In touch with Diverse Iranian Community

چند شعر از محمدرضا طاهرنسب

0 97
محمدرضا طاهرنسب
محمدرضا طاهرنسب

۱

آیا شعری با مزه ی بال مرغ خوانده اید؟

آیا شعری با طعم زبان رسمی فارسی چشیده اید؟

آیا به ناگاه دریافتید کدام چاشنی به شعر بیدل افزوده شد؟

شعر مثل کندن مو با موچین است

نثر تراشه های آهن است

بزاق دهان است

اما شعر کلاه لبه دار است

شعر خلأ است

در خلأ چه چیز وجود دارد جز خلأ؟

واما رابطه ی شعر با شاعر

مثل اتمسفر است به فضانورد.

[clear]

 ۲

برایم از دردها هندوانه ای بساز

از هندوانه بادکنکی .

اگر بمیرم دلم برای ظرف های تفلون تنگ می شود

برای دستمال توالت تنگ می شود

برای دندان درد تنگ می شود.

روزی می خواستم استخوان هام را فیلی بسازم

روزی می خواستم شتری بسازم

روزی انسانی .

وقتی بمیرم

بگویید کالباس دوست نداشت

بگویید شبیه لاما بود

اما وقتی بمیرم

از احجام آفتابه ای

از اشکال دایره ای

از گلو کلمه ای با من بمیرد

[clear]

۳

راه های اخته کردن جملات

دست بردن در چگونگی افعال است

کشیدن حرف ربط است با گاز انبر

راه هایی برای مبارزه با شعر

برای آنکه هر قلب اشارتی باشد به فلز

و آنکه کلمه به سخن بیاید.

می گویند اولین کلمات زیر یک سنگ زاده شدند

می گویند آنها به زودی دریافتند

که چگونه می توان ترکیب شد

و بعد در بستر رود به راه افتادند

آنها به دهان آدمی راه یافتند

آنها به لوز المعده ی آدمی راه یافتند

آنها به اشیاء راه یافتند.

[clear]

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال