In touch with Diverse Iranian Community

پنج شعر از داریوش معمار

0 42

darush memar2داریوش معمار، شاعر، منتقد ادبی و روزنامه نگاری است که سابقه‌ی همکاری با بسیاری از مطبوعات را دارد و سردبیر مجله ارمغان فرهنگی است. او عضو کانون نویسندگان ایران و همچنین دبیر و پایه‌گذار جایزه شعر نیما است و در بخش کتاب با انتشارات نگاه و همچنین بوتیمار همکاری می‌کند. از داریوش معمار جدا از دو عنوان کتاب گزیده، هفت مجموعه شعر از جمله «خواهر خونه» و «اسطبل» و یک کتاب در حوزه نقد شعر معاصر با عنوان تفریق جمعی منتشر شده است.

_______

مخفی

————

سایه ندارند

شبیه برج سیمانی در مه

مخفی‌ست صدای‌شان

میان دندان‌ها

میان دست‌ها

میان كلمات

چیزی پنهان است از آنها

كه مختاری را تكه كرده

      پوینده را تكه كرده

      كارون را تكه كرده

———–

چیزهایی‌ست در آن میان

چیزهایی كه فكرنمی‌كردیم

چیزهایی كه دق مرگمان می‌كنند

————–

————-

عاشقانه‌های بازجو

————-

:تو عاشق گیاهانی

:تو عاشق پرندگانی

:تو می‌خواهی آبیاری كنی

—————

:سرت را به سنگ

:سرت را به كناره‌ی جدول

:سرت را برای آبیاری

:برای همین چیز‌ها

مانند غنچه‌ی كوچكی می‌كوبیم!

——————

مرگ پست

———–

منقار بلندی دارد كلاغ!

صدایش كشیده شدن میخ بر سنگ

بال‌هایش قیر

با عمر بلند، بدون عشق و دوست داشتن

بعضی می‌خواهند قناری باشند

مرغ عشق

مرغ آمین

اما با منقار بلند، صدای میخ، بال قیر

چیز دیگری می‌شوند

هفتاد و چند سال

گاهی بیشتر

گاهی كمتر

————-

عاشقانه

————

مسلسل هم عاشق می‌شود

عاشق شانه‌هایی بلند

دست‌هایی محكم، فشرده

مسلسل‌ هم رویا می‌بیند

رویای تیر باران

در صبح برفی

كنار درختی بلند، با برگ‌ افشان

————

بی پولی

—————-

عجیب هستیم!

گاهی شبیه گیاه كوچكی بر گلدان

گاهی شبیه كاردِ پهنِ براقی در بغل

من، رضا، آرش، حسین

كارمند، تراشكار،بقال، بی‌كار

من در فكر بی‌پولی

رضا در فكر بی‌پولی

آرش در فكر بی‌پولی

حسین در فكر بی‌پولی

چیزی بیشتر از این فراموشی نمی‌آورد

————

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال