In touch with Diverse Iranian Community

چند شعر از سیما ر. کاویانی

0 69

Rogheiyeh1
سـطـرهـای کـوچـک سـرزمـیـنـی

 سیاهکل گفت راه بروم رفتم

سیاهکل گفت حرف بزنم زدم

سیاهکل گفت بخوانم بنویسم یاد بگیرم

خواندم نوشتم یاد گرفتم

سیاهکل گفت دیگر می‌توانی ببینی

از همین جا

همین کوچه پس کوچه‌ها …

دیدم دیدم دی ی ی ی د م

سکوت اش را هم

علامت رضایت‌اش را

اما

ندیدم ندیدم ندی ی ی ی دم


سطرهای کوچک دلتنگی

جیب گشادی ندوخته بودیم

طناب داری نبافته بودیم

از برهوتی نیامده بودیم

به زیبایی قسم

جزاین نخواسته بودیم

نان و آبی

سازو سرودی

سرایت لبخندی

همین!


زندگی شکل سیب نیست

این کشتی کج و مج

نه بادبانی دارد

نه در باد شرطه‌ای …

نه مسیر سربه راهی

دیگر به خودت ربطی دارد

و این حوالی آشوب …


هیاهوی باد

از این ارتفاع ناممکن

که هر لحظه ممکن است

حواست سقوط کند

گلایه‌ات به خاطر چیست

نه زندگی

نه این ورق پاره‌ها

مجبورت نکرده بودند

که از این نردبان پا درهوا

خودت را اثبات کنی

همین پایین

همین گوشه موشه‌ها

 برای ثابت کردن

راهی پیدا می‌شد


پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال