In touch with Diverse Iranian Community

واژه ها که سانسور شوند، نمی توان از همراهی هنرمندان با کارگران سخن گفت

0 14

بهزاد فراهانی هنرمند با سابقه تئا‌تر:
واژه ها که سانسور شوند، نمی توان از همراهی هنرمندان با کارگران سخن گفت
eghtesad4

 بهزاد فراهانی هنرمند با سابقه تئا‌تر، سينما و تلويزيون کشور و رئيس کانون بازيگران خانه تئا‌تر، برقراری ارتباط مستمر خانواده‌های کارگری و سالن‌های نمايش را در شرايط فعلی دور از ذهن مي‌داند و اعتقاد دارد در زمانه‌ای که سخت‌گيري‌ها بر متون نمايشی بسيار زياد است، نمي‌توان از هنرمند و اثری که خلق مي‌کند انتظار داشت همچون آينهٔ تمام‌نما عمل کند و معظلات و دشواري‌های زندگی خانواده‌های کارگر را در آثار روی صحنه به ما نشان دهد. وی می گويد: اعتقاد دارم ما جنبش کارگری داريم و نه اقشار کارگر؛ اين جنبش، جنبشی در گرو استقرار دموکراسی است و خواست آن‌ها نيز رسيدن به دموکراسی است. جايی که احزاب بعضا مجبور به فعاليت‌های پنهانی باشند و امکان کار از عده‌ای هم سلب شده باشد، ديگر نمي‌توان از طبقه کارگر صحبت کرد.او اضافه کرد: در چنين شرايطی نمي‌توانيم به «خانه کارگر» هم بگوييم خانه کارگران. اما جنبش کارگری وجود دارد و کار خود را انجام مي‌دهد، حال اينکه جامعه هنری آيا به ياری او رفته يا نرفته؛ به اين برمي‌گردد که اصلا برقراری ارتباط ميان آن‌ها و کارگران وجود دارد يا خير. امروز واژه‌های معمولی در آثار ما سانسور مي‌شود و نه مفهوم آن‌ها، متاسفانه سليقه است که اعمال نفوذ مي‌کند‌. در چنين شرايطی سخن گفتن از همراهی و کمک جامعه هنری به کارگران معنايی ندارد چه بسا عده‌ای هم آن را به تمسخر بگيرند‌. ‌ يعنی وقتی شما مي‌گوييد من پشتيبان طبقه کارگر هستم، مي‌گويند اين طرف انتلکتوئل (روشنفکر) شعار بده‌ای است که با اين حرف‌ها مي‌خواهد برای خود بستر ايجاد کند‌. ‌ اما واقعيت به گونه ديگری بوده و افرادی در اين ملک زندگی مي‌کردند که به خاطر اين طبقه در جامعه هنری جان باخته‌اند، افرادی که هستی خود را در گروی اين راه گذاشته‌اند. ‌ محمود دولت آبادی نيز به همين صورت، شما اگر رمان «ريل» اثر دولت آبادی را مطالعه کنيد عشق او نسبت به اين طبقه را درک خواهيد کرد‌. ‌نصرت‌الله نويدی و غلامحسين ساعدی هم دلبسته اين جنبش بوده‌اند. من امروز به عنوان درام نويسی که ثابت کرده‌ام پشتيبان کارگران هستم نمي‌توانم وارد يک کارخانه شده و به دو نفر بگويم بياييد با هم نمايشی توليد کنيم‌. ‌ علت هم دارد، بحث اين نيست که دولت علاقه‌ای به کارگران نداشته باشد؛ چرا اتفاقا توجه دارد و شعار آن را هم مي‌دهد اما به واقع پشتيبانی که‌ گاه از سرمايه‌داری مي‌کند را از کارگران به عمل نمي‌آورد‌. ‌ اين گفته سند دارد. شما در جنبش کارگری نمي‌بينيد فردی به بيت‌المال دست‌اندازی کند اما در سمت خود ابقا شود و مقام بالا‌تر هم بگيرد، برای اثبات اين گفته کافی است نگاهی به زحمت‌کشان شرکت واحد، (فلزکار) خم‌کارمکانيک‌ها و سوزني‌ها بيندازيد‌. ‌ تمام اين سنديکا‌ها از هم پاشيده است. سنديکا را چه کسی از هم پاشيد؟ وزير آن زمان کار که امروز در مجلس نقش اپوزيسيون بازی مي‌کند. البته من هم اعتقاد دارم ايشان چيزهای زيادی آموخته، ولی برای جنبش کارگری خدمت ديگری ارايه کرد‌ه است. ‌

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال