پیشنهاد سردبير گزيده‌ها نقد و بررسی

نگاهی به چند کتاب

پیش در آمد

در سفر اخیرم برای داستان خوانی در ونکوور کانادا، در آپریل ۲۰۱۹، که به همت آقای هادی ابراهیمی، سردبیر هفته‌نامه شهروند ونکوور برگزار شد، با گروه کوچک کنجکاوی از نویسندگان و علاقه‌مندان به ادبیات آشنا شدم. این آشنایی به گونه یک نسیم نرم و پاکیزه بود برایم. این گروه کوچک علیرغم ادغام شدگی‌اش در جامعه میزبان، اتصال و آمیزش خود را با زبان و تجربیات مشترک ملی – فرهنگی خود حفظ کرده و به منظور تبادل اندیشه، تخیل و تقسیم تجربیات زندگی در دیاسپورا دور هم جمع شده بودند. در این همایش سه ساعته، که گرمای گفت و شنود بود و تبادل اندیشه، و فروش کتاب بود و هدیه گرفتن کتاب و هدیه دادن کتاب، به وجه بارزی برخوردم که مساله زبان ارتباطی دو نسل مختلف بود. دو نسل با تجربه‌های زیستی گوناگون، تجربه‌های زبانی و ارتباطی متفاوت و دیدگاه‌های متنوع، در کنار هم ویژگی‌های خود را به سادگی به نمایش گذاشتند.  وقتی که به خانه آمدم به خود گفتم: به احترام این گروه کوچک پرشور، باید کتاب ها را بخوانم و درباره شان بنویسم. حتا اگر تنها مؤجزانه به معرفی کتاب و نویسنده و شیوه نویسندگی وی بسنده کرده باشم.

 و کتاب ها را خواندم با شوق بسیار….

و به این اندیشیدم که در سی سال اخیر، حجم تولیدات نوشتاری و نشر به زبان فارسی، بویژه شعر و داستان کوتاه و رمان، بطور روز‌افزونی رو به افزایش نهاده است. در ایران، با وجود سانسور شدید دولتی، هنوزفرهنگ کتابخوانی و مبادلات فکری و روشنفکری نهادینه است. اما در خارج از ایران، نویسندگان و هنردوستان ایرانی به دلیل گسیختگی جغرافیایی و تجربه‌ی ویژه دیاسپورا با موانع بسیاری روبرو هستند. عده ای کاملن جذب فرهنگ و زبان کشور میزبان شده‌اند و عده‌ای دیگر که پیوندی نا گسستنی با زبان پارسی دارند، بدلیل نبود مخاطب، برای یک مخاطب غایب می‌نویسند. لااقل در ایالات متحده آمریکا چنین است. شاید به دلیل وسعت جغرافیایی، پراکندگی جمعیت و یا مشغله‌های کاری…هر چند شبکه‌های اجتماعی و وسایل ارتباطات عمومی از جمله فیس بوک تسهیلاتی بوجود آورده است.

زندگی برای نویسنده مهاجر در کشور دوم، بدلیل تقلاها و کشمکش‌های پر دامنه‌اش در زمینه‌های گوناگون، یا پر محتوا می شود: شفاف و زنده و پویا …و یا راکد می ماند… و تهی می‌شود از یک فرهنگ صیقل یافته و پیش رونده… و گسسته می شود و رابطه‌اش با تحول و گسترش زبان ملی سترون می‌ماند… اگر اراده درونی و هماهنگی‌های بیرونی او را به چالش بکشند، ذخایر معنوی-فرهنگی، هادی راه و روش زندگی نوین او می شوند و او را به هنرمندی فرا ملیتی تبدیل می‌کنند.

حاصل این بیقراری‌ها، در گذار ازثبات به بی‌ثباتی و از بی‌ثباتی به ثبات، حجم بیشمار انتشار کتاب‌های گوناگون است به زبان پارسی و زبان کشور میزبان، که اکثرن خوانندگانش انگشت شمارند. یا این کتاب‌ها در اینترنت بوسیله نویسنده و با سرمایه مالی و کاری وی منتشر می‌شوند، و یا به‌وسیله کمپانی‌های انتشاراتی تازه کار و کم تجربه. نتیجه این است که نویسنده با مخاطبی غایب و تصوری ارتباط برقرار می کند که نمی شناسدش. مخاطبی که در گوشه و کنار دنیا پراکنده است. که انسجام ندارد و تجربه‌هایش با وی همرنگ نیستند. چنین نویسنده‌ای ناگزیر برای وجه دیگری از خودش می‌نویسد. وجهی که بدل اوست. همزاد اوست. همنوای اوست. همنوای او در آیینه… یکنوع قصه گویی است در آیینه… یک گفتگوست با خود… یک تک گویی است با خود، یک روایت درونی است با خود….

هر چند شبکه‌های اجتماعی و وسایل ارتباطات جمعی الکترونیکی امکان شکفتگی برخی سفته یا نا سفته را مهیا کرده است. اما صداهای عمیق و نو و تازه، کمتر شناخته می‌شوند و گاه تا پایان زندگی شان گمنام می‌مانند.

با چنین منظرگاهی به خواندن کتاب‌ها پرداختم.

در این نوشته نگاهم به چهار کتاب خواهد بود:

  • مجموعه داستان “شب تیر” نوشته ژوان ناهید
  • کتاب شعر “همصدایی با دویُت شبانصبحگاهی” نوشته هادی ابراهیمی رودبارکی
  • مجموعه داستان “خیزران خاموش” نوشته وحید ذاکری
  • رمان “سقف بلند تنهایی” نوشته حسین رادبوی

 اولین کتاب توسط نویسنده جوانی که همچنین بازیگر تیُاتر در شیکاگواست، بدستم رسید. ژوان ناهید زمان زیادی نیست که به آمریکا آمده است. اما در محیط تیاتر آمریکایی در شیکاگو بخوبی درخشیده است. مجموعه داستان “شب تیر” گویا باید اولین کتاب ایشان باشد که به چاپ رسیده است.

مجموعه داستان “شب تیر” نوشته ژوان ناهید

تاریخ چاپ: 29 سپتامبر 2018

Cover-Book نگاهی به چند کتاب

مجموعه داستان “شب تیر” شامل هشت داستان کوتاه در 117 صفحه درآمریکای شمالی به چاپ رسیده است. اولین داستان کتاب، با عنوان “گرگ و میش”، با تصویری کابوس گونه و سورریُالیستی آغاز می شود که خواننده را با دنیایی از تصاویر درونی و به غایت چالشگر روبرو می کند. تصاویری بین خواب و واقعیت، با آمیخته ای از المان های فیلم و عکاسی ونقاشی….وتصاویری خاکستری یا سیاه و سفید…مملو از دویُیت،  که راوی به دو تا از خود تقسیم می شود و همچون چشمی سیال و نظاره گر مرتبن خود را باریک بینانه نظاره می کند و کاوشگرانه می کاود:

“خودم را حلق آویز کرده بودم! در پاگرد هر طبقه از آن آپارتمان قدیمی که می ایستادم و از لای راه پله های مارپیچ سرم را بالا می گرفتم، پاهای آویزانم را می دیدم که در هوا تاب می خوردند.” ص 1

تصاویر با صداها و آواهای طبیعی، حس های درونی و بازتاب های فیزیکی تن در می آمیزند و مفهوم سازی می کنند. جملات گاه کوتاه و برنده اند و گاه بلند و بدون انقطاع. داستان ها اغلب روایتی مارپیچی دارند. در این شیوه غیر خطی، زمان و مکان مرتبن تغییر می کنند و خواننده از یک فضا به فضایی دیگر پرتاب می شود و گاه از یک حوزه به حوزه ای دیگربه طور جهشی در نوسان است. یکنوع پرواز که در عین انقطاع، یکنوع پیوستگی درونی با خود دارند. مفاهیم در ایهام و ابهام، آرام آرام در روال کشکمش شخصیت ها با یکدیگر و یا کشکمش شخصیت ها با موقعیت و یا کشکمش های درونی، گشوده می شوند و معنا پنداری می کنند. گویی خواننده از پشت شیشه یک پنجره باران خورده، کنجکاوانه حباب های مه آلود و شبنم گونه را پاک می کند تا به حقیقت آنچه که در اتاق دارد رخ می دهد، پی ببرد.

داستان ها گاه حاوی یکنوع شاعرانگی تارکوفسکی گونه اند که فضاها و شخصیت ها ی خلق شده با یکنوع لجاجت، سبعیت، قدرت و اراده درهم آمیخته اند. شخصیت ها، بویژه شخصیت راوی در اغلب داستان ها بشدت تو در تو، چند بعدی و چند لایه اند. اکثرا با چشمها، حس های کاونده، حرکت های نا منتظره و انگیزه های ویژه برای رهایی از بن بست های خانوادگی، اجتماعی، عاطفی، حسی، عشقی، کاری و هنری، در تقلا و جستجو و تلاشند. تلاشی که برخاسته از تجربه های شخصی و تاریخی آنان است.

ژوان ناهید در همه داستان هایش بنوعی به جلوه هایی از مسایُل زنان می پردازد. پردازش وی تنها زنان ایرانی را در شرایط ایران شامل نمی شود. بلکه وی به گونه ای با این موضوعات برخورد می کند که تضاد های مطرح شده جنبه چالشگرانه و فراملیتی به خود می گیرند. وی نه به زبان شعاری و نه با صراحت داستان های ریُالیستی، بلکه با نوعی ایهام و نکته سنجی شاعرانه، دردناک ترین مسایُل زنان  را مطرح می کند. و با بیانی عاری از احساسات، تنش و تشنج، دشواری ها و آسیب پذیری شخصیت ها ی داستان هایش را آشکار می سازد. شخصیت هایی که از آغاز تا پایان در جست و جوی راه هایی برای رهایی و آزادی ا ند، و در موقعیت های خفقان آور و مسدود، دیوارهایی را با قدرت و اراده فرو می ریزند. داستان های “ست عنابی”، “اسفند – پدر” و “لوله مکنده” از این دسته اند.

در داستان “لوله مکنده” که ماجرای یک سقط جنین به تصویر کشیده می شود، نویسنده به زیبایی تقابل خشونت زبانی و فیزیکی یک دکتر مرد را به موازات دلهره های زن جوان حامله، با ریُالیسمی سرد و غیر متشنج  بیان می کند:

” روی تخت دراز کشیدم و پاهام را از هم باز کردم. یک لیوان چای گرفنه بود دستش. گفت بیشتر از این ها باید پاهایتان را باز کنید. گفتم بیشتر از این باز نمی شود. لیوان چای را گذاشت روی میز و با حرکت تندی پاهایم را با فشار از هم باز کرد. گفت چطور وقت های دیگر خوب از هم باز می شود؟!” ص. 89

در داستان “لحظه”،  نویسنده پروسه رابطه جسمانی زن و مردی را به تصویر می کشد که در تیُاتر هماغوشی، ظرایُف کلام، عمل و هارمونی عشق ورزی، بنوعی خودمحورانه و متکبرانه به اجرا در می آید. و در عین تکبر، ساده لوحانه تجلی می کند. ژوان ناهید داستان را بدون شگردهای متداول نوشتاری، بدون نقطه گذاری و چینش گرامری شروع می کند و تا پایان خواننده می تواند یک نفس و بدون انقطاع و با هر حسی که از تجربه هایش می آید، داستان را بخواند. مثل یک تک گویی نمایشی…یکنوع خوانش نفس گیر و ضربتی که با مفهوم و محتوای وقایع داستان هماهنگی تام و کامل دارد. این شیوه و سبک نوشتاری به صورت مونولوگ گونه درونی، در قسمتی از داستان “اسفند – پدر” (ص: 106-108) نیز مورد استفاده قرار گرفته است.

در داستان “لحظه”، باز هم شخصیت زن همچون روانکاوی تیز و ریز بین ناظر بازیگری مردی است که در ناموزونی بازی هماغوشی می خواهد قدرت و سالاری خود را به نمایش بگذارد. زن با چشمانی کنجکاو و چالشگر لحظه به لحظه ریتم درونی و بیرونی این ناموزونی و ناهماهنگی را در سکوت به چالش می کشد و به سخره می گیرد:

“…و مرد انگشتش را از گودی ناف به روی شکم زن گرداند و زن خواست چند باری نگاهش را بچرخاند سمت مرد و توی  چشمهای مرد نگاه کند شاید جواب سُوال هایش توی چشمهای مرد جا مانده و مرد انگشت هایش را از سرازیری شکم زن به زیر سراند و زن سرش را چرخاند و توی چشمهای مرد نگاه کرد و دقیق تر نگاه کرد و و چند باری چشم برداشت و باز نگاه کرد و مرد آرام……” ص. 61

شخصیت زن در هر دو داستان “لحظه” و “اسفند – پدر”، در خلوت درونی خود اما در کنار دیگران، به واکاوی خود و دیگری می پردازند و آگاهانه برای تعارضات و پیچیدگی های درونی و بیرونی راه حل می جویند. در این نجواها (مونولوگ های شبه-اتوبیوگرافیک) ، پنجره ای به زندگی خصوصی شخصیت ها باز می شود و خواننده از طریق حس و کلام و تجربه، بی درنگ با شخصیت ها ارتباط برقرار می کند و با وی همزاد پنداری می کند.

نویسنده،  شخصیت های داستان هایش را آگاهانه در عرصه اتفاقات زندگی رها می کند تا در جریان سیال ذهن و تجربه، به کنکاش فضا، مکان و شرایط بپردازند و فارغ از هر ساختار مسدود کننده ای، آزادانه سخن بگویند: گاه با جملات کوتاه و جویده جویده، و گاه طولانی و بدون علامت های انشایی و چینش دستوری…

داستان “گرگ و میش” بدلیل جابجایی های مکانی و زمانی گسترده، حوادث متورم، شخصیت های متفاوت و تلفیق روُیا-کابوس و واقعیت، اندکی در خواننده ایجاد گسیختگی و تشتت می کند. گزینش این داستان بعنوان آغازگر کتاب نیاز به دوباره اندیشی دارد. پیشنهاد چنین است که در چاپ دوم این داستان دوباره نویسی شود تا خواننده نه تنها با نثری یکدست و پاکیزه، همچون داستان های دیگر روبرو شود، بلکه به مفاهیم عمیق و تندرست داستان نیز شفاف تر دست بیابد.

ژوان ناهید آینده درخشانی در زمینه داستان نویسی دارد.

نگاهی به چند کتاب – بخش دوم

نگاهی به چند کتاب – بخش سوم

نگاهی به چند کتاب – بخش چهارم و پایانی

Related posts

مراسم عروسی یک زوج آمریکایی دستخوش بحران تعطیلی دولت فدرال آمریکا

شهرگان

انتخاب هفت شعر از منا کرمی

صادق امیری

زمان آبستن آتشفشانی دیگر

دنیز ایشچی

اظهار نظر