In touch with Diverse Iranian Community

چند ترجمه شعر از ساره سکوت

1 208

 

نور بی نوا

شعری از : مارک والدران

برگردان: ساره سکوت

 

چه قدیسی هستی،

 بر همه چیز می تابی،

 به سمت جهان کشیده می شوی،

مانند شعله ها به سمت شب پره ها،

همانند عسل به سمت زنبورها.

 آنقدر راحت خودت را قسمت می کنی،

 و آنقدر به فراوانی،

که شاید چشم هایمان را به کار بیاندازیم،

 چشمهایی که در غیر این صورت زائذ اند

چرا که حتی به عنوان خرده زیر های درخشان زینت بخشِ سطح کسل کنندهء صورتها،

بی مصرف خواهند بود

نه! در غیاب تو،

در آن تاریکی مطلق ،

 چشمها نخواهند دید و دیده نخواهند شد

  به زودی چروک و پژمرده و خشک خواهند شد،

 و از بیهودگی از بین خواهند رفت،

درست مثل انگشت کوچک پا (مگر اینکه راهی برای برعکس کردن روند زوالش پیدا کنیم)

آهای، چشم های خوش و فربه!

 آیا وقت آن نرسیده که با دستهای خیس کوچکتان،

 برای نور کف بزنید؟

 

 

شعر از: یانیس ریتسوس شاعر یونانی
 از ژرنال قلم آمریکا 2016
برگردان : ساره سکوت

 

پانزدهم ماه فوریه

 

این سیم خاردار کجا تمام می شود؟
حلزونها روی لباس کشته شدگان می خزند
اما ما تنها برای این به دنیا نیامدیم
که بمیریم
چرا که سپیده دم
بوی پوست لیمو می دهد

 

 

زنان تنها

شعری از سیونگجا چوی

نرجمه به انگلیسی :  ون چونگ کیم و کثی پارک هونگ

ترجمه به فارسی (از انگلیسی): ساره سکوت

برگرفته از ژورنال قلم آمریکا#19

 

زنان تنها

منتظر زنگ خوردن تلفنهایی هستتد

که هرگز زنگ نمی خورند

زنان تنهاتر

وقتی تلفنهایشان – که هرگز زنگ نخورده اند- زنگ می خورند ،

خشکشان می زند

زنان خیلی تنهاتر

می ترسند تلفنهایشان – که هرگز زنگ نخورده اند- ناگهان زنگ بخورند و قلبشان بایستد

زنانی که از این نیز تنهاتر اند،

 وقتی تمام عاشقان دنیا با هم به آنها زنگ می زنند

خودشان را به خواب می زنند

یا واقعا می خوابند

.

 

 

1 نظر
  1. دوستدار شعر نظر کاربری

    شعر ها و ترجمه هاي ساره سكوت عالي هستن .

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال