آشیان / ادبیات / کویرعشق

کویرعشق

نرم نرمک می کشد برسایه نرم خیال

ردپای مهرتو ای آفتاب کیش ما

 از عطش خشکیده لب وین پیکر تبداردل

درهجوم ناله وتنهایی بی خویش ما

بادصحرا چون وزد درجاده های زندگی             

سیل شنزاری به پا درساحل اندیشه ها

گربتابد تابش گرمی به قلب عاشقی              

عشقبازی چون ثعب مانَد درون بیشه‌ها

وسعت عشقت نمی گنجد درون سینه‌ام            

صدترک برداشت قلبِ  طُرفه شورانگیزما

 درسکوت  غمزه چشمان  خوش ایهام تو      

چون ستاره می شودکلک خیال انگیز ما

گرچه جان خواهد بنالد در تب صحرای سوز       

نشنوی لیکن صدایی جز صدای رشق ما

پرصلابت نام تو درلحظه های این سفر        

چون نگینی می درخشد درکویرعشق ما  

16.10.2012

مرضیه  پروری (ک. ماهور)

 

درباره شهرگان

پیشنهاد خوانش

گرافیتی‌های «مسعود کاظمی؛ زندانی آزادی بیان» در تهران

گرافیتی‌هایی از مسعود کاظمی، روزنامه‌نگارِ زندانی به جرم اندیشه، که برای مصادیق آزادی بیان در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *