In touch with Diverse Iranian Community

هفت شنبه‌های بلوچ

0 57

حداد عادل و زنِ ایرانی

حدادعادل در مورد حجاب و عفاف گفت:«واقعیت امید بخش این است که زن ِ ایرانی باحجاب و عفیف است. حجاب ارزشی است که زن ایرانی آن را از دیرباز انتخاب کرده و حتی پیش از اسلام هم از آن استفاده می کرده است. شما در نقش های تخت جمشید تصویر هیچ زنی را نمی بینید، این یک مساله مهم است.»

جناب حداد عادل مثل همیشه راست می‏گوید. تندیس‏های رب‏النوع ها و الهه‏های به دست آمده از تمدن‏های باستانی فلات ایران نشان می‏دهند که همه مقنعه به سردارند. آن هم از نوعی که  معصومۀ ابتکار بر سر می‏گذارد. البته خارجی‏ها خیلی سرمایه‏گذاری کردند و آنها را در همان قبل از میلاد مسیح، از سر این تندیسها با فتو شاپ پاک کردند. شما به “آناهیتا” که ایزد موکل آبها و باران است نگاه کنید. او “ارزش حجاب” را در آن زمان برای خودش انتخاب کرده بود. کمی که باد، بازیگوشی می‏کرد و گوشۀ مقنعه‏اش را بالا می‏زد، آناهیتا آنقدر گریه می‏کرد که روی همه جای زمین سیل جاری می‏شد، و چون خودش ایزد بانو بود و بابا و ننه نداشت، کسی هم نبود که به او بگوید: “دخترجان حالا که چیزی نشده، تو آسمون که غریبه نیست.” حتی “سپندارمز” که دختر اهورامزداست مثل اهل و عیال جناب حداد از شدت حجاب و عفاف فقط در رستورانها و مراسم جشن پیدایش می‏شد و هر وقت بنا بود در جایی راجع به حجاب و عفاف حرفی زده شود، به  پدرش اهورامزدا می‏گفت: “پدرجان! برو از حداد عادل یاد بگیر. خودت برو از حجاب حرف بزن و بگذار من با حجاب و عفیف بمانم.”

خود همین قضیه که شما در نقش‏های تخت جمشید هیچ زنی را نمی‏بینید، نشان می‏دهد که زنِ ایرانی با حجاب و عفیف بوده است. در همین نقش‏های تخت جمشید تا دلتان بخواهد نقش حجة‏الاسلام و آیت‏الله هم نیست و این نشان می‏دهد که مردِ ایرانی هم خیلی مکتبی بوده است. البته نقش‏های گنبد و گلدسته هم در بین نقش‏های تخت جمشید فراوان بوده است که آن پدر و پسر در زمان طاغوت آنها را منهدم کردند که معلوم نشود ملت ایران قبلاً هم امت بوده است.

برخی از شما که بر خلاف حداد عادل، تاریخ خوانده‏اید ممکن است بفرمایید که در دوره هخامنشیان زنان همپای مردان فعالیت می‏کردند و حتی ممکن است بگویید در همان تخت جمشید در الواح به دست آمده می‏توان زنان را به عنوان مالک و سرکارگر و کارگر ساده در کارگاه های مختلف مشغول کار دید. که البته چون آنها با حجاب و عفیف نبوده‏اند از بحث آقای غلامعلی خارج هستند. چون اگر بخواهیم به این موارد بپردازیم باید به زنانی هم اشاره بکنیم که لباس رزم هم پوشیده‏اند. که این دیگر از آن حرفهاست. اینگونه زنان همانهایی هستند که غربی‏ها و مجاهدین، روی آنها برای براندازی نظام، سرمایه گذاری کرده‏اند. خدا خیرشان ندهد که باعث دردسر برای نظام اسلامی ما شده‏اند.

جناب حداد عادل می‏گوید که علاوه بر آنکه حجاب مساله‏ای فرهنگی است که محتاج دخالت نیروی انتظامی است، یک مسئله اجتماعی هم هست که دشمنان انقلاب نسبت به آن حساسیت دارند.

این فرمایش ایشان هیچ تناقضی با فرمایش قبلی ایشان ندارد و زنِ ایرانی همچنان از پیش از اسلام با حجاب و عفیف بوده است، ولی از لحاظ فرهنگی محتاج هم هست که نیروی انتظامی دخالت بکند. چون این زنان با حجاب و عفیف گاهی زیادی مسائلشان اجتماعی می‏شود و دشمنان انقلاب برای علاج حساسیت خود، روسری آنها را زیادی عقب می‏برند. طوری که آنها اصلاً به نقش‏های تخت جمشید توجه نکرده، خودشان از خودشان نقش‏های بی چادر تهیه و سپس آنها را در صفحۀ آزادی‏های یواشکی منتشر می‏کنند و با این کار خود علاوه بر اینکه کک در تنبان خیلی‏ها می‏اندازند، موجب ناراحتی و تحریک مردان انقلابی و نارضایتی فک و فامیل‏های غلامعلی هم می‏شوند.

 

طوفان تهران و سازمان هواشناسی

عده‏ای از خدا بی خبر، از سازمان هواشناسی ایراد می‏گیرند که نتوانسته است طوفان تهران را پیش بینی بکند. اولاً که ما در یک مملکت اسلامی زندگی می‏کنیم و مثل غربیها بی خدا و بی ایمان نیستم. آنچه که از جانب خداوند نازل بشود، هزار هم که پیش بینی بشود، باز هم نازل می‏شود. وانگهی طبق تمام آیات و احادیث، علم غیب، مخصوص ذات کبریایی است و این توقع بی جایی هست که بعضی از معاندین از اداره هواشناسی دارند. ما نباید هر غلطی که غربیها می‏کنند بکنیم و در کار الهی دخل و تصرف بکنیم. به جای آنکه طوفان و زلزله و سیل را از غضب‏های الهی بدانیم و توبه بکنیم، نباید یقه سازمانی را بگیریم که در مسئله امر به معروف و نهی از منکر فعال است و مسئلۀ حجاب را برای زنان ما از واجبات می‏داند. در واقع این دشمنان نظام هستند که از فرصت استفاده کرده،در چنین مواقعی به مشتبهات دامن می‏زنند، تا مردم با خود فکر کنند که اگر بنا باشد زلزله‏ای هشت ریشتری بیاید، دستگاه‏های ما چگونه عمل می‏کنند. در حالیکه انشاء الله آن موقع دستگاه ها  به موقع عمل می‏کنند و این مسائل هیچ ربطی به هم ندارند. فقط دشمنان ما باعث تشویش اذهان عمومی می‏شوند که با آنها در صورت مشاهده، با اشد مجازات برخورد خواهد شد.

آیا مردم را باید به زور شلاق به بهشت برد؟

رئیس جمهور و دایی من می‏گویند که نباید مردم را به زور شلاق به بهشت برد. اما عمه‏جان من و خیلی از آیات عظام مخالفند و می‏گویند که باید آنها را به زور شلاق به بهشت برد. البته در نظام جمهوری اسلامی رئیس جمهور همیشه مجبور است “آقا خوبه” باشد و حرف‏های خوشگل بزند. دایی ما هم که حسابش روشن است و با همه چیز این نظام مخالف است. از این واقعیت هم نباید بگذریم که یک عده هم مأمور و موظف هستند که بزنند در دهان رئیس جمهور و مسئلۀ مهم نظام یعنی زور و شلاق را یادآوری بکنند.

از همۀ این شامورتی بازیها (که ما با آن آشنا هستیم) که بگذریم باز هم این سئوال باقی می‏ماند: “آیا بهشت با طعم شلاق خوشمزه هم هست؟” برای یافتن پاسخ این سئوال ابتدا پیش عمه‏جان رفتم. ایشان که منتظر من بودند، فرمودند: “البته که شیرین است اما نه حالا! روز قیامت همۀ اینهایی که ما به زور شلاق آن ها را به بهشت برده‏ایم از ما تشکر می‏کنند.”

سپس من با همین سئوال، پیش دایی خودم رفتم. او گفت: “زندگی امروز مردم را جهنم نکنند، بهشتِ فردا پیش کششان.”

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال