیاری … شعر شاعران پیشگام مدرن هم مورد تحلیل قرار گرفته است. شاعرانی که مجموعه شعر دارند،بیشتر کارشان مورد ارزیابی قرار گرفته است، و در این  راستا از هر شاعری یک اثر برای کنکاش  انتخاب شده است.معمولا ابیات انتخابی مضمون های متفاوتی دارند و از زوایای مختلف عناصر و المان های اقلیمی،اشاره های تاریخی و اجتماعی،مضمون های فلسفی و عرفانی، تقابل  و تعارض های انتقادی قابل تعمق هستند.

  • بفرمایید که شعر شاعران اقلیمی از چه منظری مورد تحلیل و کنکاش قرار گرفته است؟

ادبیات اقلیمی از تنوع مضمونی برخوردار است ،شعر در محوریت «شعرـ اسطوره» ،«شعرـ افسانه» و «شعرـ تاریخ» … نمودی آشکار  دارند. این شاعران در سرایش انواع  شعر و  منظومه ها به وادی پر خطری گام نهاده اند، و  علاوه بر بررسی آیین و سنت ها بیشترین زوایای ارتباطی مضمون های «عشق ـ مرگ» و «انسان ـ طبیعت» را به ذهن متبادر می‌کنند.

در این وضعیت تعقیدهای لفظی و کلامی، آشنایی زدایی های معنایی متناسب با مضمون های بومی می باشد.آن چنان که تناسب و توازن، موسیقی بیرونی (عروض)، موسیقی کناری (قافیه و ردیف)، موسیقی داخلی(جناس و قافیه های میانی، همخوانی مصوت و صامت ها )، موسیقی معنوی وابسته به تضاد، طباق، مراعات النظیر… نمود برجسته ای دارند.

در این تصاویر بدعت ها و بدایع مهمی نقش گرفته اند.مخاطب این ابیات اقلیمی با انبوهی، از مفاهیم کوچ، طبیعت،کوه، پرندگان و حرکت رود از دراز دره ها،غرش رعد و خروش ابرها به زیبایی شعرها افزوده است، که تامل در نوع ابیات، منجر به کشفیات ذهن و عین  می شود.

  • در پرداخت به سه گانه های پژوهشی«ادبیات،موسیقی و دانشنامه» قوم بختیاری چه شاخص هایی مد نظرتان بوده است؟

دغدغه ی اصلی ام حفظ ارزش های قومی است.البته شاخص های «زبان، تاریخ، فرهنگ» نقطه ی روشن این سه گانه هاست که  از  زوایای مختلفی به هم ربط دارند.

موقعیت اقلیمی بختیاری سبب شده است که ادبیات،موسیقی  و آیین و سنت های آن تا حدی دست نخورده باقی بماند. در این راستا تحلیل آیین،آداب و رسوم  در این پژوهش ها حرف اول را می زند.

آداب و رسوم، آیین و هنجار، باور و سنت‌ها از عناصر غیر مادی (معنوی) فرهنگ‌ها هستند. باور داشت‌های اعتقادی محصول تفكر و انديشه‌ی قومی با امكانات ابتدايي است.و هنجارها برای شیوه‌ی زندگی ضروری‌اند و بین اقوام همبستگی به‌وجود مي‌‌آورد.

  • به عنوان یک منتقد ادبی و فرهنگی رابطه ی مردم شناسی به فرهنگ را در چه حوزه هایی می بینید؟

 آیین و اعتقادات در  جامعه شناختی نقش پیچیده ای دارند. این تحقیق و پژوهش در بردارنده نکات مختلفی از آداب و رسوم و اندیشه های مردمی هستند. برای شناخت این هویت مداری علاوه بر اصول جامعه شناختی، نیاز به بازکاوی« فرهنگ، تاریخ، زبان» دارد.

بختیاری از جمله اصیل ترین قوم در ایران است،زیرا قدمتي به طول  تاريخ دارد.  فرهنگش سرچشمه ی تاریخی و اجتماعی متنوعی دارد. هویت از مسایل بحث برانگیز اجتماعی و سیاسی در هر جامعه ای است. بیشتر پژوهش و تحقیق های اقلیمی حکایت از حركت های انسان شناسانه دارد و نشات گرفته از تاریخِ فرهنگی است. از طريق  همین پژوهش میدانی هويت قومی و هويت ملي ارزش دار مي شود. در  این تحقیق ها ماهیت جمعی مد نظر قرار گرفته است،زیرا هویت یک مقوله ی جامعه شنانه است.

طبق اصول انسان شناسی فرهنگی، هر قومي  اسطوره ،دين ، آداب و رسوم خاص  خود را دارد. قوم نگاری با پیمایش های اجتماعی نمود پیدا می کند. از این رهگذر گذشته ی هر جامعه نشان می دهدکه بر طبق خصوصیات نژادی چه پیشینه ای دارد.از طرف دیگر قومیت معنای همبستگی می دهد، همبستگی(نژادی ـ تباری) و همبستگی (اقلیمی ـ فرهنگی) است. با توجه به سابقه ی «تاریخی ـ  نژادی» و «خونی- ازدواجی»این امر به تعریف نسبی فرهنگ قومی نزدیک تر است. در نظام های پدر تباری هویت و پایگاه اجتماعی از طریق نسب مشخص می شود، که این کنش های قوم نگارانه مستلزم شناخت ساختار دودمانی (پدرتباری) است. یک اجتماع واحد از لحاظ فنوتیپ یعنی رنگ پوست، قیافه ی ظاهری تبار برابر دارد.گروهي كه با هم خويشاوند هستند، متعهد به آیين و سنت آباء و اجدادي اند…آن چنان در گذر تاریخ هنرهاي آیيني تحسين برانگيز را از ياد نبرده اند.

  • ادبیات در هویت بخشی به زبان مادری نقش مهمی دارد، نظرتان را در این مورد بفرمایید؟

زبان شناسنامه و هویت قومی است.بي التفاتي به زبان نوعی از خودكشي فرهنگی است.زبان زایا و زاینده است،پیشینه دارد،تاریخ دارد… اگرچه لهجه ها امروز در معرض انفعال هستند، اما اين گويش محدوديت جغرافيايي خاص دارد.

طبق معیارهای مردم شناسانه ذات زبان ارتباط  های فرهنگی را مي‌طلبد.بختیاری فرهنگ، زبان و تمدنی متفاوت از دیگر اقوام دارد، برپایی آداب و رسوم در این اقلیم دیرینه گی کهنی دارد. به علت جغرافياي زندگي، سرد سيری و گرمسيری و  حركت هاي فرهنگي ،تاريخي، اجتماعي…  زبان  بختیاری صيقلی یافته شده است.

بختیاری اقلیم «رازهای مگو»است،در این زبان المان‌‌های طبیعی و تفکرات بومی ‌برجسته‌ است. مشابهت های واژگانی  زیادی بین متون پهلوی و شاهنامه و زبان قومی هست.  با توجه به  پیشینه ی تاریخی و  ریشه ی باستانی  و اوستایی … در حد نيازهايش  واژه‌ها را استعمال مي‌كند.در این راستا علاوه بر پژوهش تلفظ عام، تلفظ خاص هم مهم است. باید در این جغرافيا دنبال انواع گونه‌ها گشت.در نظر بگیرید  این قوم به علت عدم كاربرد مكاتبه‌اي محدوديت گفتاري دارد.

  • شما شعر می گویید،تحقیق می کنید،نقد می نویسید… حجم وسیعی از تجربه های ادبی و فرهنگی را به مخاطب منتقل می کنید، به نظرتان در آنتولوژی شاعران اقلیمی حرف تازه ای به دنیا آمده است؟

جواب این سوال را  شاعر و منتقد آگاهی نظیر حضرت عالی باید بدهد،از طرف دیگر بازتاب این  تجربه ها جمع متفرقی نمی تواند باشند،زیرا هنرها به هم پیوسته هستند.

ادبیات از منظر میراث فرهنگی جای پژوهش بسیاری دارد.  ریشه های تحقیقی و پژوهشی مردم شناسی در شعرها به نوعی مشهود است. شعر  این هنر کلامی، تاریخ درد و رنج و اندوه مردمانی است که احیاگر فرهنگ هستند. پرداخت به این مهم  معتبرترین سند فرهنگی است، معیارهایی برای فهم آنچه باید انجام داد تا نوشتار، معیار رسمی به خود بگیرد.

 

  • قبل از پژوهشگری راجع به مردم شناسی،در حیطه ی شاعر و نقد ادبی فعالیت می کردید،از چه زمانی احساس کردید باید به وادی های دیگر فرهنگی هم وارد شوید؟ از ضرورت نشر  این پژوهش ها بفرمایید؟

علاقه به فرهنگ مردم مرا  برآن داشت که به این مهم پرداخت شود. امروز که ساختار اجتماعی  و سیاسی  اقوام کند گردیده است، باید به ثبت نشانه های فرهنگی پرداخت. زیرا جامعه در حال گذار است،  به مرور مرزهای فرهنگی برداشته می شود، گاهی اوقات آیین و سنت ها آن چنان از صفحه ی تاریخِ فرهنگی محو می شوند که برای ثبت و ضبط آنها  هر لحظه دیر خواهد بود.

 فرهنگ بختیاری به همان اندازه که غنی و شگفت انگیز می نماید، برای سایر نواحی ایران ناشناخته است. این جغرافیا دارای غنای فرهنگی بسیار بالایی است، حفظ و نگه داری آن ضرورتی بزرگ به شما می رود. از طرف دیگر با تحقیقات میدانی می توان راه بر ناخالصي‌های فرهنگی بست و سبب احترام به جغرافياي فرهنگي شد.

این مهم برای پژوهشگران، اصل واجبی است که به واسطه ی پژوهش های میدانی، داشته های قومی را ثبت کنند، تا نسل بعد،بداندچه گنجینه هایی داشته اند.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال