آشیان / شعر / چند شعر از محبوبه رحیمی صفایی

چند شعر از محبوبه رحیمی صفایی

 

۱

 از کف پاهایم 

برف می بارد

اما نگاه….

بارش باران چشمهات را 

سپید می بارم 

۹/۲/۱۳۹۳

 

 

۲

 

ایستگاه آخر

تکه های دلتنگیم را میپوشم

امروز

میهمان همیشه های مسافرم

۹/۲/۱۳۹۳

 

۳

 

 ماه پخش

و تکه های خیال

 در دستان خیس حرف 

غوطه ور است

۹/۲/۱۳۹۳

 

۴

 

 سرمای استخوانی

در کلافگی میله ها 

خیالت…..

کفشهای کهنه ام را 

بند می بافد

۱۰/۲/۱۳۹۳

 

۵

 

پیکان…

کمان….

عشق….

آب….

پوسته ی درخت با زمین

 عروسک بازی اش گرفته

گوشهام…..

اعتراف باد….

لالایی موهام……

رقصیدن شیشه ها…..

بیدار می شوم

مرد فانوس و ماهیان تور

کاش تور مرد فانوسی بودم

۱۱/۲/۱۳۹۳

 

۶

 

 حیفم می آید

 دلگیر نباشم

اینقدر

 نا تمام حرفهات را مانده ام 

که

جمعه ها

 بغضم عریان می خواند

و حسی عجیب

 قلبم را می تپد

انگار 

هنوز تو را انتظار می کشم

من 

احساسش را 

میان باغچه دور میزند

و به درختش 

عکسها را یادگار می چسباند

کبوتر احوالم را 

سیاه می پوشم

دنیا تب میکند 

و خدا می گوید:

من 

قصه های تکراری را دوست ندارد

۲۲/۸/۱۳۸۶

 

Mahmoubeh-Rahimi-354x510 چند شعر از محبوبه رحیمی صفایی

 

درباره محبوبه رحیمی صفایی

پیشنهاد خوانش

میراث زیبا و ماندگاری که علیرضا برجاگذاشت نگار چلالی - بهادر موسوی

خبر از دست دادن زود‌هنگام دوست و همکار عزیزمان، علیرضا احمدیان، قلب ما را مملو …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *