In touch with Diverse Iranian Community

من فقط “زن” نيستم، “انسان” هم هستم

2 17

يادداشتی برای 8 مارس، روز جهانی زن

دير زمانی نيست که زنان در دنيای مردانهٔ کنونی خارج از چهار ديواری خانه فعال شده‌اند. شايد بتوان سابقهٔ اين مشارکت و همکاری را بعد از جنگ جهانی دوم به سال 1945 دانست که پس از، از دست رفتن نيروهای توليد در جبهه‌ها، زنان که پشت جبهه بودند بيش از پيش به بازار کار کشيده شدند.

اين گروه از نيروی توليد با وجود تازه‌کاری و عدم سابقهٔ طولانی، به سرعت خود را با روز هماهنگ و منطبق نمود و حتی در بسياری عرصه‌ها گوی سبقت را از جنس مخالفش ربود. استعدادهای نهفته‌اش را که ساليان سال به دلايل گوناگون فروکوفته شده بود به منصهٔ ظهور گذاشت تا بار ديگر به اثبات برساند که برابری حق بی چون و چرای اوست.

بازار کاری که از دير باز به دست مردان و برای آنان ساخته شده بود، شاهد ورود نيم ديگر جامعه بود که می‌آمد تا پا به پای مردان  فعالانه در ميدان باشد و نشان دهد که انسانها به دور از هر نوع تفاوتی، برابرند و توانايی‌های پنهان شان نياز به تحريک کوچکی دارد تا آشکار شده و در جهت اعتلا و سعادت جامعه بکوشند.

تلاش و کوشش‌شان در جوامع پيشرفته که از قوانين منطبق با حقوق بشر پيروی می‌کنند، نتيجه داد و باعث شد که تا حدود زيادی به حق و حقوق خود دست يافته و تقريباً به جايگاهی برابر با مردان برسند و به نسبت، اجحاف کمتری در حق‌شان شود. هر چند حتی در اين جوامع پيشرفته نيز مردان هنوز حکم نان آور خانواده را دارند و به تفاوت اندکی، هنوز حقوق بيشتری به نسبت زنان دريافت می‌کنند.

اما از ياد نبريم زنان را در ايران در افغانستان در پاکستان در عربستان دردر جای جای اين کرهٔ خاکی که به دليل تعصبات کور فرهنگی و دينی از ابتدايی‌ترين حقوق‌شان محرومند و با قوانين قلدرمابانهٔ مردسالار قرون وسطايی دست و پنجه نرم می‌کنند.

اگر به دنبال برابری هستيم، روز جهانی برابری و آزادی بخواهيم که در آن نه تنها زنان که تمام اقشار و طبقاتی که از نابرابری رنج مي‌برند و خواهان پایان یافتن آن هستند،(کسانی چون مهاجرين، پناهندگان، رنگين پوستان، … و تمام آنانی که به نوعی تحت فشار تبعيض کمر خم ميکنند) فعالانه شرکت کنند و خود را سهيم بدانند. با این عمل هم انرژی متمرکز می‌شود و از پراکندگی اجتناب می‌گردد و هم نگاه جانبدارانه به جنس يا گروه يا دستهٔ خاصی باعث جدا کردن آن جنس و گروه از ديگران نمی‌گردد.

از ديدگاه اين قلم روز زن، نگاهی يک جانبه به جنس خاص زن دارد، حال آنکه در ميان گروه‌هايی که بر شمرده شد، مردها هم در کنار زنها از تبعيضات اجتماعی رنج می‌برند و حقوق انساني‌شان ناديده گرفته می‌شود.

يکجانبه نگريستن و جنسيت را عمده نمودن، دردی از جامعه را دوا نميکند.

انسانها را برابر خواستن و آنگاه نگاه خاص به جنس خاص داشتن، خود نقض اصل اوليهٔ برابری است.

ديدگاه‌مان به حقوق انسانی را از قيد و بند جنسيت، مليت، نژاد، مذهب و مرام و … و ديگر خصيصه‌های محدود کننده رها کنيم و انسانها را مساوی ببينيم.

به اميد آن روز که روز برابری انسانها باشد.

برگير حجاب از چهره و بنگر که من

بر اين سنگلاخ ديرينهٔ قرون

چگونه پا به پايت

دويده ام راه را

چگونه شانه به شانه‌ات

کشيده‌ام بار را

با تو از درون تاريکی تاريخ

چگونه بر دوش گرفته‌ام دار را

از ورای ظلمت آن شب‌های تار

چگونه بانگ داده‌ام هوار را

چگونه با تو بر گرده برده‌ام

تمام اين ستم بی مهار را

من همان نيمهٔ توام

آی

 نيمهٔ دیگرم

دستم بگير به مهر

که تنها، از جا نتوان کند

سنگ‌های اين حصار را

به اميد روزی که انسانها به دور از هر نوع تفاوتی برابر باشند

سه شنبه 6 مارچ 2012
ونکوور

 

2 تعداد نظرات
  1. Vahid نظر کاربری

    برگیر حجاب از چهره و بنگر که من
    بر این سنگلاخ دیرینهٔ قرون
    چگونه پا به پایت
    دویده ام راه را
    چگونه شانه به شانه‌ات
    کشیده‌ام بار را
    با تو از درون تاریکی تاریخ
    چگونه بر دوش گرفته‌ام دار را
    از ورای ظلمت آن شب‌های تار
    چگونه بانگ داده‌ام هوار را
    چگونه با تو بر گرده برده‌ام
    تمام این ستم بی مهار را
    من همان نیمهٔ توام
    آی
    نیمهٔ دیگرم
    دستم بگیر به مهر
    که تنها، از جا نتوان کند
    سنگ‌های این حصار را

  2. Vahid نظر کاربری

    یکجانبه نگریستن و جنسیت را عمده نمودن، دردی از جامعه را دوا نمیکند
    کاملا موافقم

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال