In touch with Diverse Iranian Community

پاسداری از میراث حزب “عدالت و توسعه”   

شهرگان: تحولات ترکیه بعد از کودتای نافرجام ۱۵ ژوئیه وارد فاز جدیدی شده است که روابط این کشور را با متحدین غربی و تا حدودی همسایگان عرب خود، تحت تاثیر قرار داده است. هم زمانی این رخداد داخلی با نشانه های تغییر در سیاست خارجی ترکیه که حتی قبل از کودتا رقم خورده بود و نقطه عطف آن در نامه عذرخواهی “رجب طیب اردوغان” رئیس جمهوری این کشور به همتای روس خود “ولادیمیر پوتین” در خصوص سرنگونی هواپیمای جنگنده سوخو 24 روسی در هشت ماه پیش برای ترمیم مناسبات بین دو کشور، خود را نشان می داد. همین نزدیکی به روسیه در شرایطی که روابط بین مسکو و واشینگتن بیش از همیشه دچار تنش گردیده است در کنار ادعاهای اردوغان و دیگر مقامات ترک مبنی بر همدستی محافل سیاسی – نظامی غربی و به خصوص آمریکایی با ژنرال های کودتاچی، هم اکنون تحولات را به سمتی سوق داده است که نوعی از جنگ سرد را در روابط آنکارا – واشینگتن به خوبی می توان دید. از طرف دیگر انباشت اختلافات بین ترکیه و اتحادیه اروپایی در طی ماه های اخیر و به خصوص بعد از شکست کودتا و موج سرکوب و پاکسازی نیروهای نظامی، امنیتی، قضایی، آموزشی و اداری که موجب انتقادهای صریح و تند رهبران اروپایی از عملکرد دولت آنکارا شده است، زمینه ساز تشدید اختلافات این کشور با محور اروپایی را نیز فراهم آورده است. روابط ترکیه با متحدین عرب خود از جمله شیخ نشین های خلیج فارس که اخبار جسته گریخته نشان می دهد به احتمال زیاد با محافل کودتاچی ترکیه در ارتباط بوده اند نیز موجب بروز بی اعتمادی بین اردوغان با رهبران عرب منطقه را فراهم کرده است. با در کنار هم چیدن قطعات این پازل به هم ریخته و گرایش جدید آنکارا نسبت به پذیرش شکست سیاست منطقه یی خود از جمله در مورد بحران سوریه، به نظر می رسد که ترکیه بعد از شکست کودتای 15 ژوئیه به طور اساسی با ترکیه قبل از آن متفاوت خواهد بود.

هم اکنون با توجه به روحیه اقتدارگرای اردوغان و احساس خطری که از جانب نهادهای نظامی – امنیتی داخلی برای بقای حاکمیت دولت خود می کند، تمرکز و اولویت آنکارا بر کنترل بحران با هر هزینه و پیامد داخلی – خارجی خواهد بود. به همین دلیل موج سرکوب و پاکسازی ارکان قدرت از ارتش گرفته تا دانشگاه برای وی موضوع حیات و بقا می باشد که تحت هیچ شرایطی در کوتاه مدت حداقل تا زمانی که کاملا موفق به مهار بحران نشده است، قابل چانه زنی با اپوزیسیون و نهادهای مدنی در داخل و قدرت های منطقه یی و بین المللی در خارج نخواهد بود. وی و به تبع حزب حاکم عدالت و توسعه با توجه به دوقطبی بودن جامعه ترکیه و امکان خطری که همیشه از جانب ارتش به لحاظ ساختار چندگانه نظامی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن در ترکیه بعد از “کمال آتاتورک” به عنوان بالاترین نهاد قدرت جهت پاسداری از قانون اساسی وجود دارد، بعد از کودتا به بهانه لازم دست یافته اند تا سر ماری که همواره نیش آن را در پشت گردن خود حس کرده اند را “له” کنند. به خلاف تصور بسیاری از تحلیلگران در شرایط کنونی اردوغان چندان نگران تضعیف قدرت نظامی ترکیه در عرصه منطقه یی و جهانی نیست و اولویت وی پاسداری از میراث حکومتی حزب عدالت و توسعه و هم چنین تثبیت کیش شخصیت خود بر ساختار سیاسی – اجتماعی کشور خواهد بود. رئیس جمهوری و اسلامگرایان حاکم بر آنکارا به خوبی می دانند که ارتش، سیستم اداری و دمکراسی نیم بند ترکیه همیشه یک موقعیت بازدارنده را نسبت به اهداف کلان و ذاتی حکومت شریعتمدارانه آنان خواهند داشت و از این فرصت مناسب با تشدید شکاف ها در شرایط تضعیف نیروهای مخالف سعی در پالایش سیستم دارند. هر چند که این گرایش مدیریتی در نوع حکومت داری مستلزم پرداخت هزینه های زیادی خواهد بود ولی اردوغان و حامیان وی اولویت را بر حفظ میراث 13 ساله حزب عدالت و توسعه قرار داده اند. به همین دلیل سرکوب مخالفان و نهادهای بازدارنده به خلاف تصور دیگران که این عملکرد را در راستای تضعیف جایگاه ترکیه می دانند برای آنان مفهوم متفاوت و اعتقادگونه یی خواهد داشت. در این چارچوب اراده و موج بزرگی که اردوغان برای سرکوب و پاکسازی نهادهای درون سیستم دارد در کوتاه مدت قابل مهار نبوده و تنها بعد از رسیدن به نقطه ثبات و رفع هرگونه خطر احتمالی، فروکش می کند.

در عرصه سیاست خارجی نیز با توجه به شکست سیاست های جاری و درک این نکته که پیوستن به اتحادیه اروپایی حداقل در کوتاه مدت امکان پذیر نمی باشد، اسلامگرایان حاکم و حلقه اطرافیان اردوغان چندان نگران تشدید اختلافات خود با اتحادیه اروپایی و آمریکا نخواهند بود. اینکه در طی دو هفته اخیر اردوغان و دولت آنکارا به جای کاهش تنش با اتحادیه اروپایی و آمریکا بیش از همیشه عامدانه در صدد تشدید تنش در روابط با آنان گام برمی دارد نیز ناشی از همین درک و اولویت بندی ها بوده است. دولت آنکارا به جایگاه ژئوپلتیک خود در منطقه حساس و بحران زده خاورمیانه به خوبی آگاه بوده و عضویت در پیمان اتلانتیک شمالی (ناتو) هم این جایگاه را تا حدود زیادی تضمین کرده است و به همین دلیل پاکسازی ارتش و حذف فرماندهان ارشد ناهمسو با حزب حاکم، خطری برای موقعیت منطقه یی و بین المللی این کشور ایجاد نمی کند. اینکه اردوغان به صورت سیستماتیک در حال تغییر در ساختار نظامی کشور و به زیر فرمان در آوردن ارکان فرماندهی ارتش در دستان خود برآمده است از یک طرف ناشی از همین اطمینان و از طرف دیگر حذف استقلال نیم بند ارتش در مناسبات داخلی و خارجی به خصوص در روابط درون پیمان ناتو خواهد بود. به همین دلیل تاکنون بنا بر اظهارات رسمی نزدیک به ۱۴۹ تن از ژنرال های ارشد ارتش ترکیه بازداشت و بعضی هم از کار اخراج شده اند و جالب اینکه بیشتر این فرماندهان نظامی کسانی بوده اند که نقش پل ارتش ترکیه با ناتو را بازی می کردند و از جمله فرماندهان نیروی هوایی در پایگاه استراتژیک و مشترک ترکیه – ناتو در “اینجرلیک” بوده اند. اینکه در این روزها اردوغان به صراحت و با حالت تهاجمی از ارتباط فرماندهان کودتا با فرماندهان بلندپایه ناتو و به خصوص آمریکایی از جمله ژنرال “جوزف وتل” رئیس ستاد فرماندهی ارتش آمریکا در خاورمیانه سخن می گوید، ناشی از همین رویکرد می باشد. اتفاقا به همان نسبت که شدت سرکوب و اتهامات اردوغان در قبال دخالت اتحادیه اروپایی و آمریکا شدت می گیرد در روز دوشنبه اول ماه اوت با سفر ژنرال “جوزف دانفورد” رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا به آنکارا و ملاقات وی با “بن علی ییلدریم” نخست وزیر ترکیه که با اظهار صریح محکومیت کودتا و حمایت واشینگتن از نظام دمکراتیک ترکیه از جانب وی همراه بود، استراتژی باج خواهانه اردوغان ظاهرا نتیجه داده است. به هر حال دلت آنکارا حداقل در زمینه تشدید تنش با اتحادیه اروپایی هزینه هایی را پرداخت خواهد کرد و تبعات اقدامات وی سد راه عضویت ترکیه در اتحادیه خواهد بود و این به مفهوم افول اعتبار و جایگاه ترکیه در عرصه بین المللی می باشد ولی هم اکنون اردوغان تنها به بقا و میراث حزب عدالت و توسعه فکر می کند.

12/5/95                                                                        

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال