In touch with Diverse Iranian Community

هفت‌شنبه‌های بلوچ

0 108

رسیدن تحول به رئیس دیوان عدالت اداری

حجة‏الاسلام محمدجعفر منتظری، رئیس دیوان عدالت اداری، در اشاره به دوره ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد، گفت: “یکی از مصیبت‌ها در دوره گذشته این بود که متاسفانه آقای رئیس جمهوری محترم به مردم دروغ می‌گفت و قانون را علناً زیر پا می‌گذاشت و ما آن زمان می‌گفتیم به قانون عمل کنید.”

من همیشه فکر می‏کردم که رئیس جمهور محترم دارد به مردم راست می‏گوید. اتفاقاً به آمارهایی که می‏داد، به استناداتی که می‏کرد، به همه و همه دقت می‏کردم. حتی به صورتش و حالت حرف زدنش هم خیره می‏شدم، اصلاً معلوم نمی‏شد که دارد دروغ می‏گوید. حالا اگر در یکی از این کشورهایی که رهبرانشان از بالا تا پایین دروغ می‏گویند، به مردم دروغ گفته بود حرفی نبود. در مملکت ما که خود حضرت امام تا لحظۀ وفاتش یک دروغ حتی به یک مورچه نفرمودند و حضرت رهبر – تا همین لحظه که رئیس دیوان عدالت اداری دادش در آمده – مرتب راست می‏گوید، احمدی نژاد باید از خجالت بمیرد که دروغ گفته است. به نظر من رئیس دیوان عدالت باید از اختیارات قانونی خودش استفاده بکند و به او لقب رئیس جمهور دروغگو را بدهد. مخصوصاً که حالا دوره هشت ساله‏اش تمام شده و بلانسبت شما هیچ غلطی هم نمی‏تواند بکند. با این کار ما به جهانیان نشان می‏دهیم که در نظام ما افراد در برابر قانون یکسان هستند و وقتی پای دروغ گفتن به مردم، به میان بیاید مقامات ذی‌صلاح به وظایف خود عمل می‏کنند.

واقعاً حیف از حضرت رهبر که هشت سال از چنین دروغگویی حمایت کرد. آنهمه فجایع بعد انتخابات هشتاد و هشت را بگو. چه کسی فکر می‏کرد این یک الف آدمِ محترم به مردم دروغ بگوید؟

البته به نظرم با مردم هم باید سخت برخورد بشود. هشت سال گذاشتند که رئیس جمهور محترم به آنها دروغ بگوید؟ این غیر قابل بخشش است. این خیانت به رهبر و نظام و رئیس دیوان عدالت است. رئوفت اسلامی هم حدی دارد. ما نباید زیاد لی‌لی به لالای مردم بگذاریم. مردمی که نظام را و اعتبارش را خدشه دار می‏کنند، مردم نیستند. ایادی استکبار جهانی هستند.

در خاتمه مردم باید از رئیس دیوان عدالت اداری بسیار بسیار سپاسگزار باشند که آن زمان گفته‏اند: ” به قانون عمل کنید”. فکرش را بکنید اگر این فرمایش را نفرموده بودند، تاریخ به چه سمت هولناکی می‏رفت و آن رئیس جمهور محترمِ دروغگو، چه ها که نمی‏کرد.

امیدوارم حواس محمد جعفر به این یکی رئیس جمهور هم باشد و اگر دید دارد به مردم دروغ می‏گوید و قانون را علناً زیر پا می‏گذارد، به ایشان هم بگوید که به قانون عمل کند. اگر هم نکرد لااقل هشت سال بعد به ما بگوید تا ما بفهمیم که این یکی هم دروغگو بود.

 ——————-

دردسرهای اظهار عقیدۀ پشکلی

حجة‏الاسلام علی سعیدی نماینده حضرت رهبر در سپاه پاسداران برای تحقیرِ اعتراضات سال هشتاد و هشت، رنگ سبز این جنبش را  با پشکلِ شتری خاص مقایسه کرد. دشمنان نظام که همیشه منتظر ضربه زدن به انقلاب و اسلام هستند، بدون توجه به پشکل آن شتر خاص، به رنگ سبز و رابطه‏اش با پشکل شتر گیر دادند. آنقدر در این کار شیطنت کردند که حالا هر جا بقعه و بارگاه و اماکن متبرکه‏ای هست و رنگ سبزی وجود دارد، شیطان رجیم پشکل شتر را در ذهن من می‏آورد.

خودتان هم که تجربه دارید، در چنین مواقعی هر چه آدم لاحول و این طور چیزها را می‏خواند شیطان بیشتر لج می‏کند.

دیروز از طریق یوتیوب به زیارت مرقد مطهر رهبر بزرگوار انقلاب نایل آمدم. غرق فضای ملکوتی بودم و کم کم داشت اشکم سرازیر می‏شد که چشمم به رنگ سبز پارچه‏ای افتاد که دور مرقد مبارک کشیده بودند. ناگهان کاروانی شتر از آن کاروانهایی که در صحرای حجاز و در فیلم‏ها دیده‏اید در حال طواف دیدم که همه در حال پشکل کردن سبز بودند. هر چه به شیطان لعنت می‏فرستادم و لاحول می‏خواندم شترها دیوانه‏تر می‏شدند تا جایی که دور از جان همه اسهال شدند. مجبور شدم از خیر زیارت بگذرم.

کاش حاج آقا این اظهار عقیدۀ پشکلی را نمی‏فرمود. درست است که ایشان می‏خواست مشتی روی دماغ موسوی و کروبی و زن و بچه و طرفدارانشان بزند اما مشتش صاف خورد وسط رنگ مقدس مکتبی.

 ———————–

نهم دیماه و فرمایشات بصیرتی پرزیدنت

حجة‏الاسلام والمسلمین پرزیدنت، با اشاره به فرارسیدن روز ۹ دی و نامگذاری آن به ‌روز بصیرت‌ گفت: “مردم زمانی که احساس کردند به باورها و ارزش‌های دینی و اعتقادی آنها توهین شده، به حرکت در‌آمده و با حضور و اجتماعشان به بیگانگان پاسخ درخوری دادند.”

درست می‏فرماید. شما آنموقع به دنیا نیامده بودید. تک و توکی از شما هم که به دنیا آمده بودید کوچولو بودید. همین من بودم و آقای رئیس جمهور بود که آن موقع هنوز انتخاب حماسی نشده بود. بیگانگان در انتخابات سال هشتاد و هشت یواشکی به صندوق‏ها دستبرد زدند و رأی‏‏های موسوی و کروبی را ریختند داخل صندوق احمدی‏نژاد. آقا هم چاره نداشت به جز اینکه فوری به احمدی‏نژاد تبریک بگوید. بیگانگان (اینها یکسری دیگر بودند) موسوی و کروبی و همسر و فرزندانشان را ریختند در خیابانها. آن‏ها وقتی دیدند در خیابان هستند با خودشان فکر کردند چه بکنند و چه نکنند. عقلشان به هیچ جا قد نداد. آخرش دوتایی مجبور شدند دست‏های خود را زیر چانه بزنند و منتظر بیگانگان بمانند. بیگانگان هم بلافاصله  به باورها و ارزش‏های دینی و اعتقادی مردم توهین کردند. مردم در خانه‏هایشان نشسته بودند و داشتند شکر خدا را به جا می‏آوردند که یک باره دیدند دارند یک چیزی را حس می‏کنند. خوب که دقت کردند احساس کردند به باورها و ارزش‏های دینی و اعتقادی آنها توهین شده. به تاریخ نگاه کردند دیدند مصادف است با یوم‏الله نهم دیماه که البته آن موقع هنوز یوم‏الله نشده بود چه برسد به روز بصیرت. معطل نشدند به حرکت درآمدند و با حضور و اجتماعشان به بیگانگان پاسخ درخوری دادند.

نتیجه‏ای که ما از این فرمایش رئیس جمهور می‏گیریم این است که این روز واقعاً روز بصیرت است و خدا را هم شکر می‏کنیم که هیچ کدام از کاندیداهای دیگر رأی نیاوردند.همین رئیس جمهور خودش کار همۀ آن کاندیداهای دیگر را به تنهایی انجام می‏دهد و آخ هم نمی‏گوید.

————————

تفسیر فرمایشات یک مرجع

عده‏ای از خوانندگان این ستون، طی هفتۀ گذشته، می‏خواستند با ارسال نامه و فکس و تلگراف و ایمیل درخواست کنند که من این هفته فرمایشات آیت‏الله گرگانی از مراجع تقلید را که به مناسبت نهم دیماه بیان فرموده‏اند تفسیر کنم. ای به چشم.

فقط به خاطر کمبود جا، فرمایشات تکراری ایشان در مورد روز بصیرت را که مثل سایر مقامات از روی متن حکومتی خوانده‏ بود به خاطر گریه دار بودن تفسیر نخواهم کرد. در عوض بخش آخر فرمایشات ایشان را برایتان می‏شکافم تا بلکه به راه راست هدایت بشوید.

 ایشان فرمودند: “انسان همواره به راهنما و معلم در طول زندگی خود نیاز دارد که در عصر غیبت مردم می توانند از حضور رهبر و مراجع استفاده کنند تا در مسیر درستی از زندگی قرار بگیرند، گرچه نخستین معلم انسان، خداوند است که حضرت آدم(ع) را هدایت و تربیت کرد.”

در این فرمایش با اینکه جای فعل و فاعل و مفعول و اینطور خرت و پرتها به هم ریخته ولی اشاره به عصر غیبت در آن بسیار خوب بیان شده و اگر توجه فرمایید فرموده‏اند: “مردم می‏توانند از حضور رهبر و مراجع استفاده کنند”. که این ارجح بودن مقام رهبر بر مراجع را بیان می‏کند که نکته ظریفی است و اگر دقت نفرمایید در مسیر درستی از زندگی قرار نخواهید گرفت.

یک نکتۀ مهم دیگر در این فرمایش اشاره به معلم حضرت آدم است که او را خودش تربیت کرد. که البته ما دیدیم که چقدر هم با تربیت از آب درآمد. که برای جلوگیری از طول کلام از تشریح آن خودداری می‏کنم و خود شما سرنوشت آدم را دنبال کنید، تا متوجه عرض بنده بشوید.

این مرجع تقلید در بخش دیگری فرمودند: “همانگونه که انسان در امور دنیوی و مادی به راهنما نیاز دارد در معنویات و دست یابی به سعادت نیز به راهنما و رهبر نیازمند است”.

در این فرمایش تأکید روی تداوم نیاز بشری به راهنما و رهبر است. در واقع انسان بدون راهنما و رهبر کشک است. حتی در امور دنیوی و مادی هم ما تا قاف قیامت راهنما نیاز داریم. اگر دقت کنید علاوه بر معلمین و اساتید دانشگاه حتی کسی که به شما رانندگی و دوچرخه سواری یاد داده که نمی‏گذارد برود دنبال زندگی‏اش و بگذارد که شما زندگی کنید. آنها تا آخر عمر روی گردۀ شما سوار می‏شوند تا شما را راهنمایی کنند. در معنویات و دست یابی به سعادت هم عین همین مسئله صادق است و ملای مکتب و رهبر و مرجع و کلاً آخوند تا لحظۀ مرگ با شما هستند تا شما را راهنمایی کنند. البته در این مدت مبلغ ناچیزی هم خود شما وظیفه دارید که به آنها بپردازید که از بحث ما خارج است.

در بخش پایانی سخنان خود این مرجع تقلید عالیقدر فرموده‏اند: “مراجع، رهبر و روحانیت نقش مهمی در هدایت مردم جامعه دارد و اگر از روحانیت فاصله بگیریم به سعادت نخواهیم رسید.”

در این جملۀ ساده اگر دقت بفرمایید مراجع و روحانیت در دو طرف رهبر قرار گرفته‏اند تا نقش مهمشان در هدایت جامعه برق بزند. می‏ماند آن تیکۀ کوچولوی آخر فرمایش ایشان که “اگر از روحانیت فاصله بگیریم به سعادت نخواهیم رسید”، که فکر کنم احتیاج به تفسیر من نداشته باشید و خودتان از اول انقلاب تا حالا نمونه‏های فراوانی دیده‏اید که هر کس از روحانیت فاصله گرفته نه تنها به سعادت نرسیده بلکه دهانش هم سرویس شده است.

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال