In touch with Diverse Iranian Community

نتانیاهو: آیا “همه باهم” در بازی پرمخاطره با ایران هم‌پیمان خواهیم شد؟

0 15

اخبار شورای آمریکا و ایران ( اِی آی سی نیوز)، 27 سپتامبر 2012

شهیر شهید ثالث

بدیهی است که مانوور سیاسی گسترده ی نتانیاهو برای در گیر کردن ایالات متحد در جنگ با ایران ممکن نیست تنها به تخریب تاسیسات هسته ای محدود ایران که حاصلی جز تسکین موقت درد ندارد و به نتایجی نادلخواه می انجامد محدود شود. هدف او دست کم رهایی دائم از بیم مسلح شدن ایرا ن به جنگ افزار های های هسته ای است؛ اما رسیدن به هدفی این چنین چه گونه ممکن است؟

رئیس جمهور اوباما در اقدامی نامنتظره درخواست بنجامین نتانیاهو، نخست وزیراسراییل، از خود را به هنگام اقامت نتانیاهو در ایالات متحد برای شرکت در نشست سالانه‌ی مجمع عمومی آن سازمان در نیویورک رد کرد. روزنامه ی اسراییلی هاآرِتز به نقل از یکی از دولتمردان اسراییلی نوشت که دفتر کار نتانیاهو نامه ای برای کاخ سفید فرستاده و درآن گفته است که هرچند او تنها دو روز و نیم در ایالات متحد خواهد ماند؛ خود را آماده کرده است که به پایتخت ان کشور سفر، و با رئیس جمهور اوباما ملاقات کند. آن دولتمرد اسراییلی افزوده بود که کاخ سفید این درخواست را رد کرده و گفته است که هم اکنون برنامه‌ی زمانی اوباما اجازه‌ی چنین دیداری را نمی دهد؛ اما پس ازبروز رشته‌ای از اختلاف نظرهای علنی میان دو کشور، بسیاری از صاحبنظران رد این درخواست را واکنشی سربرزده از نکته‌ای ژرف تر می‌انگارند.

در روز 11 سپتامبر، نتانیاهو،  در پاسخ به این سخن هیلاری کلینتون، وزیر خارجه‌ی ایالات متحد، که آن کشور ضرب الاجلی برای تن دادن ایران به تعلیق برنامه ی هسته‌ای خود تعیین نکرده‌است گفت: " دنیا به اسراییل می گوید: صبر کنید؛ هنوز وقت باقی است." و من می گویم : "چرا و تاکی صبر کنیم؟" او سپس افزود: " آنان که در جامعه‌ی جهانی از تعیین ضرب الاجل برای ایران شانه خالی می کنند به لحاظ معنوی حق ندارند برای اسراییل خط قرمز تعیین کنند. "

نتانیاهو گفته است که چون گفتگو با ایران به بن بست رسیده است و آن کشور همچنان برنامه ی هسته‌ایش را ادامه می دهد، اسراییل در اندیشه‌ی حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران پیش ازآن است که در قابلیت‌های هسته‌ای آن کشور پیشرفتی تهدید کننده و برگشت ناپذیر پدید آید. موضع  رسمی ایالات متحد در این زمینه این است که تحریم‌ها فشاری شدید را بر اقتصاد ایران اعمال می کند؛ و آن کشورهنوزازدستیابی به قابلیت لازم برای ساختن بمب اتمی فاصله‌ی بسیاردارد؛ بنا براین، هنوز باید برای پیشبرد دیپلماسی وقت گذاشت.

نتانیاهو آشکارا ایالات متحد را به جنگ با ایران تحریک کرده است؛ اما منطق نهفته در ورای راهبرد او که به طور رسمی به بیان آن پرداخته است، سخت درخور تردید است. هیچ گونه اطلاعات در تایید این اندیشه که حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران راه چاره‌ی بحران هسته ای ایران باشد در دسترس نیست. خرد سلیم حکم می‌کند که بمباران تاسیسات هسته‌ای ایران ممکن است آسیب‌های فیزیکی شدید به برنامه‌ی هسته ای آن کشور وارد کند؛ اما دانش هسته‌ای

درون زای آن را نابود نخواهد کرد. گزارش انتشار یافته در 13 سپتامبر 2012 که گروهی دوحزبی از متخصصان آن را تهیه کرده‌اند، چنین نتیجه گیری کرده بود که حمله‌ی یک سویه‌ی اسراییل تنها تا دو سال، و حمله‌ی آمریکا تنها تا چهار سال، مانع تداوم برنامه‌ی هسته‌ای ایران خواهد بود. علاوه براین، محتمل ترین نتایج چنین حمله‌ای تشدید رو در رویی میان ایران و ایالات متحده، و محرک ایران در تخلف ازپیمان عدم گسترش ( جنگ افزارهای هسته‌ای ) خواهد بود. وشاید هم تصمیم آن کشور به دستیابی به این جنگ افزارها را در پی داشته باشد.

بدیهی است که مانوور سیاسی گسترده‌ی نتانیاهو برای درگیر کردن ایالات متحد در جنگ با ایران ممکن نیست تنها به تخریب تاسیسات هسته‌ای محدود ایران که حاصلی جز تسکین موقت درد ندارد و به نتایجی نادلخواه نیزمی‌انجامد محدود شود. هدف او دست کم رهایی دائم از بیم مسلح شدن ایران به جنگ افزارهای هسته‌ای است؛ اما رسیدن به چنین هدفی چه گونه ممکن است؟ گزارش پیشگفته چنین نتیجه گیری کرده بود که " اگر هدف اطمینان ازاین موضوع باشد که دست ایران هرگز به جنگ افزار هسته‌ای نخواهد رسید؛ ایالات متحده به درگیر شدن در جنگ به شدت گسترده‌ی هوایی و دریایی با ایران، شاید به مدت چند سال، نیازمند خواهد بود. "

و کابینه‌ی اوباما راه دور شدن از چنین سناریویی را برگزیده است. و به همین دلیل است که نتانیاهو پیامی آشکار و بی ابهام دریافت کرده است که اگر اسراییل بخواهد به ایران حمله کند باید این کار را خود به گونه‌ای مستقل انجام دهد. در نتیجه، با وجود این که برنامه‌ی بلندمدت نتانیاهو درگیر کردن آمریکا در جنگ با ایران، و ویران کردن آن کشور است؛ چنین هدفی درشرایط کنونی دست نایافتنی است.  این حقیقت بسیاری از صاحبنظران را به این باور رهنمون شده است که اقدام نتانیاهو در دامن زدن به تنش‌های موجود میان اسراییل و ایالات متحد درهفته‌های گذشته، تنها به سود میت رامنی، رقیب اوباما، که وضعیتی مساعد ندارد تمام خواهد شد؛ و به تضعیف حمایت از اوباما درمیان نیروهای هوادار اسراییل، در مرحله‌ی پایانی انتخابات ریاست جمهوری آن کشور خواهد انجامید.

در یادداشت سردبیر نشریه ی جویش دیلی فوروارد چنین آمده است: دشواراست بتوان زمانی را به یاد آورد که یکی از نخست وزیرا ن اسراییل، همچون نتانیاهو، به پهنه‌ی کارزار انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا راه جسته باشد؛ اما به خاطر آوردن زمانی که متحدی قابل اعتماد به رئیس جمهور آمریکا این چنین اصرار ورزیده باشد که به جنگی مشکوک، منفور، و به شدت مخاطره آمیز وارد شود ازآن نیز دشوارتراست.  نظر پرسی ای که به تازگی شورای بی طرف

شهر شیکاگو درباره‌ی  مسائل جهانی انجام داده است، گویای آن است که 38 درصد آمریکاییان بر آنند که ایالات متحد باید نیروهای نظامیشس را به هواداری ازاسراییل وارد جنگ کند؛ واکثریت

(59 درصدی) آنان با چنین اقدامی مخالف‌اند. "

نتانیاهو،  در مصاحبه با جروزالم پست، اتهام‌های مربوط به کوشش خویش برای تاثیرگذاشتن در انتخابات ایالات متحد به سود میت رامنی را رد کرد و گفت که چنین اتهام‌هایی "به طور کامل بی‌پایه اند "؛ اما یوسی وِرتِر در نوشته اش در هاآرِتس، فاش کرد که " یکی از چهره‌های برجسته‌ی اسراییلی که در تماس نزدیک با کابینه‌ی ایالات متحد است " درگفتگوهای خصوصیش گفته است که از نگاه حکومت دمکرات ها نتانیاهو به سود میت رامنی در کارزار انتخاباتی آمریکا شرکت دارد. در ادامه‌ی آن مقاله آمده است: " مانوورهای جدید نتانیاهو، از جمله همکاری های او با اعضای حزب جمهوری خواه در کنگره در رویارویی با کاخ سفید، از نگاه رئیس جمهور و همکارانش، به مداخله‌ی گستاخانه، عامیانه، و نامحدود درکارزارانتخاباتی ایالات متحد می ماند."

دلیل تصمیم اوباما در زمینه‌ی ملاقات نکردن با نتانیاهو نیز شاید به سبب همین موضوع باشد.

رخدادهای کنونی در زمینه‌ی گرایش نتانیاهو به زیاده برآورد کردن نیروی خویش ممکن است نه تنها به شکست بزرگ او بینجامد، بلکه در صورت پیروز شدن اوباما، دگرگونی‌هایی شدید در اسراییل، ایالات متحد، و رابطه میان آن‌ها نیز راه جوید. نخست به این دلیل که اگر اوباما بار دیگر به ریاست جمهوری برگزیده شود، به احتمال بسیاربا تندترین لحن دراثبات این واقعیت خواهد کوشید که هرگاه منافع دو دولت با هم هماهنگ نباشد، ایالات متحد منافع اسراییل را بر منافع خود مقدم نخواهد شمرد. اوباما، در مصاحبه ی 23 سپتامبر خود با سی بی اِس که 60 دقیقه به طول انجامید، این نکته را روشن کرد و گفت: " زمانی که نوبت به تصمیم های ما در زمینه ی امنیت ملی برسد، تنها فشاری که من احساس خواهم کرد این خواهدبود که کاری را انجام دهم که از نگاه مردم آمریکا پذیرفتنی باشد. "

دوم این که، اگر اوباما دوباره به این مقام برگزیده شود، قمار نتانیاهو به احتمال بسیار به شکست خواهد انجامید؛ کابینه‌ی لیکودی او ضعیف‌تر خواهد شد؛ و رقبای میانه رو او دراسراییل برتری خواهندیافت. تصور این موضوع دشوار است که چگونه نتانیاهو خواهد توانست اسراییل را رهبری کند، اگر میان او و رئیس جمهور نزدیک ترین و نیرومند ترین متحدش شکافی گسترش یابنده وجود داشته باشد.

سوم این که، فراز آمدن احتمالی میانه روها برپهنه‌ی قدرت در اسراییل، همراه با رهایی اوباما از نگرانی پس از انتخاب دوباره، راه را برای رسیدن به راه چاره از طریق گفتگو، پس از سال‌های طولانی بن بست در باره ی برنامه‌ی اتمی تهران، هموار خواهد کرد؛ و این موضوع از جنگ فاجعه بار میان ایران، ایالات متحد و اسراییل جلوگیری خواهد کرد.

نکته‌ی انجامین، اما مهم دیگراین که، موضع اوباما فاصله گرفتن شدید از سنت حمایت بی قید و شرط از اسراییل در کارزارهای انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحد است که میان نامزدهای این انتخابات جریان دارد. اوباما، در مصاحبه ی 23 سپتامبر خود اعلام کرد که هر گونه صدای مخالف را خاموش خواهد کرد. " و زمانی که نوبت به امنیت اسراییل رسید گفت که به دلیل احساس "تعهد"، نه به سبب "احساس فشار" به این موضوع توجه دارد.

بگذریم. اگر اوباما در انتخابات پیروز شود، این موضوع در بر دارنده‌ی پیامی مهم و آغازگر پیشینه‌ای برای نامزدهای آینده‌ی ریاست جمهوری خواهد بود که نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری با وجود انجام دادن گفتگوهای معنی دار و میهن دوستانه با مردم آمریکا در رد فشارهای افراط‌گرایان اسراییلی و حامیان آن‌ها، یا به اصطلاح لابی‌گران هوادار اسراییل در آمریکا، باز هم ممکن است پیروز شوند. نتیجه‌ی چنین تحولی ممکن است در کارزارهای انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا و نیز در سیاست خارجی ایالات متحد موثر واقع شود؛ زیرا از فشاری که نامزدهای مقام ریاست جمهور و رئیسان جمهور از رهگذر محروم ماندن از حمایت لابی‌گران هوادار اسراییل احساس می کنند، خواهد کاست.

یادآوری این نکته نیز ارزشمند است که به رغم تنش‌های موجود میان اوباما و نتانیاهو، اوباما هنوز هم از برتری چشمگیر میان رای دهندگان یهودی آمریکایی برخورداراست.  برپایه‌ی آخرین نظرپرسی گالوپ، 70 درصد رای دهندگان یهودی احتمالی تصمیم گرفته‌اند به اوباما رای دهند.

در نظر پرسی ای دیگر که در فلوریدا، یکی از معدود ایالت های مهم و تاثیرگذار که می تواند تاثیری مهم در نتیجه‌ی انتخابات اعمال کند، انجام گرفته است، 69 در صد از رای دهندگان یهودی از اوباما حمایت می کنند.

اگر اوباما در انتخابات دوباره پیروز شود، یک نکته کمابیش قطعی خواهد بود: سیاست خارجی مبتنی بر حمایت تزلزل ناپذیر ازاسراییل جای خود را به توجه آشکار به منافع ملی ایالات متحد خواهد داد. این سناریو خط مشی‌های اسراییل را تعدیل خواهد کرد؛ و سرانجام در امنیت منطقه (خاورنزدیک و میانه ) و جهان به طور کلی تاثیرگذار خواهد بود.

30/7/91(12/10/21)                     

پی‌نوشت:

این مقاله بخشی از برنامه ی خودی‌ها و بینش آن‌ها ، برنامه‌ای جدید از شورای آمریکا و ایران (اِی آی سی ) است که هدف آن فراهم آوردن چشم اندازها و تحلیل‌های متفاوت از رخدادهای مهم در پهنه‌ی روابط ایران و ایالات متحد است. اظهارنظرها و آرای بیان شده در این مقاله تنها به نگارنده‌ی آن تعلق دارد و مواضع رسمی شورای آمریکا و ایران را بازتاب نمی دهد.

ع. ج (آذرنگ)

 

 

 

 

 

 

 

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال