In touch with Diverse Iranian Community

چند شعر از سیامک نجفی

0 26

انتگرال

من مشتق قدر مطلق پریشان خیال
تو انتگرال پری خیال
تو ریشە در شجرە دارید
من ریشە در تو
تو انتگرال تاریخی
من مشتق جغرافیا
مشتق کوچە و پس کوچە
مشتق مشتی خاک
از دامنەی زاگرس
تو اننگرال زاگرس تا کهکشانهای در آسمان

هوا

مختصر هوایی است ابری
در چشمانم
کە هوای بودنت را می خواست
جای دستانت را خالی می بینم
و جای هوایی را پر از بودنت
و اگر می بودی
ریەهایم پر از هوای بودن تو می بود
و اگر تو نبودی
دستانم پر می شد از جاهای خالی دستان تو،
و اگر تو نباشی
هوای ماندنم
پر می شود از اکسیژن خاطرات بی رنگ رفتنم،
و اگر تو نبودی از اول
شاید برای من زیر سیگاری زمین کوچک بود
برای خاموش کردن بی تاقتی هایم

 

دنیای امروز

امروزه دیگر
نیازی بە وزن کردن بال حشرە نیست
و یا پا گذاشتن یا نگذاشتن روی قانون گیاه و چمنزار
نایلون اکنون
پر است از الکترومغناطیس اطراف بدنت
در رگاهایت الکتریستەی جاری در شریان است
با لمس کردن بدنت
بە الکترود منفی القا می شوم
و دیگر تفاوت نمی کند
اگر تو الکترود مثبتی
امروزە دیگر
نیازی بە انداختن قلاب تنفس
بدهن غزل آلای وحشی نیست
یاد گرفتیم
بی سوال
لذتهای پرورشی تور بزنیم
امروزە دیگر
نیازی بە تلەهای پراکندەی پوست دلار
در قلب جنگل نیست
بی مجوز یا با مجوز
تک تیرانداز مرگ گریزلی
در دستان
بچەهای من و تو است.

رادیو

فیزیکدانی کە دستش بە انرژی
زیر زمین تو آلودە بود
پیامی از کشف یک رادیو چند کانالە داد
و تو برای داشتن آن کافیست،
تصورش را بکنی
گویندەاش گفت:
– چند کیلو عنصر جدید در جدول مندلیف قرار می گیرد
و کانال بعدی،
سر تیتر مهمترین خبرها را داد:
– جدول مندلیف را دزدیند
– بخش رادیولوژی بیمارستان امام حسین، تعطیل شد
و کانال دیگری گفت:
– رهبر جدید با گروهی از معدنچیان عازم غرب شد
– قضیەی فیثاغورث در زیر زمین همسایە، کشف و ضبط شد

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال