In touch with Diverse Iranian Community

کشتار در مرز سراوان، اعدام در زندان زاهدان

جمعه عده‏ای در مرز سراوان شانزده مرزبان را می‏کشند. هشت نفر را زخمی می‏کنند و هفت نفر را گروگان می‏گیرند.

دادستان عمومی و انقلاب و مأموران آگاهِ زندان و افراد زبدۀ اطلاعات استان که همواره در پاسداری از مرز و بوم مملکت ما جان بر کف در خانه‏های خود و گاهی پشت میز خود نشسته‏اند، بلافاصله روز شنبه در زندان زاهدان شانزده نفر بلوچِ سنی را از میان سایر زندانی‏ها تو چین کرده و کتف بسته، اعدام می‏کنند تا پدر «گروه‏های معاند» را که دست به چنان جنایتی زده و بزدلانه فرار کرده‏اند در بیاورند.

 شوربختانه یکی از زخمی‏ها بعداً در بیمارستان وفات می‏کند که باید به این گروه‏ها بگوییم: یکی طلبِ قضات استان تا سر فرصت احتمالاً با همکاری همکاران خودشان در زندان مهاباد یا یکی دیگر از زندانهای سنی خیز کشور تلافی بکنند.

جالب اینجاست که به محض چنین  دفاعِ جانانه و فوری، فوتی و تلافی‏جویانه‏ای از مرزهای مملکت باز عده‏ای می‏گویند اینها از همان صد و پنجاه سنی‏ای بوده‏اند که بنا شده در سرتاسر ایران اعدام بشوند و نظام منتظر فرصت مناسب بوده است. عده‏ای هم آن را مشت محکمی به دماغ احمد شهید و گزارش حقوق بشرش می‏دانند و حتی برخی فکر می‏کنند این کار شکنی در امور دولت کلید است، در حالیکه هیچکدام از آنها نیست و دادگستری این استان از اول انقلاب تا حالا هماهنگ با سیاست کلی نظام مقدس با همین روشِ ارعابِ مقدس استان را اداره کرده است.

از آنجاییکه بعضی از مرزهای این استان (مثل همین مرز سراوان) کوهستانی و صعب‏العبور و خطرناک هستند، دادگستری استان از قبل همیشه در زندانها تعدادی را که مثل این «گروه‏های معاند»، سنی و بلوچ هستند نگهداری می‏کند تا به محض حملۀ این گروه‏ها، آنها بتوانند در زندانها از مرزها دفاع بکنند. این اقدام انقلابی و سرعت عمل در دفاع از مرز و بوم کشورمان را نباید با ارتباط به مسائل کوچکی مثل اعدام سرتاسری سنی‏ها از اهمیت انداخت، چرا که برای اعدام آن‏ها هر وقت نظام تشخیص بدهد جرم‏های وهابی و سلفی و قاچاقچی کفاف شرعی را خواهد کرد.

البته دادگستری نظام جمهوری اسلامی در سی و چهار سال گذشته در این استان به طور مداوم و مکرر پدر این «گروه‏های معاند» را چه در زندانها و چه در ملاء عام در آورده و بارها و بارها خبر قلع و قمع آنها را از طریق نشریات معتبر به اطلاع عموم رسانده است، اما آنها با لجاجت دوباره زنده شده و سر از بیابانها و کوه‏های صعب‏العبور در می‏آورند و دست به اختلاف بین شیعه و سنی می‏زنند!

در صورتیکه آنها کور خوانده‏اند. وحدت بین شیعه و سنی به حمدلله آنقدر در این استان محکم هست که با اینکه تا حالا دادگستری و قضاتش چندین مولوی سنی را اعدام کرده و همین حالا تعداد زیادی مولوی از جمله مولوی نقشبندی و دامادش و پسرش را به زندان انداخته‏اند و به درخواست‏های مکرر رهبران مذهبی برای آزادی آنها تره خورد نمی‏کنند باز هم خدا را هزار مرتبه شکر وحدت بین شیعه و سنی برقرار هست و با این حرکت‏های مذبوحانه هم از بین نمی‏رود که هیچ بلکه نظام قاطعانه با «گروه‏های معاند» که بخواهند در کوه‏های صعب‏العبور و مرزهای خطرناک  این وحدت را از بین ببرند در زندانها برخورد خواهد کرد.

 حالا ای خواننده محترم! حرف حساب شما چی هست؟

پاسخ دهید

مشاهدهٔ قبل از ارسال

نمایش متن بعد از ارسال